اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
ايران، دشمني کم‌هزينه براي عربستان
هيچ منعي براي حضور اقليت‌ها در دولت آينده نيست
پيشنهاد تبديل دستيار ويژه رئيس‌جمهوري در امور اقوام و مذاهب به معاونت
واکنش‌هاي مثبت يک ديدار
ثبات مديريتي به دولت برگردد
ضرورت اصلاحات در ساخت دولت
برجام نتیجه چندجانبه‌گرایی است
حرکت از وحدت ملي به آنارشي
رابطه ايران‌ستيزي محمد بن‌سلمان با تحولات داخلي عربستان
اردن و اسرائيل در آستانه قطع روابط
بحران سوریه به ایستگاه آخر می‌رسد
اتحاد توليدکنندگان نفت براي افزايش درآمدها
۲۰۰ هزار ميليارد تومان خرج کرديم اما فقر کم نشد
راه‌اندازي مرکز آموزش بين‌المللي دوره‌هاي تجارت بين‌الملل در تهران
چند درصد منابع بانک‌ها نقد است؟
برخي شرکت‌‌ها سودي براي توزیع ندارند
سکه اَشک يکم، سازنده اَشک‌آباد
نام‌گذاري به‌پاخيزي سي‌ام تيرماه 1331 به قيام مقدس ملي و شهداي ملت- تغييرات کابينه
کيميايي: سينماي فردا بايد ايدئولوژيک باشد
شجريان: موسيقي ريشه‌کن نمي‌شود
کهنه‌قلعه رو به ويراني است
کابوس خشکسالی به شمال سرایت کرد
زن جوان، قاتل هر دو همسرش است؟
افزايش نرخ ازدواج دختران ۱۵ تا ۱۹ سال
وزیر روزهای خاکستری
جسدي براي تأمين نيازهاي آموزشي وارد کشور نمي‌شود
اصلاح سن قانوني ازدواج دختران
غزل ناموزون خداحافظي
خبر خوش خالق «بازي تاج و تخت» براي هواداران
نامه حسين عليزاده به هوادارانش
چرا شهاب حسيني نمره قبولي مي‌گيرد؟
گزينش شعر قيصر براساس ذائقه جهاني
گنـج پنهان
نگاره
روزگار خوش کتاب‌ها در روسيه
ترافيک بي‌سابقه در مسير مرگ
او نمُرد، به خانه جديدي رفت
اگر اوضاع جفت‌وجور باشد
کارخانه مقصر است؟
خياباني: «حق پخش» ظلم به تلويزيون است
وضعيت قرمز در تيم آبي‌
يک تيم عليه واليبال
کنسرت کولي‌هاي اسپانيا تمديد شد
مصوبه شوراي عالي اداري و يک قاب خوش‌نقش اجتماعي
نشست وحدت
تغيير واحد پول ملي در مسير آزمون و خطا
مقصر اصلي کساني‌ هستند که به زنجاني اعتبار حداکثري داده‌اند
مردم را مأیوس نکنیم، نیروهای انقلاب فقط در یک جریان نیستند
آمريکا نمي‌تواند در روابط ايران و عراق دخالت کند
نه زودهنگام مجلسي‌ها به وزير کشور
رونمايي از موتورلانس‌ها (موتورآمبولانس) در تهران
الکلی‌های ایرانی؛ کم تعداد اما پرمصرف
حراج کتاب: 500، 700، 1400 و در نهايت 3000 تومان
بليت يک ميليون توماني برای تئاتر
انسان‌انگاري (آنتروپومورفيسم) در ذهن و زبان
بازگشت طوفاني نولان
در بازي ايران- سوريه؛ ‌استاديوم زنانه شود
تحول مثبت يا ادامه ناکامي‌ها؟
زهرا خانه‌تکاني کرد
پرسپوليس يا آتش زير خاکستر؟
نه زودهنگام مجلسي‌ها به وزير کشور
بازگشت طوفاني نولان
خیز «کلاش» برای یونسکو
ترياک آزاد نمي‌شود
براي نخستین‌بار فيلم‌تئاتري از بهرام بيضايي در تالار وحدت
جنگ ترامپ با دولت بر سر ايران
اقليت‌ها در دولت
«غمنومه فريدون» در ادامه «شهر قصه» بيژن مفيد
مردم را مأیوس نکنیم، نیروهای انقلاب فقط در یک جریان نیستند
رقابت کسب‌وکارهاي نو در تابستان
الکلی‌های ایرانی؛ کم تعداد اما پرمصرف
«کودکان پاکبان»، کودکان رنج و فراموشي
شاگردان کي‌روش آماده براي جام‌جهاني روسيه
