اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
بايد دادگاه احمدي‌نژاد تشکيل مي‌شد
نيروسوزي اصول‌گرايي
نگاره
درباره ويرانگري
زنگ‌ها براي چه کسی به صدا درمي‌آيند
اين خود تو هستي
زندگي در سياره ناتوانان
چه کسي منصوريان را کشت؟
ملکي: نبايد از منصوريان حمايت مي‌کردم
رحمتی واقعا خندید؟
ژنرال در ضيافت خداحافظي عليمنصور
هيچ سهمي در بازار جهاني نداريم
ثروت هنر ما غني‌تر از نفت زير پاي ماست
سايه تهديد و ترور روي نت‌فليکس
دفاع زنانه از مقام «فروشنده»
اربيل و ريسک همه‌پرسي
ميزان اهميت ترامپ
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
هنوز اميد وجود دارد، حتي براي من
حمايت همه‌جانبه لندن از برجام
آمادگي ايران براي آغاز فصل نوين روابط با اروپا
فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها 40 درصد بيکاران کشور را تشکيل مي‌دهند
11 ميليون حاشيه‌نشين در موقعيت نامناسب
جزئیات دستگیری راننده شیطان‌صفت
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
ايران زيباست؛ کوه‌هاي رنگي
برداشت خرماي استعمران و برحي در غزاويه
تلخ و شيرين زندگي در سيلاب و کلوار
۲ فروند اي‌تي‌آر به ايران مي‌آيد
هواپيما و وام‌هاي فرانسوي در راه ايران
اختصاص ۵۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات براي رونق
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
سينماي ايران را تهديد نکنيد
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
نيکول کيدمن زنده شد!
نگاره
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
دروغ زميني، فاجعه مريخي
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
داعش کجا مي‌رود؟
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
دردسرهاي محافظه‌کاربودن
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
قدوس: با تلاش زياد جاي دژاگه را مي‌گيرم
فعلا که مجبور نشده است
ليگ برتر قرباني افتخارآفريني در آسيا
فخري: کسي باور نمي‌کند تيم چهارم دنيا سالن تمرين ندارد
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
هنوز از ساختار مالي شهرداري سر‌درنياورديم
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
«سهولان» در خطر تخریب
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
تماشاي يک وضعيت چندپاره
رحمتي و جباري را کنار گذاشت تا خودش بماند
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اين خود تو هستي
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
ايدز و هپاتيت در کمين کودکان زباله‌‌گرد
اسارت چندروزه دختر ۱۹ساله
ژنرال‌ها آمريکا را از دست ترامپ نجات مي‌دهند؟
گردش سعودی به سمت سوریه
ايران پا روي «سکوي اول» گذاشت
سيرجان، مريوان و کلپورگان جهاني شدند
آيا پوتين دربرابر ترامپ عقب‌نشيني مي‌کند؟
«حقوق‌کم» مهم‌ترین دلیل علاقه به بازنشستگی است
نيکول کيدمن زنده شد!
اربيل و ريسک همه‌پرسي
روحاني: برجام توافقي به نفع امنيت و ثبات منطقه و جهان است
راهي براي دور زدن برجام
گفت‌وگو، ضرورت امروز سياست
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
پر از شانس‌هاي کمرنگ
ثبت جهانی اولین روستای صنایع‌دستی ایران
بی‌بازارها تسهیلات نمی‌گیرند
بابک زنجاني: انتهاي ماجرا اعدام من است
آيا تنها راه کشتن است؟
داعش کجا مي‌رود؟
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
خط بطلان اصلاح‌طلبان بر ائتلاف
ورودي سدهاي کشور حدود 13 درصد کاهش يافت
به خاطر کودکي‌هاي وحشت‌زده
يک مرداد جنايي
هيچ وقت جنازه‌هايشان را پيدا نکردم
اشتباه عجيب در اعلام پرتيراژترين کتاب مرداد
چه بر سر فيلسوفان مخالف هيتلر آمد؟
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
با برگزاري همه‌پرسي در اقليم کردستان مخالفيم
اعتراضات داوطلبان کنکور ظرف يک هفته پاسخ داده مي‌شود
نگاره
صدور کيفرخواست براي پرونده پزشک عباس کيارستمي
جريمه مضحک کومان؛ يک يورو به همسر!
