کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
برجام، هديه‌اي براي نسل آينده
روحاني هسته‌اي
«برجام» کام ايرانيان را شيرين مي‌‌کند؟
برجام و صف‌بندی جدید سیاسی
هاشمی اپوزیسیون نبود؛ رکن انقلاب بود
برجام؛ روي خوش‌ جهان
روابط ايران و عربستان به کدام سو مي‌رود؟
ابراهيم جعفري: حامل پيام‌هاي شفاهي ميان ايران و عربستان بوده‌ام
گوچي آقاي گل در مسير تاريخ‌سازي
زبان بدن جباروف در جلسه با استقلالي‌ها
طارمي و مسلمان در سالن واليبال
هاشمي با تهديد و بدهي، از تيراندازي رفت
دوستي با پسر رئيس، ناجي معروف مي‌شود؟
700 هزار ميليارد تومان بدهي
مسکن مهر، مسکن اجتماعي شد
وابستگي ۸۹ درصد بنگاه‌ها به بانک‌ها
گوشه‌ای از دستاوردهای اقتصادی برجام
«مَن‌مَن»‌کردن‌ها، دستاوردهاي برجام را از بين مي‌برد
کسي چوب‌خط شهرداري را نمي‌شمارد
تهران، تهويه هواي خود را از دست داده است
مرهمي بر زخم‌هاي طرح تحول نظام سلامت
مشی نامعلوم، پیگیری ناکافی
وقایع یومیه
صداي خيال‌نگار در روزگار اسمارت‌فون
ابريشم‌بافان در پيله
دنياي تصوير جديد با پرونده «نارکوها»
مايکل مور و شماري از هاليوودي‌ها در صف راهپيمايي عليه ترامپ
حامد همايون، سفير مبارزه با سرطان شد
جلوه‌هاي ويژه «آباجان» کامل مي‌شود
مفهوم جديد اعتراض!
وقتي ناخودآگاه، آن را برمي‌داري
فرصت تازه برای جوانان
نگاه بخشنامه‌ای برای حل مسئله طلاق
اخطار درست نماينده مجلس براي مهار عملکرد جزيره‌اي در کاهش آسيب‌ها
حيوانات تالاب گاوخوني، اسير دست شکارچيان
سومين عامل مرگ‌ومير در کشور
قبرس در سوداي وحدت
نامه پناهنده فلسطيني به پناهنده سوري
ايران، برنده و عربستان، بازنده جنگ‌هاي خاورميانه
آن روزها، غذا هم خوشمزه‌تر بود
شاه ايران اوقاتش را چگونه سپري مي‌کرد
قهوه، چای، سماور و حمام برنجی
«ماست مختارالسلطنه‌س، مي‌بيني ماسته، مي‌خري دوغه، مي‌خوري آبه!»
عدسي‌فروشي
لبوفروشي
فساد اداری
پيش‌بيني اقتصاد ايران: بيم‌ها و ترديدها
انتظار براي آب‌شدن يخ‌ها بين ايران و اعراب
هاشمي در حيات و ممات، مظلوم بود
چرا سياست‌هاي اقتصادي به ضد خود تبديل شد؟
تقابل تندروها و عراقچي در قاب تلويزيون
رئیس جمهور زن؛ آری یا نه؟
انتخابي سخت براي جايگزين آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني
اصول‌گرايان ديگر پيروز انتخابات رياست‌جمهوري نخواهند شد
هاشمي‌رفسنجاني، طراح منطقه‌گرايي متوازن بود
نشست آستانه، بحران سوريه را حل مي‌کند؟
شانتاژ ترامپیون عليه برجام
رحماني: پولي که از استقلال گرفتم زهرمارم شد
حاج‌محمدي: نيمکت‌نشيني‌ام فني نيست
قرارداد جپاروف و استقلال 800 هزار دلار است؟
سردار فراجناحي
هاشمي در حيات و ممات، مظلوم بود
فحاشي‌هاي سعيد معروف پاياني ندارد؟
«مردمصلحت»که می‌شود
فرماندار دزفول: پرونده اخلاقي داشته‌اند
انتخابي سخت براي جايگزين آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني
رئیس جمهور زن؛ آری یا نه؟
گوچي آقاي گل در مسير تاريخ‌سازي
مربای تلخ مسکن
هزينه ساخت بزرگراه صدر، ناگهان سه‌برابر شد
اصول‌گرايان ديگر پيروز انتخابات رياست‌جمهوري نخواهند شد
تقابل تندروها و عراقچي در قاب تلويزيون