وزیر روزهای خاکستری
پايان کودکي با زخم‌هاي نامرئي
بليت يک ميليون توماني برای تئاتر
«رجل» همچنان در تعلیق
دز ما را بلعید
نامه براي تطهير؛ افشاگري ديرهنگام
گره در کار اصولگرایی
کارآمدي؛ ملاک واقعي کابينه
آمريکا نمي‌تواند در روابط ايران و عراق دخالت کند
در بازي ايران- سوريه؛ ‌استاديوم زنانه شود
تلاش بخش‌هاي توليد و خدمات براي آبروداري
«رگ خواب»‌ي‌ها سفير شدند
طناب نجات برای پول ملي
آن روزنامه دروغگو با اسم مسخره
تغيير واحد پول ملي در مسير آزمون و خطا
پرسپوليس يا آتش زير خاکستر؟
محروميت 3 بازيکن استقلال؛ غير‌قانوني است؟
ارگ کريم‌خان تا 20 سال ديگر ثبت نمي‌شود
هوا گرم نشده؛ مصرف برق باز هم رکورد زد
وقت آن رسيده که سياست در خدمت اقتصاد باشد
مقصر اصلي کساني‌ هستند که به زنجاني اعتبار حداکثري داده‌اند
پشتيباني معنوي نمايندگان آمريکا از ايران‌هراسي ترامپ
ترکيه تهديد قطر را متوجه خود مي‌داند
واکنش‌هاي مثبت يک ديدار
شايستگي، ارجح بر گرايش سياسي
خودروی کم‌مصرف بیاورید، بنزین را گران کنید
موضوع مرخصي زايمان،فرسايشي شده است
نشست وحدت
ايران، رشد اقتصاد جهان را ارتقا داد
براي همين است که هنوز زنده‌ام
پدرو آلمودوار جايزه پلاتينو را برد
سقفي براي گذر از آن حادثه سياه
مي‌خواستم کودک دست دزدها نيفتد
بازار فروش کودکان
رونمايي از موتورلانس‌ها (موتورآمبولانس) در تهران
مصوبه شوراي عالي اداري و يک قاب خوش‌نقش اجتماعي
تحول مثبت يا ادامه ناکامي‌ها؟
ترکيه و آمريکا در آستانه رويارويي
زن جوان، قاتل هر دو همسرش است؟
وقتي آش عربستان براي دوستان هم شور مي‌شود
اعطاي وام با پشتوانه يارانه نقدي
حراج کتاب: 500، 700، 1400 و در نهايت 3000 تومان
مشکلات دروني عراق بعد از آزادسازي موصل
نگاره
ايران، دشمني کم‌هزينه براي عربستان
کابوس خشکسالی به شمال سرایت کرد
ضرورت اصلاحات در ساخت دولت
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 50311 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۱۱ - 01:00
در جست‌وجوی ساحل نجات
نگاهي تحليلي به فعاليت‌هاي ارکستر سمفونيک در ايران

در جست‌وجوی ساحل نجات

وقايع‌اتفاقيه: ارکستر سمفونيک تهران، اوايل ماه جاري، بار ديگر کنسرتي را با رهبري شهرداد روحاني اجرا کرد. در اين اجرا، قطعه کنسرتو پيانو شماره دو رخمانينف با سوليستي پيانوي اميرمهيار مرادي اجرا ‌شد. قطعات «مارش اسلاو» از چايکوفسکي، «پاوان» از گابريل فوره، «پوئم سمفونيک آواي مردگان» از کامي سن‌سان و قطعه «بر فراز کوه سنگي» از مودست موسورسکي، از ديگر قطعاتي بودند که در اين کنسرت اجرا خواهند شد. به همين بهانه، نگاهي تحليلي به فعاليت‌هاي ارکستر سمفونيک در ايران داشته‌ايم: ‌