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
نيروسوزي اصول‌گرايي
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
اختصاص 1,5 ميليارد دلار براي اشتغال روستايي و عشايري
تمايل به «زندگي مجردي» دليل افزايش تعداد خانوار
هزينه اجاره سالن‌ها در ايران بالاتر از اروپاست
«سهولان» در خطر تخریب
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
دادگاه خاوري به‌صورت غيابي برگزار مي‌‌شود
پاسخی مناسب به تجاوزگر حقوق ايران در برجام مي‌دهيم
فهرست ميراث جهاني يونسکو در ايران
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
نگاره
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 50607 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۰ - 01:00
کودکی تنها دوران کتاب‌خوان شدن است
گپ‌وگفتي با محمدحسن شهسواري درباره فقر فرهنگ مطالعه

کودکی تنها دوران کتاب‌خوان شدن است

صدف فاطمی :  چند روز پيش بود که در خبرها آمد، دولت فرانسه فراخواني براي مشارکت در اجراي برنامه‌هاي فرهنگي به نام «شب کتابخواني» راه انداخته است. بر‌اساس اين فراخوان، تمام کتابخانه‌هاي پاريس موظف هستند روز 17 ژانويه، برابر با 28 دي‌، درهاي خود را به روي عموم مردم باز کنند. به اين بهانه، دولت فرانسه از تمام مردم دعوت کرده به کتابخانه‌هاي محل اقامت خود سر بزنند و از سرمايه‌هاي موجود در اين فضاهاي علمي و فرهنگي بازديد کنند اما اين اولين‌بار نيست که مسئولان دولتي در کشورهاي خارجي تصميم مي‌گيرند به منظور افزايش ميزان علاقه‌ شهروندان خود به کتاب و کتابخواني، کاري کارستان کنند و پيش‌ازاين هم نمونه‌هاي اين‌چنيني بسيار بوده است. اين درحالي است که «طرح کتاب‌گردي»، شايد تنها راهکاري بوده که چند سالي مي‌شود به همت احمد مسجدجامعي براي افزايش ميزان علاقه‌مندي مردم به کتاب راه افتاده است؛ طرحي که سالي يک‌بار و فقط يک روز با هزاران اما‌واگر اجرا مي‌شود و در سال جاري هم راه‌اندازي کمپين # من_هم_مي‌آيم، تنها اهرمي بود که توانست به بهانه هفته کتاب و با عنوان روز کتاب‌گردي، مردم بسيار مقاوم ايران دربرابر خواندن کتاب را به مغازه‌هاي کتابفروشي بکشاند. اين قصه هنوز هم يک داستان تلخ و تکراري است؛ روايتي که هر سال تکرار مي‌شود و حالا سال‌هاست که به‌زعم تلاش دست‌اندرکاران امور فرهنگي، تنها با يک جمله مي‌توان توصيفش کرد: «اين خانه از پاي‌بست ويران است.» محمدحسن شهسواري، نويسنده و مدرس داستا‌ن‌نويسي، با ما درباره زيروبم‌هاي فقر فرهنگ مطالعه در ايران گفت‌وگو کرده است؛ اينکه ريشه‌هاي اين نقصان از کجا مي‌آيد و درحالي‌که فرانسوي‌ها مشغول آماده‌سازي تدارکات فراخوان شب کتابخواني‌شان هستند، چرا کتابخانه‌هاي ما هر روز متروکه‌تر مي‌شوند؟ 
او مي‌گويد: «مطالعه بايد تبديل به عادت شود و اگر اين اتفاق نيفتد، نتيجه مورد نظر به دست نمي‌آيد. اين عادت بايد در دوران کودکي و نوجواني شکل بگيرد. من تا‌به‌حال حتي يک مورد هم نديده‌ام که فردي در سن 25 سالگي کتاب خواندن را شروع کند. اگر فرد تا قبل از 20 سالگي و در بهترين زمان، 14 يا 15 سالگي به کتاب خواندن عادت کرد که چه بهتر، اگر نکرد، خيلي سخت اين اتفاق مي‌افتد. دو نهاد هستند که در به‌وجودآوردن اين عادت نقش مؤثري دارند؛ يکي خانواده و ديگري مدرسه. طبيعتا بچه‌ها در اين دو نهاد تربيت و بزرگ مي‌شوند. هر نهاد