چرا 12 سال پيش نمي‌گفتيد هاشمي يار انقلاب و رهبري‌ است؟
هويتي پشت قاب شهر
هاشمی اپوزیسیون نبود؛ رکن انقلاب بود
تالاب‌ها احيا مي‌شوند، جنگل‌ها نفس مي‌کشند
مجمع گره‌گشايي از مشکلات نظام
سينماي پوست‌کنده با طعم گيلاس
آن روزها، غذا هم خوشمزه‌تر بود
نگاه بخشنامه‌ای برای حل مسئله طلاق
تمجيد فراستي از فيلم «لاک قرمز»
۱۰۰ دستاورد برجام از زبان «حميد بعيدي‌نژاد»
دلبسته اين آب و خاکم؛ ويرانش نکنيد
محیط زیست براي کسي مهم نيست
سلفی با آنچه ندیده‌بودیم
پل تاريخي ۱۷۰۰‌ساله دزفول در آستانه مرگ
برجام؛ روي خوش‌ جهان
پيش‌بيني اقتصاد ايران: بيم‌ها و ترديدها
زندگي و کار در سايه آرزوهاي محال
کيک‌ زنگ تفريح براي صميميت در بزرگسالي
ژیوان گاسپاریان، ساری‌گلین و خاطره حسین‌علیزاده
دوستي با پسر رئيس، ناجي معروف مي‌شود؟
شانتاژ ترامپیون عليه برجام
انتظار براي آب‌شدن يخ‌ها بين ايران و اعراب
جهانگیری: امور جامعه بدون زنان قابل رفع‌و رجوع نیست
«مادرکشي»، کشتار آب است
فقر حرکتي دختران از حضورشان در ورزشگاه‌ها مهم‌تر است
نشست آستانه، بحران سوريه را حل مي‌کند؟
در فصلِ بد اکران، فيلم‌ها خوب مي‌فروشند
مفهوم جديد اعتراض!
سومين عامل مرگ‌ومير در کشور
گوشه‌ای از دستاوردهای اقتصادی برجام
مشی نامعلوم، پیگیری ناکافی
کسي چوب‌خط شهرداري را نمي‌شمارد
روابط ايران و عربستان به کدام سو مي‌رود؟
نفوذ ايران در سوريه بيشتر از روسيه است
روحاني هسته‌اي
صداي خيال‌نگار در روزگار اسمارت‌فون
«مَن‌مَن»‌کردن‌ها، دستاوردهاي برجام را از بين مي‌برد
تماشاي اعدام از سکو‌هاي استاديوم
فقدان ميانجيگر اصلاحات
وقتي ناخودآگاه، آن را برمي‌داري
چرا سياست‌هاي اقتصادي به ضد خود تبديل شد؟
«ماست مختارالسلطنه‌س، مي‌بيني ماسته، مي‌خري دوغه، مي‌خوري آبه!»
«برجام» کام ايرانيان را شيرين مي‌‌کند؟
حل بحران سوريه، کليد مشکلات خاورميانه
سنگيني تورم تک‌رقمي در سبد خريد مردم
هانيبال قذافي: جلود، امام موسي‌صدر را ربود، نه پدرم
از کتاب دوري کنيد
قرارداد جپاروف و استقلال 800 هزار دلار است؟
شناسه خبر: 50335 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۱۲ - 01:00
اخلاق را سرلوحه روايت داستان قرار دادم
گفت‌وگو با صبا کاظمي، کارگردان فيلم «مات»:

اخلاق را سرلوحه روايت داستان قرار دادم

 

پريسا ساساني: فيلم‌سينمايي «مات»، ساخته صبا کاظمي از جمله آثاري است که در گروه سينمايي «هنر و تجربه» روي پرده رفته و اثري داستان‌گو با روايتي مستندگونه بوده که در قالب يک فيلم اجتماعي مطرح شده است. درواقع، نويسنده و کارگردان فيلم «مات»، در چيدمان کاراکترها، هريک از آنها را در جست‌وجوي مدينه فاضله، روانه تهران کرده و به بهانه خانه نو، آنها را در موقعيتي خاص قرار مي‌دهد و از دل اين موقعيت، چگونگي مديريت بحران در شرايط سخت، همراه با حفظ اخلاق را پيش روي مخاطب گذاشته است. صبا کاظمي، کارگردان فيلم سينمايي «مات» معتقد است براي روايت داستان اين فيلم سينمايي، سعي کرده که بدون هيچ قضاوتي، کاراکترها را در مواجهه با بحران قرار دهد و در نهايت، اين مخاطب است که تصميم مي‌گيرد چه ذهنيتي نسبت