کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
ترامپ به‌دنبال برهم‌زدن دوستي ايران و روسيه است
ديپلماسي چندسطحي ايران با مصر
معادله چهارمجهولي اصول‌گرايان
دیدم دارند مي‌خورند و مي‌برند، آمدم!
علم‌الهدي از خراسان تا خوزستان
قول خود به مردم خوزستان را عمل مي‌کنيم
بازار گرم ميتينگ‌ها
گذر 30 ساله عُمر در سلفي‌هاي روزانه
امانت‌هايي که دزديده مي‌شوند
مردي که لغت‌هاي ما را معني کرد
ديوار خاکستري خوشحال
نمی‌دانیم کجا مقصر بوده‌ایم
نوزادان دوقلو مجري مي‌شوند
درگذشت يک خبرنگار فرهنگي و سينمايي
فضانورد و پروفسور به جای فیلمساز
منظره‌سرايي پيشگامان مدرنيسم را ببينيد
مهريه در برابر حق طلاق، شدني است؟
فقط يک کره زمين داريم
مکاني: قراردادم 700 ميليون است، نه 200 ميليون
صعود المپياکوس با درخشش انصاري‌فرد
پول يک فوتباليست هزینه سه تيم زنان است
تيم ملي، هواداران پرسپوليس را هم از دست مي‌دهد؟
درمان در ایران، تکیه‌زدن بر نیروی جادو
نوزادی درآتش خطاي پزشکي سوخت
«خانه‌شهر»، تخريب نيم قرن خاطره مشترک
«لعبتک»، سفير آرزوهاي دختران بازمانده از تحصيل است
رکوردزني براي بازي با بازار مسکن
هزينه زندگي کارگران، دو برابر دستمزد
اصناف گوش به فرمان هستند
اقتصاد مقاومتي، ریاضتی نیست
اقتصاد مقاومتی یعنی کالای ایرانی بخریم
مقاومت به مفهوم انزوا نيست
ابرچالش‌هاي اقتصاد ايران در دوره پسانفتي
اقتصاد ايران در محاصره 6‌ بحران
نابرابری‌ها به انفجار رسیده‌اند
استقبال سرد مکزيکي‌ها از سفر مقامات ارشد آمريکايي
هشدار مالزي به کره‌شمالي: سفيرتان اخراج مي‌شود
دستپاچگی اردوغان برای رسیدن به ترامپ
براي ا‌ولین‌بار مخالفان و نمايندگان اسد با هم نشستند
ايران نمي‌تواند فقط نظاره‌گر ترکيه باشد
سرزنش آيندگان در برابر منافع ملي
بدون شرح
حکایت ائتلاف نامیمون ضدایرانی
احتمال افزايش زائران حج تمتع به 80 هزار نفر
يک‌سوم ايراني‌ها به موادمخدر نگاه مثبت دارند
شيطنت ممنوع!
شناسایی بی‌شناسنامه‌ها
شکایت از عضو هیئت علمی، شخصی بود
از ترک تحصيل تا درخشش روي پرده سينما
«تايتانيک»، نگين عشق در سينما
نزديک بود در تايتانيک بازي نکنم
حضور وزير اقتصاد براي پاسخگویی درباره حساب‌هاي قوه قضائيه
ترافیک اصول‌گرایان برای ریاست‌جمهوری
روحاني: اسرائيل برخي رهبران غربي را گروگان گرفته است
آيا پاکستان از آغوش عربستان دل مي‌کند؟
ايران، محور تقابل جهان اسلام با رژيم صهيونيستي
تسهيلات رونق توليد از ۱۵ هزار ميليارد تومان گذشت
بخشنامه مورد نظر در دسترس نيست
اولويت دولت در سال 96، رفع موانع سرمايه‌گذاري است
گزينه ادغام بانک‌ها روي ميز بانک مرکزي
شناسایی بی‌شناسنامه‌ها
از دیوپ و ادواردو تا گولچ و پریموف
يک‌سوم ايراني‌ها به موادمخدر نگاه مثبت دارند
ترافیک اصول‌گرایان برای ریاست‌جمهوری
شيطنت ممنوع!