موسيقي سمفونيک در ايران سابقه‌اي طولاني دارد؛ از همان زمان که اولين تأثيرات غرب در ايران آغاز شد، موسيقي نيز از آن تأثير گرفت؛ تأثيري چون ديگر الگوبرداري‌ها، گاه يکسويه و بدون تعامل و گاه همراه با آميختگي و گفتمان فرهنگي. گاهی اين تأثيرات، چنان بطئي و عميق رخ داده است که مي‌توان آن را در ادبيات موسيقي نيز مشاهده کرد. ريتم، ملودي و نت، حالا بيش از صوت، ادوار و اوزان شنيده مي‌شوند. بسياري از سنت‌گرايان- که تعدادشان کم هم نيست- آغاز تأثيرات موسيقي غرب در ايران را همراه با آغاز انحطاط موسيقي ايرانی قلمداد مي‌کنند و برخي ديگر، آن را مايه حياتي مي‌دانند که موسيقي سنتي ايران را از انزوا رهانيد و دامنه‌هاي وسيع‌تري، فراروي افق آن قرار داد؛ مشکل اما از جايي شروع شد که بسياري از فعالان موسيقي غربي، دست به نفي موسيقي سنتي زدند و همچنان تأثيرات اين نگاه را در محيط‌هاي موسيقايي و علمي مي‌توان مشاهده کرد. تقابل ميان موسيقي غربي و سنتي يا ملي ايران، حالا سال‌هاست- چيزي نزديک يک قرن- که همچنان ادامه داشته و طرفداران و مخالفان خود را دارد اما موسيقي سمفونيک چگونه در ايران شکل گرفت؟ با نگاهي به تاريخچه اين ارکستر مي‌توان مشاهده کرد که رهبران آن، به‌جز دوران کوتاهي که هابيو تويبر، پيش از انقلاب و ماتياس سباستين کروگر آلماني (به عنوان رهبر مهمان) در ارکستر فعاليت کردند، بيشتر ايراني بودند. 
ارکستر سمفونيک، انقلاب و جنگ
در سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي که در مدت زمان کوتاهي با جنگ نيز همراه شد، آهنگسازان بسياري چون هوشنگ کامکار، کامبيز روشن‌روان، فريدون شهبازيان، مجتبي ميرزاده و ديگران، قطعاتي با ماهيتي مذهبي- انقلابي، شهدا و ميهن براي اين ارکستر ساختند. از جمله معروف‌ترين اين قطعات مي‌توان به «کجاييد ‌اي شهيدان خدايي» اثر هوشنگ کامکار اشاره کرد. «ني‌نوا» اثر حسين عليزاده براي ني و ارکستر زهي نيز يکي ديگر از آثار درخشاني است که در اين مدت ساخته شد. «ني‌نوا» با همکاري ارکستر زهي و تک‌نوازي جمشيد عندليبي به اجرا درآمد؛ اين اثر با اقبال عمومي نيز مواجه شد و همچنان بعد از گذشت دهه‌ها از آن، جزء پرفروش‌ترين آثار موسيقي بدون کلام در ايران است، به‌طوري‌که پس از انتشار، صف‌هايی طولاني براي خريد آن شکل گرفت. «آب زنيد راه را»، ساخته حسن رياحي نيز يکي ديگر از قطعاتي است که در آن زمان و همچنان نيز با استقبال بسيار زيادي همراه است. در اين زمان بود که ارکستر سمفونيک تهران، گاهي نقش يک ارکستر نظامي را نيز برعهده مي‌گرفت و حتي پاي اين ارکستر به جبهه نيز باز شد. در دهه‌‌هاي اول انقلاب، آهنگسازان ديگري چون محمد شمس، مرحوم فريدون ناصري، نادر مشايخي، حميد شاهنگيان، اميد سياره، ابراهيم نظري، شهاب انتظامي و... قطعاتي براي ارکستر و کر ساختند. 
دوران ثبات
در اين سال‌ها، ارکستر سمفونيک تهران با فراز و فرودهاي بسياري به فعاليت خود ادامه مي‌داد. فريدون ناصري- محقق و نوازنده‌- اما سرانجام در سال 69 به‌عنوان رهبر دائمي ارکستر سمفونيک تهران برگزيده شد. او که تا چند سالي قبل از درگذشتش، رهبري اين ارکستر را بر عهده داشت، براي حفظ و استمرار فعاليت آن، تلاش‌هاي بسياري صورت داد. در دوره فریدون ناصري، رهبران مهماني چون فريدون صهبايي، ايرج صهبايي، شهرداد روحاني، لوريس چکناوريان و نادر مشايخي، چوب رهبري اين ارکستر را در دست گرفتند. سال‌هاي حضور او را نمي‌توان از نظر کيفي، دوراني طلايي براي ارکستر قلمداد کرد اما مهم‌ترين بخش تلاش‌هاي او را مي‌توان به استمرار فعاليت‌هاي اين ارکستر نسبت داد.