به فیلم داشته باشد. فيلم‌سينمايي «مات» فقط در يک لوکيشن در منزلي مسکوني روايت مي‌شود و مخاطب 90 دقيقه از اين فيلم را فقط در يک لوکيشن که با دوربين روي‌دست فيلمبرداري شده است، مي‌بيند؛ گرچه در لحظاتي از فيلم، خستگي به جان تماشاگر مي‌نشيند اما کاظمي با مهندسي درست در دکوپاژ و طراحي حرکت در قاب‌بندي مناسب، ورود و خروج کاراکترها را با دقت و سنجيده کنترل کرده است. با صبا کاظمي، کارگردان فيلم‌سينمايي «مات» به‌عنوان يکي از کارگردان‌هاي جوان در عرصه سينما که با فيلم نخست خود نشان داد، مي‌تواند در سينما خوش‌آتيه باشد، گفت‌وگويي درباره کم و کيف ساخت اين اثر سينمايي انجام داده‌ايم. اين کارگردان در بخش‌هايي از صحبت‌هاي خود، به چگونگي شکل‌گيري ايده ساخت اين فيلم، نگاه منصفانه در روايت هريک از کاراکترها و نکات قابل‌توجه ديگری درباره فيلم «مات» اشاره کرد. 

فيلم «مات» اثري موقعيت‌محور بوده که نويسنده مطلب، عده‌اي جوان را در موقعيتي همسان قرار می‌دهد و در فيلم در بيان ديالوگ ازسوی کاراکترها بر جواني آنها تأکيد شده است. چه اصراري داشتيد که نسل جوان را نمايندگي کنيد؟ 
اصراري بر نمايندگي‌کردن نسل جوان نداشتم بلکه مي‌خواستم رفتار آدم‌ها را در شرايط بحران نشان دهم. 
از اين جهت مي‌گويم جوان‌گرايي چون همه افراد در معرض نمایش فیلم شما، جوان هستند و فقط اشاره شما به فردي که سني از آن گذشته، پدر دختري است که در راه رسيدن به خانه بوده و در نهايت مي‌بينيم که مخاطب، اثري از پدر دختر جوان نمي‌بيند. به‌همين‌دليل، نمايندگي این نسل فقط به نمایش درمی‌آید. 
واقعيت اين است که جدا از سن و سال کاراکترها، اولين بحث شرايط خانه بوده که ايده جذابي بود. وقتي در دل داستان رفتم، نه‌تنها اين شرايط جذابيت بيشتري پيدا کرد بلکه به‌دليل قضاوت‌هاي پي‌درپي که در خرده‌روايت‌هايي آن پيش مي‌آمد، اساسا سرنوشت آدم‌هاي داستان براي من مهم شد و سؤالي اصلي در ذهن من شکل گرفت که براساس آن سؤال پيش رفتم. 
چه سؤالي؟ 
آدم‌ها در شرايط بحراني چگونه تصميم مي‌گيرند و سعي کردم در طول نگارش داستان به سمت پاسخگويي به اين سؤال پيش بروم و در اين پاسخگويي به‌طور قطع، حفظ اخلاق را سرلوحه روايت داستان قرار دادم. 
اشاره کرديد سرنوشت آدم‌هاي داستان براي شما مهم شد، آيا اين اهميت به‌دليل حفظ اخلاق بود؟ 
دقيقا؛ براي من هميشه سؤال بود که آدم‌ها در مواجهه با موقعيت‌هاي مختلف، چه واکنشي از خود نشان مي‌دهند و قطعا قرارگرفتن در موقعيتي که منفعت شخصي در آن وجود دارد، اخلاق بيش‌ازپيش مطرح مي‌شود و اين موقعيت و واکنشي که کاراکترهای فيلم نشان مي‌دادند، براي من مهم بود چون گاهي رفتارها خيلي انساني بود و گاهي هم خوي انساني افراد از بين مي‌رود و انسانيت دچار تزلزل مي‌شود. زماني که فيلمنامه را مي‌نوشتم، از آدم‌ها در موقعيت‌هاي مختلف سؤال مي‌کردم که اگر خانه‌اي که خريديد به افراد ديگر هم فروخته شده بود، چه واکنشي نشان مي‌داديد؟
پاسخ افراد، آدرس دقيقی به شما داد؟
طرح سؤال را از بازيگران فيلم شروع کردم و براساس شخصيت وجودي‌ای که داشتند، در موقعيت بازي در فيلم قرارشان دادم. 