بخشنامه مورد نظر در دسترس نيست
نزديک بود در تايتانيک بازي نکنم
اما صدايي از من بيرون نمي‌آيد
داستان يک عکس از عباس کيارستمي
«لعبتک»، سفير آرزوهاي دختران بازمانده از تحصيل است
هزينه زندگي کارگران، دو برابر دستمزد
نوزادی درآتش خطاي پزشکي سوخت
فقط يک کره زمين داريم
پول يک فوتباليست هزینه سه تيم زنان است
معادله چهارمجهولي اصول‌گرايان
شکایت از عضو هیئت علمی، شخصی بود
«تايتانيک»، نگين عشق در سينما
روحاني: اسرائيل برخي رهبران غربي را گروگان گرفته است
ضررهاي انحصارطلبي يک سامانه به تيم سرخ
ايران، محور تقابل جهان اسلام با رژيم صهيونيستي
گزينه ادغام بانک‌ها روي ميز بانک مرکزي
از ترک تحصيل تا درخشش روي پرده سينما
حضور وزير اقتصاد براي پاسخگویی درباره حساب‌هاي قوه قضائيه
کابوس پرونده نيکولوفسکي در دوره شما بود آقاي دادکان
حکایت ائتلاف نامیمون ضدایرانی
احتمال افزايش زائران حج تمتع به 80 هزار نفر
عراقي‌ها، نگران از ترامپ
تسهيلات رونق توليد از ۱۵ هزار ميليارد تومان گذشت
تيم ملي، هواداران پرسپوليس را هم از دست مي‌دهد؟
آيا پاکستان از آغوش عربستان دل مي‌کند؟
کلماتی برای کودکان‌کار
اولويت دولت در سال 96، رفع موانع سرمايه‌گذاري است
ترامپ هيولا، خيلي هم بد نيست
اپرا؛ شکل تکامل‌یافته تعزیه
چرا من مي‌بارد
اروميه خسته بود
مردي که لغت‌هاي ما را معني کرد
متيس در بغداد به العبادي اطمينان داد
بدون شرح
به فردا نگاه کنيد
علم‌الهدي از خراسان تا خوزستان
اعتراض جمعي هنرمندان؛ با ياد فرهادي و عليه ترامپ
اقتصاد ايران در محاصره 6‌ بحران
آغاز کلاه‌قرمزي 96 از 30 اسفند
قول خود به مردم خوزستان را عمل مي‌کنيم
فضانورد و پروفسور به جای فیلمساز
ديپلماسي چندسطحي ايران با مصر
بازار گرم ميتينگ‌ها
درمان در ایران، تکیه‌زدن بر نیروی جادو
«خانه‌شهر»، تخريب نيم قرن خاطره مشترک
منظره‌سرايي پيشگامان مدرنيسم را ببينيد
نابرابری‌ها به انفجار رسیده‌اند
دستپاچگی اردوغان برای رسیدن به ترامپ
اقتصاد مقاومتی یعنی کالای ایرانی بخریم
ترامپ به‌دنبال برهم‌زدن دوستي ايران و روسيه است
ابرچالش‌هاي اقتصاد ايران در دوره پسانفتي
اقتصاد مقاومتي، ریاضتی نیست
ديوار خاکستري خوشحال
مهريه در برابر حق طلاق، شدني است؟
نمی‌دانیم کجا مقصر بوده‌ایم
شناسه خبر: 50607 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۰ - 01:00
کودکی تنها دوران کتاب‌خوان شدن است
گپ‌وگفتي با محمدحسن شهسواري درباره فقر فرهنگ مطالعه

کودکی تنها دوران کتاب‌خوان شدن است

صدف فاطمی :  چند روز پيش بود که در خبرها آمد، دولت فرانسه فراخواني براي مشارکت در اجراي برنامه‌هاي فرهنگي به نام «شب کتابخواني» راه انداخته است. بر‌اساس اين فراخوان، تمام کتابخانه‌هاي پاريس موظف هستند روز 17 ژانويه، برابر با 28 دي‌، درهاي خود را به روي عموم مردم باز کنند. به اين بهانه، دولت فرانسه از تمام مردم دعوت کرده به کتابخانه‌هاي محل اقامت خود سر بزنند و از سرمايه‌هاي موجود در اين فضاهاي علمي و فرهنگي بازديد کنند اما اين اولين‌بار نيست که مسئولان دولتي در کشورهاي خارجي تصميم مي‌گيرند به منظور افزايش ميزان علاقه‌ شهروندان خود به کتاب و کتابخواني، کاري کارستان کنند و پيش‌ازاين هم نمونه‌هاي اين‌چنيني بسيار بوده است. اين درحالي است که «طرح کتاب‌گردي»، شايد تنها راهکاري بوده که چند سالي مي‌شود به همت احمد مسجدجامعي براي افزايش ميزان علاقه‌مندي مردم به کتاب راه افتاده است؛ طرحي که سالي يک‌بار و فقط يک روز با هزاران اما‌واگر اجرا مي‌شود و در سال جاري هم راه‌اندازي کمپين # من_هم_مي‌آيم، تنها اهرمي بود که توانست به بهانه هفته کتاب و با عنوان روز کتاب‌گردي، مردم بسيار مقاوم ايران دربرابر خواندن کتاب را به مغازه‌هاي کتابفروشي بکشاند. اين قصه هنوز هم يک داستان تلخ و تکراري است؛ روايتي که هر سال تکرار مي‌شود و حالا سال‌هاست که به‌زعم تلاش دست‌اندرکاران امور فرهنگي، تنها با يک جمله مي‌توان توصيفش کرد: «اين خانه از پاي‌بست ويران است.» محمدحسن شهسواري، نويسنده و مدرس داستا‌ن‌نويسي، با ما درباره زيروبم‌هاي فقر فرهنگ مطالعه در ايران گفت‌وگو کرده است؛ اينکه ريشه‌هاي اين نقصان از کجا مي‌آيد و درحالي‌که فرانسوي‌ها مشغول آماده‌سازي تدارکات فراخوان شب کتابخواني‌شان هستند، چرا کتابخانه‌هاي ما هر روز متروکه‌تر مي‌شوند؟ 
او مي‌گويد: «مطالعه بايد تبديل به عادت شود و اگر اين اتفاق نيفتد، نتيجه مورد نظر به دست نمي‌آيد. اين عادت بايد در دوران کودکي و نوجواني شکل بگيرد. من تا‌به‌حال حتي يک مورد هم نديده‌ام که فردي در سن 25 سالگي کتاب خواندن را شروع کند. اگر فرد تا قبل از 20 سالگي و در بهترين زمان، 14 يا 15 سالگي به کتاب خواندن عادت کرد که چه بهتر، اگر نکرد، خيلي سخت اين اتفاق مي‌افتد. دو نهاد هستند که در به‌وجودآوردن اين عادت نقش مؤثري دارند؛ يکي خانواده و ديگري مدرسه. طبيعتا بچه‌ها در اين دو نهاد تربيت و بزرگ مي‌شوند. هر نهاد ديگري که براي بعد از اين سن برنامه‌ريزي مي‌کند، اساسا نمي‌تواند خيلي کار مؤثري از پيش ببرد و شايد تنها تأثيري که روي کتاب‌‌خواندن گذاشته، اين بوده که کتاب‌خواندن دوباره تبديل به پرستيژ شده است. يعني براي کساني که مي‌خواهند بچه‌هاي‌شان را به کتابخواني عادت بدهند، اين موضوع فقط در حد پرستيژ اجتماعي اهميت دارد. نمي‌خواهم تأثير اين داستان را کم بدانم اما مسلما اتکا‌کردن به پرستيژ اجتماعي در کتابخوان‌کردن افراد تأثير کمي دارد. در‌مورد نهاد خانواده هم بدون‌شک تا خود پدر و مادر کتابخوان نباشند، اين اتفاق نخواهد افتاد. بچه بايد مطالعه‌کردن را ببيند و خواندن کتاب جزء عادت‌هاي روزانه‌ والدينش باشد که درنهايت، فردي کتابخوان شود. بچه‌اي که تا هفت نسل پيش از او هيچ‌کسي نه‌فقط کتاب، بلکه روزنامه ورزشي هم نمي‌خوانده، چه انتظاري هست که کتابخوان شود؟ نهاد بعدي که در تربيت کودکان و نوجوانان به‌عنوان افرادي کتابخوان نقش دارد، آموزش‌وپرورش است. متأسفانه آموزش‌وپرورش در چند دهه گذشته به صورتي کاملا برنامه‌ريزي‌شده‌ معلم‌ها و تأثيرگذاران آموزش‌وپرورش را از اهل فرهنگ‌بودن جدا کرده است. معلم‌هايي بودند که براي کتابخوان‌کردن بچه‌ها انرژي زيادي مي‌گذاشتند و بابت اين رفتار سرزنش مي‌شدند. اين چيزي است که حتي فرهادي هم در فيلم «فروشنده» به خوبي به آن اشاره مي‌کند. اين واقعيت جامعه ماست. ما حتي مواردي داريم که به خاطر اين موضوع از آموزش‌وپرورش اخراج شده‌اند. معلم‌هايي که براي کتابخوان‌کردن شاگردان خود تلاش و درمقابل مخالفت‌ها مقاومت مي‌کردند اما درنهايت، مسئولان بالادستي با اين استدلال که ما نمي‌خواهيم بچه‌ها کتابخوان شوند، آنها را اخراج کرده‌اند؛ بنابراين با فعاليت‌هاي ساير نهادها، ما فقط رنگ و لعاب مي‌دهيم؛ براي نمونه ممکن است وزارت ارشاد ترويج کتابخواني داشته باشد يا مثلا حوزه علميه کتابخواني را توصيه کند اما آنجايي که بچه‌ها بايد کتابخوان شوند، مسئولان عامدانه اين کار را نمي‌کنند. اين است در جامعه‌اي که همه نهادها در حال فروپاشي بوده، نهاد خانواده اهميت بيشتري پيدا مي‌کند. اين روزها نهاد خانواده جور بسياري از نهادهايي را که وجود ندارند، به دوش