ديگري که براي بعد از اين سن برنامه‌ريزي مي‌کند، اساسا نمي‌تواند خيلي کار مؤثري از پيش ببرد و شايد تنها تأثيري که روي کتاب‌‌خواندن گذاشته، اين بوده که کتاب‌خواندن دوباره تبديل به پرستيژ شده است. يعني براي کساني که مي‌خواهند بچه‌هاي‌شان را به کتابخواني عادت بدهند، اين موضوع فقط در حد پرستيژ اجتماعي اهميت دارد. نمي‌خواهم تأثير اين داستان را کم بدانم اما مسلما اتکا‌کردن به پرستيژ اجتماعي در کتابخوان‌کردن افراد تأثير کمي دارد. در‌مورد نهاد خانواده هم بدون‌شک تا خود پدر و مادر کتابخوان نباشند، اين اتفاق نخواهد افتاد. بچه بايد مطالعه‌کردن را ببيند و خواندن کتاب جزء عادت‌هاي روزانه‌ والدينش باشد که درنهايت، فردي کتابخوان شود. بچه‌اي که تا هفت نسل پيش از او هيچ‌کسي نه‌فقط کتاب، بلکه روزنامه ورزشي هم نمي‌خوانده، چه انتظاري هست که کتابخوان شود؟ نهاد بعدي که در تربيت کودکان و نوجوانان به‌عنوان افرادي کتابخوان نقش دارد، آموزش‌وپرورش است. متأسفانه آموزش‌وپرورش در چند دهه گذشته به صورتي کاملا برنامه‌ريزي‌شده‌ معلم‌ها و تأثيرگذاران آموزش‌وپرورش را از اهل فرهنگ‌بودن جدا کرده است. معلم‌هايي بودند که براي کتابخوان‌کردن بچه‌ها انرژي زيادي مي‌گذاشتند و بابت اين رفتار سرزنش مي‌شدند. اين چيزي است که حتي فرهادي هم در فيلم «فروشنده» به خوبي به آن اشاره مي‌کند. اين واقعيت جامعه ماست. ما حتي مواردي داريم که به خاطر اين موضوع از آموزش‌وپرورش اخراج شده‌اند. معلم‌هايي که براي کتابخوان‌کردن شاگردان خود تلاش و درمقابل مخالفت‌ها مقاومت مي‌کردند اما درنهايت، مسئولان بالادستي با اين استدلال که ما نمي‌خواهيم بچه‌ها کتابخوان شوند، آنها را اخراج کرده‌اند؛ بنابراين با فعاليت‌هاي ساير نهادها، ما فقط رنگ و لعاب مي‌دهيم؛ براي نمونه ممکن است وزارت ارشاد ترويج کتابخواني داشته باشد يا مثلا حوزه علميه کتابخواني را توصيه کند اما آنجايي که بچه‌ها بايد کتابخوان شوند، مسئولان عامدانه اين کار را نمي‌کنند. اين است در جامعه‌اي که همه نهادها در حال فروپاشي بوده، نهاد خانواده اهميت بيشتري پيدا مي‌کند. اين روزها نهاد خانواده جور بسياري از نهادهايي را که وجود ندارند، به دوش مي‌کشد و اتفاقا همين موضوع يک حلقه بسته‌ مي‌سازد زيرا فشار روي پدر و مادرها زياد است و آنها ناچار هستند کاري را که آموزش‌و‌پرورش، تلويزيون، پليس و مسجد و ديگر نهادها بايد انجام دهند، باید خودشان به‌تنهايي متقبل ‌شوند. در زمينه کتابخواني هم داستان همين است. معلمي که خودش کتابخوان نيست، نمي‌تواند به کلاس بيايد و بچه‌ها را تشويق به خواندن کتاب کند. اگر کسي هم اين کار را کند يا جلويش را مي‌گيرند يا بچه‌ها با حس غريزي خودشان متوجه تظاهر و دروغ آن معلم مي‌شوند؛ بنابراين ما نويسنده‌ها، ناشرها و حتي وزارت ارشاد وظيفه‌اي که داريم و مي‌توانيم انجام دهيم، اين است که محصولات فرهنگي را در اختيار آن کسي که در دوران نوجواني کتابخوان شده بگذاريم؛ يعني در قدم اول، بچه‌ها در نهاد خانواده‌ و مدرسه کتابخوان بار بيايند و آن‌وقت وظيفه امثال ماست که متن‌هاي جذاب‌تري بنويسيم. من اگر نويسنده‌ام و احساس مي‌کنم حضورم در جايي براي کتابخواني آدم‌ها مي‌تواند مؤثر باشد، بايد دست به کار شوم اما هم من، هم ناشران فقط براي آدم‌هاي کتابخوان مي‌توانيم کاري انجام دهيم؛ نه براي کتابخوان‌کردن آدم‌ها. 