چرا؟ 
براي من مهم بود که واکنش بازيگران در مواجهه با چنين موقعيتي، طبيعي باشد و سعي کردم با انتخاب درست کاراکترها در نقش‌ها، شرايط را براي ساخت يک فيلم مستند و رئال فراهم کنم. 
نگران قضاوت‌هاي احتمالي که درباره شما در چيدمان افراد مي‌شود، نبوديد؟ 
منصفانه به سراغ افراد رفتم و از ابتدا هم قصدم قضاوت نبود. دوربين را خيلي مستندوار به دل داستان بردم و خودم را از ماجرا بيرون از کشيدم و همين‌طور که گفتم از خصوصيت و خود واقعي بازيگران در روايت داستان بهره بردم. 
مخاطب در فيلم «مات» گرفتاري يک عده افراد مهاجرت کرده به تهران را مي‌بيند که همه دارايي خود را جمع کردند و در پايتخت، خانه خريده‌اند. چرا خانه و مسکن به معناي آرامش را انتخاب کرديد؟ 
جدا از مسکن و خانه، مقوله مهاجرت هم مهم بوده است. درواقع، با در کنار هم گذاشتن اين دو موضوع سؤال کردم که آيا اين افراد با خريد خانه دنبال آرامش بوده يا با خريد و مهاجرت در جست‌وجوي مدينه فاضله خود هستند؟ آيا اين تغيير شرايط همان چيزي است که افراد مي‌خواستند؟ در نهايت، پاسخ به مجموع اين سؤال‌ها را به عهده تماشاگران  فيلم گذاشتم.
تغيير رفتار در مواجهه با شرايط مالباختگي که در آن قرار گرفته بودند، به‌خوبي ديده مي‌شد. 
بله، همين‌طور است. درواقع، اين افراد به‌دنبال مدينه فاضله خود وارد جامعه‌اي مي‌شوند که دروغ و تزوير در آن بسيار است و در این فيلم، تغيير رفتار را مشاهده کرده و در جايي که پاي منفعت شخصي به ميان مي‌آيد، حقيقت را کتمان مي‌کنند و دست به دروغگويي مي‌زنند؛ اين تغيير رفتار به‌صورت خيلي آرام شکل مي‌گيرد و اگر کورسوي اميدي با پيداشدن دلارها مي‌بينند، به آن چنگ مي‌زنند و سعي مي‌کنند خودشان را نجات دهند. 
اشاره کرديد که از عنصر مهاجرت به معناي مدينه فاضله استفاده کرديد اما مي‌شد اين مدينه فاضله را با عناصر ديگري نيز مطرح کنيد يا حداقل یک فرد تهراني را نيز در اين مالباختگي جا مي‌داديد تا تصور شهرستاني‌بودن به معناي عام کلمه ايجاد نمي‌شد. 
 از جهت فرم کاري بايد به ساختار روايي فکر مي‌کردم و مهاجرت را زير متن داستان تعريف کردم و براي اينکه از جهت تکنيکي هم اشکالي ايجاد نکند، در ديالوگ سرباز اداره آگاهي مي‌شنويم در توضيح اين مالباختگي افراد مي‌گويد که اين کلاهبرداري‌ها بيشتر از کساني بوده که در شهرستان‌ها زندگي مي‌کردند. درواقع، اين کلاهبرداري متعلق به افرادي بود که کمتر مي‌توانستند به تهران بیايند و به خانه سر بزنند. در حقیقت، ساختار فيلم از جهت تکنيکي اين اجازه را نمي‌داد.
به‌عنوان آخرين سؤال، وضعيت اکران فيلم در گروه سينمايي «هنر و تجربه» را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟ 
وضعيت اکران فيلم‌ها در نگاه کلي، خوب نيست اما به‌دليل استقبالي که از اين فيلم شده است، گروه اجرايي «هنر و تجربه»، سانس‌هاي بيشتري را به آن اختصاص داده و از اين جهت خوشحال هستم. اساسا از تشکيل گروه هنر و تجربه بسيار خرسندم زيرا کورسوي اميد براي جواني است که مي‌خواهد فيلم بسازد و اين کورسو يا به عبارت بهتر راه نجات، بزرگ‌ترين دستاورد سينمايي دولت يازدهم است.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.