از استعفا تا تعطيلي
بعد از ناصري، ايرج صهبايي، رهبر و آهنگساز مدرنيست ايرانيِ مقيم استراسبورگ، رهبري ارکستر سمفونيک را به‌مدت يک سال (1381 تا 1382) به‌عهده گرفت اما علي رهبري که از جمله رهبران ارکستر ايراني شناخته‌شده در جهان به‌شمار مي‌رود، پس از او به‌عنوان رهبر دائمي اين ارکستر انتخاب شد؛ ولی رهبری به‌دليل برآورده‌نشدن خواسته‌ها و پيشنهادهايش و آنچه خود، وضعيت تأسف‌بار نوازندگان و اعضاي ارکستر مي‌دانست، روي صحنه تالار وحدت از ادامه فعاليت‌هايش با ارکستر استعفا داد. رهبري، سال‌ها بعد دوباره به ايران بازگشت و همچنان اعتراض‌ها و نامه‌نگاري‌هاي بسياري انجام داد و خواستار استعفاي دسته‌جمعي بسياري از مديران موسيقي شد. بعد از او، نادر مشايخي و منوچهر صهبايي، رهبر ارکستر، موسيقي‌شناس و نوازنده ابوا به‌عنوان رهبر ارکستر، فعاليت‌هاي خود را آغاز کرد. پس از او اما ارکستر تا سال‌ها رهبر ثابتي نداشت و با رهبران مهمان اداره مي‌شد که از جمله آنها مي‌توان به شهرداد روحاني، ماتياس کروگر، نازنين آقاخاني، درک گليسون و نادر مرتضي‌پور اشاره کرد تا سرانجام قديمي‌ترين ارکستر خاورميانه تعطيل شد.
ارکستر سمفونيک و دولت يازدهم
«من از اينکه ارکستر سمفوني و ارکستر موسيقي ملي به تعطيلي کشيده شده، بسيار متأسفم و حتما اين دولت در همين ماه‌هاي آينده، آن را احيا خواهد کرد. اگرچه ممکن است وزير باز هم کارت زرد بگيرد. اين دولت به همه تعهداتي که در دوران انتخابات داده است، عمل خواهد کرد.» اينها را حسن روحاني در نخستين‌ ماه‌هايي گفت که به‌عنوان رئيس‌جمهوري منتخب، فعاليت خود را آغاز کرد. مدير وقت دفتر موسيقي وزارت فرهنگ‌وارشاد اسلامي، اواخر سال 92، خبر از حضور منوچهر صهبايي به‌عنوان رهبر ارکستر سمفونيک تهران داد. صهبايي که خود مدتي نوازنده ابوا در ارکستر سمفونيک بوده؛ بعد از اعلام اين خبر و دعوت به‌عنوان رهبر مهمان، فعاليت‌هايش در اروپا را به‌تعویق انداخت و به ايران آمد تا ارکستري را که در دولت قبل به تعطيلي کشيده شده بود، دوباره راه‌اندازي کند. فعاليت‌هاي ارکستر اما آغاز نمي‌شد و اين تعلل به شکلي ادامه داشت که صهبايي را نيز به اعتراض واداشت: «دفتر موسيقي وزارت ارشاد بايد در‌اين‌زمينه پاسخگو باشد. ما بيش از دو ماه پيش، در ابتدا آزمون‌ها را برگزار، سپس نوازنده‌ها را انتخاب و فهرست نهايي را به دفتر موسيقي ابلاغ کرده‌ايم و همچنان منتظريم که بعد از ابلاغ دفتر موسيقي، کارها