اگر بنا به ارائه راه‌حل و پيشنهاد باشد، بايد بگويم ما يک نسل را که خانواده‌هاي امروزي باشند از دست داده‌ايم. پدر و مادري که صبح تا شب درگير مسائل اقتصادي شده‌اند، حتي اگر کتابخوان هم باشند، مگر چقدر وقت براي خواندن کتاب دارند؟ شايد بتوان گفت يکي از راه‌هاي تأثيرگذار، اين است که واژه فرهنگ و فرهنگي‌بودن بايد به معناي واقعي کلمه به بستر آموزش‌وپرورش برگردد. موانعي که در راه است، بايد برداشته شود و بدون‌شک، اينها برنامه‌ريزي‌هاي کلان دولتي و حکومتي در آموزش‌وپرورش است. هر چيزي که کمک کند اين واژه دوباره به آموزش‌وپرورش برگردد، کمک زيادي به افزايش فرايند کتابخواني مي‌کند. 
در مورد دولت فرانسه و فراخواني که به تازگي راه انداخته‌اند، بايد بگويم که جامعه‌اي مثل فرانسه را که ذاتا کتابخوان است، نمي‌توانيم با خودمان مقايسه کنيم. نگراني اين روزهاي آنها، اين است که 10 سال قبل کتاب از دست مردمانشان نمي‌افتاد و حالا گوشي‌های هوشمند جايگزين آنها شده است. آنها نگران اين بخش هستند و وقتي نگراني از اين جنس دارند با خودشان مي‌گويند، ما جامعه‌اي ذاتا کتابخوان داريم که واقعا هم کتابخوان هستند و اصلا شعار هم نيست. براي پيداکردن جاي خوب در کتابخانه‌هاي آنجا دعواست زيرا مردم بخش زيادي از زمانشان را در کتابخانه‌ها مي‌گذرانند. کتاب، کالاي گراني است و آنها هم ذاتا کتابخوان هستند. بسياري از دوستان نويسنده من در آمريکا و اروپا به اين دليل که خانه‌ها کوچک و فضاي کافي ندارند، کارشان را در کتابخانه‌ها انجام مي‌دهند. اين يعني آن بستر فرهنگي لازم وجود دارد و الان دعواي آنها سر اين است که گوشي‌هاي هوشمند يا کتاب خواندن؟ اما دعواي ما الکي است زيرا همه‌اش همان گوشي هوشمند است و اصلا «يا» ديگري نداريم که بخواهيم در موردش بحث کنيم. براي همين است که آنها با خودشان فکر مي‌کنند از امکاناتي که دارند، استفاده کنند و با افزايش ميزان جذابيت، مردم را دوباره به کتابخانه‌ها بکشانند. حرف من اصلا اين نيست که اين برنامه‌ها هرگز تأثيري ندارند. به اعتقاد من حتي اگر يک درصد هم تأثير داشته باشند، حتما بايد انجام شود اما واقعيت اين است که در ايران فقط بچه‌هاي کنکوري سراغ کتابخانه‌ها مي‌روند و از قرائت‌خانه‌ها استفاده مي‌کنند. ارزش کتابخانه‌هاي ايران، فقط در حد قرائت‌خانه‌هايشان است.»

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.