اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه طراحی سایت ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
برداشت‌‌هاي بي‌رويه آب، عامل فرونشست زمين
دفتر مشق، پاسوز فقر شد
يک قابلمه اسيد و 17ضربه چاقو به‌خاطر شک
کاخ ثابت پاسال مسجد نمي‌شود
مصوبه برج- باغ، عصاي دست يا بلاي جان
مسئله زنان، مسئله بشر است
نمونه‌برداری ژنتیکی از 10هزار مجرم
خطري ميان پيروزي بزرگ و ذهن کوچک
تنها ائتلاف واقعي ضدتروريستي، ائتلاف ايران، روسيه، سوريه و عراق است
اجماع اعراب عليه ايران، از رؤيا تا واقعيت
نياز نيست همه تخلفات از طريق مجلس رسيدگي شود
‌نظر قطعي شوراي نگهبان درباره انتخابات سه‌شنبه اعلام مي‌شود
خط قرمزهای «امید»
«چين» همچنان اولين ميزبان کالاهاي ايراني
براي افزايش 25 درصدي صادرات غيرنفتي برنامه‌ريزي کرده‌ايم
سقف افزايش اجاره‌بها ۱۰ درصد است
تثبيت قيمت 4 گروه و کاهش بهاي 3 گروه کالاي خوراکي
پرداخت جريمه به ترکيه دروغ محض است
زخم مردم
بقاع متبرکه و امامزاده‌هاي طهران
بقاع متبرکه و امامزاده‌هاي طهران
پدرسالاري در دارالخلافه
در این ماه از بخت‌گشایی غافل نمی‌شدند
طهران قدیم در مهمانی پروردگار
هويت ملي و سياست خارجي
اردوغان به‌دنبال روابط استراتژيک با آمريکاست
چند روايت از زندگي مردم موصل در زمان داعش
بازگشت به عقب در واليبال زنان
«مسي» آفتاب سوخته در راه پرسپوليس
«شکاري»، موفق‌ترين جوانِ تيم جوانان
راز جاودانگي
به ويدئوچک باختيم يا به نيمکت؟
«شاخ نبات» براي سومين‌بار در تالار وحدت
2 سريال ايراني در کنار سريال‌هاي کره‌اي و لبناني
عصار، بهداد و حاجيلي در 10 سالگي «دارکوب» خواندند
اجراي حسين بهروزي‌نيا در شيراز متوقف شد
لذت اصلی را از آموزش می‌برم
کتابخواني به شرط کمک به پناهندگان
حل مشکلات در چند دقيقه
شب‌‌هاي تراويح
برنامه‌ريزي کنيد
ديوارهاي شهر ديگر سياه نيستند
نگاره
میزبانی قم از روحانی
ادعاها درباره رأي رئيسي غيرقابل باور است
دولت‌درسايه يعني‌ طغيان عليه رئيس‌جمهوري
مي‌توانيم بر همه سختي‌ها و چالش‌ها، مؤمنانه فائق بياييم
مردم مسير اصلاح‌طلبان را تأييد کردند
باید با این مردم با زبان احترام صحبت کرد
صداي جان کري هم درآمد
نشست ریاض تهدیدی برای امنیت ملی ایران نیست
آمريکا چه سلاح‌هايي به رياض فروخته است؟
کسي توجيه‌هاي قطر را باور نکرد
ثبت‌نام ۶۰ هزار فارغ‌التحصيل جوياي کار در سامانه کارورزي
سفره کارگري و رونق توليد
سير تورم صعودي شد
جابه‌جايي‌هاي مالي دستگاه‌هاي حکومتي «الکترونيک» مي‌شود
احتمال ادغام بانک‌هاي مجاز
اوپکی‌ها کوتاه نیامدند
جنگ بر سر شمارش مجدد آرا
احتمال ادغام بانک‌هاي مجاز
دولت‌درسايه يعني‌ طغيان عليه رئيس‌جمهوري
کسي توجيه‌هاي قطر را باور نکرد
مردم مسير اصلاح‌طلبان را تأييد کردند
سخنان شادی‌بخش ظریف در همایش ام‌اس
موزه عبرت، عاقبت تلخ یک سد
صداي جان کري هم درآمد
ريسک شهاب را تکرار نمي‌کنم
سير تورم صعودي شد
اوپکی‌ها کوتاه نیامدند
ترميم در پرسپوليس؛ انقلاب در استقلال
اوضاع که خوب شد، خبرم کن!
کنترل آسيب‌ها با چشم سوم!