را شروع کنيم. من براي خودم چيزي نمي‌خواهم و آمده‌ام تا بر‌اساس وظيفه‌اي که به‌عهده‌ام است، ارکستر نابودشده را احيا کنم اما بر اين باور هستم تا زماني که قرارداد رسمي و معيني با نوازنده‌هاي ارکستر سمفونيک، منعقد نشود، نمي‌توان کاري را به‌طور مطمئن انجام داد؛ بنابراين هر وقت بودجه تأمين شد و من از انعقاد قراردادها مطمئن شدم، فعاليت‌ها را آغاز خواهم کرد.» در حالي که همچنان رسانه‌ها با صهبايي به‌عنوان رئيس‌ ارکستر فعاليت مي‌کردند، علي رهبري به‌عنوان مدير هنري و همچنين رهبر ارکستر انتخاب شد؛ اتفاقي که اعتراض رهبري را به‌دنبال داشت؛ او در گفت‌وگويي به اين مسئله اشاره کرد که: «قبل از هر چيز بايد بگويم اين تصميمي که گرفته شده است، به‌هيچ‌عنوان از لحاظ انساني، اخلاقي، هنري و حتي اداري درست نيست.» صهبايي، در اظهارنظري که در اين‌باره انجام داد، به اين مسئله اشاره کرد که در تمام مدت حضورش در ايران، مقاومت کرده است که قبل از تشکيل ارکستر، تکليف نوازندگان مشخص شود: «تلاش کردم نوازندگاني که به استخدام ارکستر درمي‌آيند، داراي حقوق مکفي و همچنين بيمه درماني و بازنشستگي شوند.» با هم اينها بدون آنکه پيروز ارجمند، مدير وقت دفتر موسيقي، پاسخي به ابهامات به‌وجود آمده، بدهد، علي رهبري، کار خود را آغاز کرد و ارکستر سمفونيک تهران، يکشنبه و دوشنبه، 24 و 25 اسفند 93، بعد از سال‌ها تعطيلي، روي صحنه رفت. رهبري توانست سطح تکنيکي ارکستر را تا حد زيادي ارتقا دهد اما در زمان رياست او بر ارکستر، حاشيه‌هاي بسياري گريبان اين ارکستر را گرفت. مشاجرات لفظي رهبري با تعدادي از نوازندگان که به اخراج چند نوازنده منتهي مي‌شود، اولين حاشيه بود. علي رهبري، همچنين ايده «مهر تا مهر ارکستر سمفونيک تهران» را تشريح کرد اما اين برنامه هرگز به‌طور کامل انجام نشد که البته دلايل متعددي براي آن بيان شد و يکي از مهم‌ترين اين دلايل، نبود بودجه است. همين مسئله نيز سرانجام الکساندر رهبري را بعد از کش‌وقوس‌ها، نامه‌نگاري و اختلافات بسيار به استعفا واداشت. او نامه‌اي سرگشاده به علي جنتي، وزير وقت فرهنگ‌وارشاد اسلامي نوشت و در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرد، از مديريت هنري ارکستر سمفونيک تهران استعفا داده است ولی سپس بار ديگر به ايران بازگشت اما هيچگاه نتوانست به فعاليت‌هايش ادامه دهد و سرانجام شهرداد روحاني، به‌عنوان رهبر ارکستر، سکان هدايت آن را برعهده گرفت.