مي‌کشد و اتفاقا همين موضوع يک حلقه بسته‌ مي‌سازد زيرا فشار روي پدر و مادرها زياد است و آنها ناچار هستند کاري را که آموزش‌و‌پرورش، تلويزيون، پليس و مسجد و ديگر نهادها بايد انجام دهند، باید خودشان به‌تنهايي متقبل ‌شوند. در زمينه کتابخواني هم داستان همين است. معلمي که خودش کتابخوان نيست، نمي‌تواند به کلاس بيايد و بچه‌ها را تشويق به خواندن کتاب کند. اگر کسي هم اين کار را کند يا جلويش را مي‌گيرند يا بچه‌ها با حس غريزي خودشان متوجه تظاهر و دروغ آن معلم مي‌شوند؛ بنابراين ما نويسنده‌ها، ناشرها و حتي وزارت ارشاد وظيفه‌اي که داريم و مي‌توانيم انجام دهيم، اين است که محصولات فرهنگي را در اختيار آن کسي که در دوران نوجواني کتابخوان شده بگذاريم؛ يعني در قدم اول، بچه‌ها در نهاد خانواده‌ و مدرسه کتابخوان بار بيايند و آن‌وقت وظيفه امثال ماست که متن‌هاي جذاب‌تري بنويسيم. من اگر نويسنده‌ام و احساس مي‌کنم حضورم در جايي براي کتابخواني آدم‌ها مي‌تواند مؤثر باشد، بايد دست به کار شوم اما هم من، هم ناشران فقط براي آدم‌هاي کتابخوان مي‌توانيم کاري انجام دهيم؛ نه براي کتابخوان‌کردن آدم‌ها. 
اگر بنا به ارائه راه‌حل و پيشنهاد باشد، بايد بگويم ما يک نسل را که خانواده‌هاي امروزي باشند از دست داده‌ايم. پدر و مادري که صبح تا شب درگير مسائل اقتصادي شده‌اند، حتي اگر کتابخوان هم باشند، مگر چقدر وقت براي خواندن کتاب دارند؟ شايد بتوان گفت يکي از راه‌هاي تأثيرگذار، اين است که واژه فرهنگ و فرهنگي‌بودن بايد به معناي واقعي کلمه به بستر آموزش‌وپرورش برگردد. موانعي که در راه است، بايد برداشته شود و بدون‌شک، اينها برنامه‌ريزي‌هاي کلان دولتي و حکومتي در آموزش‌وپرورش است. هر چيزي که کمک کند اين واژه دوباره به آموزش‌وپرورش برگردد، کمک زيادي به افزايش فرايند کتابخواني مي‌کند. 
در مورد دولت فرانسه و فراخواني که به تازگي راه انداخته‌اند، بايد بگويم که جامعه‌اي مثل فرانسه را که ذاتا کتابخوان است، نمي‌توانيم با خودمان مقايسه کنيم. نگراني اين روزهاي آنها، اين است که 10 سال قبل کتاب از دست مردمانشان نمي‌افتاد و حالا گوشي‌های هوشمند جايگزين آنها شده است. آنها نگران اين بخش هستند و وقتي نگراني از اين جنس دارند با خودشان مي‌گويند، ما جامعه‌اي ذاتا کتابخوان داريم که واقعا هم کتابخوان هستند و اصلا شعار هم نيست. براي پيداکردن جاي خوب در کتابخانه‌هاي آنجا دعواست زيرا مردم بخش زيادي از زمانشان را در کتابخانه‌ها مي‌گذرانند. کتاب، کالاي گراني است و آنها هم ذاتا کتابخوان هستند. بسياري از دوستان نويسنده من در آمريکا و اروپا به اين دليل که خانه‌ها کوچک و فضاي کافي ندارند، کارشان را در کتابخانه‌ها انجام مي‌دهند. اين يعني آن بستر فرهنگي لازم وجود دارد و الان دعواي آنها سر اين است که گوشي‌هاي هوشمند يا کتاب خواندن؟ اما دعواي ما الکي است زيرا همه‌اش همان گوشي هوشمند است و اصلا «يا» ديگري نداريم که بخواهيم در موردش بحث کنيم. براي همين است که آنها با خودشان فکر مي‌کنند از امکاناتي که دارند، استفاده کنند و با افزايش ميزان جذابيت، مردم را دوباره به کتابخانه‌ها بکشانند. حرف من اصلا اين نيست که اين برنامه‌ها هرگز تأثيري ندارند. به اعتقاد من حتي اگر يک درصد هم تأثير داشته باشند، حتما بايد انجام شود اما واقعيت اين است که در ايران فقط بچه‌هاي کنکوري سراغ کتابخانه‌ها مي‌روند و از قرائت‌خانه‌ها استفاده مي‌کنند. ارزش کتابخانه‌هاي ايران، فقط در حد قرائت‌خانه‌هايشان است.»

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.