آمريکا چه سلاح‌هايي به رياض فروخته است؟
پرونده هسته‌اي چگونه به روحاني رسيد؟
گرگي که خودش را گوسفند جا مي‌زد
ادعاها درباره رأي رئيسي غيرقابل باور است
نشست ریاض تهدیدی برای امنیت ملی ایران نیست
جنگ بر سر شمارش مجدد آرا
وقتي تقويم زيباتر مي‌شود
سفره کارگري و رونق توليد
هنوز تکليف هيچ فيلم مشکل‌داری مشخص نشده است
ثبت‌نام ۶۰ هزار فارغ‌التحصيل جوياي کار در سامانه کارورزي
روزهاي بي‌خبري از روحاني
میزبانی قم از روحانی
در جست و جوي راه‌هاي متفاوتي از بيان چهره
خود هنرمندانِ موسيقي در فراموشي «آواز» نقش دارند
بهترين فرصت براي يک صعود تاريخي
باید با این مردم با زبان احترام صحبت کرد
تغيير لگوي فدراسيون فوتبال به نفع يوز و آديداس
نگاره
پايان نفسگير مأموريت سخت
دوره نخست مجلس شوراي اسلامي
يک خانواده کاملا فوتبالي!
استکي، بهترين خريد
برندگان هفته منتقدان کن معرفي شدند
بيهوشي، حربه‌اي براي دزدي
مي‌توانيم بر همه سختي‌ها و چالش‌ها، مؤمنانه فائق بياييم
به ويدئوچک باختيم يا به نيمکت؟
کشف اشعار و عکس‌هاي سيلويا پلات پس از ۵۰ سال
زخم مردم
تلاش گيلاني‌ها براي جذب گردشگر
نام‌هاي به‌يادنماندني
جابه‌جايي‌هاي مالي دستگاه‌هاي حکومتي «الکترونيک» مي‌شود
جست‌وجو در مه
ديوارهاي شهر ديگر سياه نيستند
طهران قدیم در مهمانی پروردگار
خط قرمزهای «امید»
پادشاه رکورد جردن را شکست
چند روايت از زندگي مردم موصل در زمان داعش
نگاره
اجماع اعراب عليه ايران، از رؤيا تا واقعيت
کاخ ثابت پاسال مسجد نمي‌شود
نمونه‌برداری ژنتیکی از 10هزار مجرم
خطري ميان پيروزي بزرگ و ذهن کوچک
يک قابلمه اسيد و 17ضربه چاقو به‌خاطر شک
پدرسالاري در دارالخلافه
پرداخت جريمه به ترکيه دروغ محض است
«مسي» آفتاب سوخته در راه پرسپوليس
2 سريال ايراني در کنار سريال‌هاي کره‌اي و لبناني
شناسه خبر: 50454 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۱۵ - 01:00
کم‌حرفي که حرف بسيار داشت
براي تولد بهرام صادقي

کم‌حرفي که حرف بسيار داشت

 

علي‌اصغر شيرزادي
نویسنده

شايد بتوان گفت بهرام صادقي، يکي از پنج چهره درخشان تاريخ ‌صد ساله داستان‌نويسي ماست. وقتي کارهاي اين نويسنده را که فقط چند داستان کوتاه در کتابي به نام «سنگر و قمقمه‌هاي خالي» و يک داستان بلند به نام «ملکوت» دارد، مي‌خوانيم، متوجه مي‌شويم ديدگاه اين نويسنده شاخص تا حدي به بوف کور صادق هدايت تن مي‌زند و با احتياط، بارقه‌اي از آن را دارد. متأسفانه، بهرام صادقي خيلي زود شروع به نوشتن کرد. دانشجوي پزشکي بود و تقريبا از 19 سالگي نخستين داستان‌هايش در بهترين و معتبرترين نشريه ادبي آن دوران، يعني مجله «سخن» به سردبيري دکتر پرويز ناتل‌خانلري چاپ مي‌شد. آنها تيم بسيار سختگيري بودند و کارشان سنگين بود. درواقع، بهرام صادقي از آنجا شروع کرد و بعد از آن کارهايش در نشريه ديگري به نام «کتاب هفته» منتشر مي‌شد که آن هم در دوران خودش بسيار معروف و شاخص بود. اگر الان نگاهي دوباره به آن نشريه‌ها بيندازيم، مي‌بينيم نسخه‌هاي آن مجله‌ها چه اندازه قوي، پُرمطلب، سنگين و درجه يک هستند. متأسفانه، اين نويسنده شايد به اين دليل که هيچ اعتنايي به روابط عمومي نداشت، در جمع بسيار کم‌حرف بود، حُجب خاصي داشت و اهل سخنراني و