روزگار شهرداد
ارکستر سمفونيک از ابتداي فعاليت دوباره‌اش، روزهاي سختي را گذراند. روزهاي شيرين، روزهايي که ارکستر از چنان درجه کيفي برخوردار شد که بهت‌آفرين بود و روزهايي که بگومگوهايي که به نظر مي‌رسد خوراک اين روزهاي موسيقي ايران است، چنان بالا مي‌گرفت که نفس‌ها را بند مي‌آورد اما حالا این ارکستر روزهاي آرامي را پشت سر مي‌گذارد. شهرداد روحاني- رهبر ارکستري که سابقه فعاليت‌هاي بين‌المللي بسياري دارد- به‌عنوان رهبر اين ارکستر فعاليت مي‌کند. نوازندگان روزهاي آرامي ‌مي‌گذرانند و کنسرت‌ها نيز تقريبا به شکل مرتبي اجرا مي‌شوند و مخاطبان نيز درحال افزايش هستند. البته اينها هيچ‌کدام به معناي آن نيست که «ارکستر سمفونيک تهران» دارد روزهايي رؤيايي پشت سر مي‌گذارد يا همه‌چيز امن و امان است يا اينکه به‌رهبر و نوازندگان خيلي خوش مي‌گذرد اما ما آدم‌هاي قانعي هستيم و به همين هم قناعت مي‌کنيم که ارکستر همين‌طور آرام‌آرام به فعاليت‌هايش ادامه دهد. مدير بنياد رودکي که در اين مدت سابقه چندان خوشي از خودش در ذهن مخاطبانش نگذاشته است، با آوردن رنو روي سن و برگزاري چهار، پنج برنامه در يک روز، براي ارکستر مشکل‌تراشي نکند.  آمدن شهرداد به ايران داستان جالبي دارد. او از سال گذشته تور کنسرت‌هايش را در تهران و چند شهرستان برگزار مي‌کرد و اين‌بار هم آمده بود تا کنسرت‌هايش را ادامه دهد. اين همان زماني است که جلساتي با حضور اعضاي شوراي ارکستر و مسئولان آن برگزار مي‌شد تا مشکلاتي که در ادامه فعاليت‌هاي علي رهبري پيش آمده بود، برطرف شود.  شهرداد برنامه‌هاي منظمي براي ارکستر دارد. همين اوايل دي هم قرار است، دوباره کنسرت ديگري برگزار شود اما برنامه‌هاي او کاملا با واقعياتي که وجود دارد منطبق است؛ براي همين مي‌گويد: «ارکستر سمفونيک، بودجه‌اي مشخص دارد و ما بر‌اساس همان بودجه بايد پيش برويم. نوشتن برنامه روي کاغذ، کار آساني است. مي‌شود برنامه کنسرت‌هاي زيادي نوشت اما بايد درعين‌حال، به عملي‌کردن آنها هم فکر کرد. آوردن نوازنده و رهبران شناخته‌شده هم اگر بودجه وجود داشته باشد، به هيچ عنوان کار سختي نيست.» شهرداد که به ارکستر آمد، بسياري از نوازندگاني که در اين مدت، بنا به دلايل گوناگون ارکستر را ترک کرده بودند، بازگشتند که شاخص‌ترينشان ارسلان کامکار است که به‌عنوان مايستر در چند برنامه، رهبر شناخته‌شده را همراهي کرد. او در برنامه‌هايش اجراي آهنگسازان ايراني را نيز در نظر گرفته است: «قطعا اجراي آثار آهنگسازان ايراني همانند هميشه در برنامه من خواهد بود زيرا معتقدم بايد آثار آهنگسازان ايراني مورد توجه اين ارکستر باشد. در تمام برنامه‌هايي نيز که تاکنون اجرا کرده‌ايم يا سوليست‌ها ايراني بوده‌اند يا چند قطعه از آهنگسازان ايراني اجرا شده است. من معتقدم که نوازندگان ما نوازنده‌هايي بسيار توانمندی هستند که از‌پس اجراي هر قطعه‌اي برمي‌آيند و اصلا لزومي به حضور نوازندگان خارجي نيست. ما از معدود ارکسترهاي جهان هستيم که تمام نوازندگانمان از کشور خودمان هستند و اين اتفاق بسيار خوشايندي است؛ ضمن آنکه حضور يک سوليست خارجي در ايران هزينه زيادي طلب مي‌کند؛ آن‌هم درحالي‌که يک شب اجرا مي‌کند و مي‌رود و تأثير چنداني ندارد اما مي‌توان از اين بودجه استفاده بهتري کرد. ما جوانان نوازنده بسيار خوبي داريم که مي‌توانيم از حضورشان استفاده کرده و به‌اين‌ترتيب، آنها را دلگرم کنيم. اين جوانان هستند که آينده موسيقي کشور را مي‌سازند، چرا بايد از اين سرمايه‌هاي بزرگ چشم‌پوشي کنيم؟ براي تربيت يک موزيسين حرفه‌اي، دست‌کم 10 سال زمان نياز است و با وجود تمامي موانع و مشکلاتي که اين روزها در موسيقي ما وجود دارد، خوشبختانه تعداد اين موزيسين‌ها حالا در کشور ما زياد است و مي‌توان از آنان بهره برد. من وقتي جوان‌هاي مملکتم و استعدادهايي را مي‌بينم که حتي در موقعيت‌هاي سخت هم به خوبي خود را نشان مي‌دهند، به آينده کشورم اميدوار مي‌شوم. امروز اين استعدادها وجود دارند و تلاش مي‌کنند. نکته‌اي که ذهنم را در مورد اين استعداد‌ها به خود مشغول کرده، حمايتي است که بايد همه ما از آنها بکنیم و دولت، مهم‌ترين نقش را در اين بين دارد.» اين صحبت‌هاي روحاني البته به معناي مخالفت او با حضور سوليست‌ها يا چهره‌هاي فرهنگي نيست اما او خوب مي‌داند که اولويت‌هاي امروز موسيقي، چه چيزهايي هستند؛ هرچند اعتقاد بسيار زيادي نيز به ايجاد تبادلات فرهنگي دارد و آن را حربه‌اي قوي براي نشان‌دادن قدرت فرهنگي ايران مي‌داند. رهبر ارکستر سمفونيک تهران همان‌اندازه که خوشبين است؛ واقع‌بين هم هست؛ مثلا برايش عجيب است که تهران همچنان دو هنرستان- دخترانه و پسرانه- دارد. از اينکه اين شهر، کنسرواتوار هم ندارد، متعجب است. اينکه ارکسترهاي خصوصي نيز يا وجود ندارند يا موانع بسياري براي ادامه فعاليت‌هايشان وجود دارد. او مي‌گويد: در همين بيخ گوشمان، در قطر، عمان و دوبي، چندين و چند ارکستر فيلارمونيک و سمفونيک وجود دارد، درست است که بودجه‌هاي آنها هنگفت و نوازنده‌هايشان بيشتر خارجي هستند اما خواه‌ناخواه، اين حمايت از موسيقي کلاسيک غربي، سطح ارکسترهايشان را افزايش مي‌دهد؛ اتفاقي که در کشور ما همچنان درک نشده است. او همواره به اين مسئله انتقاد کرده و بارها و بارها گفته است: «شما فکر مي‌کنيد سرمايه‌گذاري عظيم کشورهاي عربي در مورد ارکسترهايشان به چه ‌دلیلی صورت مي‌گيرد؟  به آن ‌دلیل که مي‌خواهند کشورشان را به جهانيان معرفي کنند. آنها مي‌خواهند به دنيا بگويند ما هم فرهنگ داريم و از هنر سررشته داريم. اين درحالي است که حتي يک نفر از نوازندگان ارکسترهاي کشورهاي همسايه هم از خود آن کشور نيستند. آنها در مورد ورزششان، چنين رويه‌اي را پيش گرفته‌اند و براي رسيدن به هدفشان، پول خرج مي‌کنند. کشورهاي حاشيه خليج‌فارس، دقيقا اين کارها را براي معرفي خودشان در جهان انجام مي‌دهند. امروز نه‌تنها در ايران بلکه در هيچ جاي دنيا، هيچ نوازنده‌اي نمي‌تواند بدون رهاورد مالي در ارکسترها فعاليت کند.» اما با اين شرايط بايد منتظر سرنوشت غم‌انگيزي براي ارکسترهاي خصوصي و حتي دولتي ماند؟ از آن طرف، اين موسيقي مورد حمايت عامه مردم هم نيست. کسي براي شنيدن موتسارت و بتهوون سر و دست نمي‌شکند؛ پس سرنوشت اين موسيقي چه خواهد شد؟ اما شهرداد خيلي نگران اين مسئله نيست. او مي‌گويد که همين ارکستر در سالني با ظرفيت بالاي هزار نفر هم کنسرت داده است. همين الان هم برنامه‌هاي ارکستر معمولا تمديد مي‌شوند. او سهم رهبر را در‌اين‌زمينه بسيار زياد مي‌داند: «يک رهبر بايد بداند که چه چيزي را اجرا مي‌کند. سالن کنسرت با محيط آکادميک متفاوت است و بايد چيزي اجرا کرد که مردم آن را دوست داشته باشند. اين به معناي آن نيست که سطح ارکستر را بايد با سليقه عمومي منطبق کرد بلکه بايد يک رهبر در عين مهارت‌هاي موسيقايي‌اش، روان‌شناسي را هم براي اداره نوازندگان و هم مخاطبان بداند. اگر کساني براي اولين‌بار به ديدن برنامه ارکستر سمفونيک بيايند و از ديدن آن لذت ببرند، براي بارهاي بعدي هم خواهند آمد و اين سرمايه معنوي ارکستر است.»

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.