تبليغ براي خودش نبود؛ چيزي که بسيار بين نويسندگان ديگر رايج است و به همین دلیل جايگاه شايسته‌اي هم در ذهن مخاطبان پيدا نکرد. بااين‌حال، اما اکثريت قريب به اتفاق خواننده‌هاي حرفه‌اي ادبيات داستاني و آن دسته‌اي که نگاه نافذي دارند، داستان‌هاي اين نويسنده را از بنيان بسيار متفاوت از ديگران مي‌دانند. بهرام صادقي در نثر خود طنزي به معناي واقعي داشت؛ يعني آن طنز سياه برآمده از آن دوران که او خيلي خوب و با نگاه نافذش آن را مي‌شناخت و به نظر مي‌رسيد اين قريحه قدرتمند از نبوغش بر‌مي‌آمد. اگر بخواهيم او را با نويسندگان جهاني مقايسه کنيم، مي‌شود گفت آثارش بيشترين نزديکي‌ را از نظر ارزش کاري با داستان‌هاي آنتوان چخوف دارد که اين مسئله، بسيار مهم است. نکته ديگر اينکه اين نويسنده ارجمند، پزشک بسيار خوبي هم بود اما متأسفانه عمر کوتاهي داشت و پيش از 50‌سالگي درگذشت. نکته قابل ذکر ديگر اين است که بهرام صادقي هرگز خودش را تکرار نکرد، يعني وقتي احساس کرد که ديگر نمي‌تواند کارهايي به درخشش آن بيست و چند داستان کوتاهش بنويسد، خيلي راحت کار را کنار گذاشت. حتي جايي در يک مصاحبه کوتاه از او مي‌پرسند چرا ديگر نمي‌نويسي و او در جواب مي‌گويد: «من کارم را کرده‌ام. نمي‌خواهم خودم را تکرار کنم. اگر لازم شد، حسش بود و عميقا ضرورتي احساس کردم، حتما دوباره اين کار را مي‌کنم.»
حوالي سال 45، اصغر ضرابي که منتقد و نويسنده خوبي بود، يک مصاحبه طولاني چند‌صفحه‌اي با او کرد که فکر مي‌کنم يکي از قوي‌ترين مصاحبه‌هايي است که در زندگي‌ام از او خوانده‌ام. در آن مصاحبه، هر تکه‌اي که بهرام صادقي صحبت مي‌کند، بسيار غني است و حرفي براي گفتن دارد. با کسي تعارف نمي‌کند و در آن مصاحبه جمله‌اي مي‌گويد که خيلي خوب در ياد من مانده است. صادقي مي‌گويد: «اگر حمل بر  ژيگولومآبي نشود، من شيداي داستايوفسکي هستم.» اين جمله هرگز به معناي آن نيست که بهرام صادقي تحت‌تأثير داستايوفسکي يا چخوف بوده است. اگر داستان‌هاي او را با تأمل بخوانيد، مي‌بينيد برخي داستان‌هايش کاملا به داستان‌هاي پسامدرنيستي ايتالو کالوينوی ايتاليايي تن مي‌زند. به اعتقاد من، با وجود اينکه صادق هدايت نسبت به او تقدم دارد و درواقع، شروع‌کننده بوده است اما اگر بخواهيم اين دو را با هم مقايسه کنيم، مي‌بينيم بهرام صادقي خيلي برتر از صادق هدايت و حتي صادق چوبک است که نسل قبل از او بوده‌اند. آنها هم حتما احترام و جايگاه خودشان را دارند اما بدون مبالغه مي‌گويم که بهرام صادقي جاي ديگري داشت. يک معيار و محک براي سنجش داستان درخشان اين است که وقتي داستان را خوانديم و فهميديم موضوع چيست، باز هم بارها و بارها آن را مي‌خوانيم و هر بار چراغ تازه‌اي از معنا در آن داستان روشن مي‌شود. داستان‌هاي بهرام صادقي از اين دست است. بارها تمايل داريد داستان قريب‌الوقوعش را بخوانيد. بارها دوست داريد داستان‌هاي ديگرش را دوره کنيد زيرا در داستان‌هايش طنز شگفتي به معناي واقعي دارد. نه اينکه ما را بخنداند بلکه زهرخندي است که درون ما را به تأمل گريه‌آوري بازمي‌دارد زيرا ارجاع دارد به شناخت عميقي که بهرام صادقي از روحيه دورانش و از مردم آن زمان داشت.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.