اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
بازگشت هاشمی به شهر
ميرزايي‌نيکو: آقای روحانی شما 100 درصد به تفکر 24 ميليوني بدهکاريد
شفافيت پيش از اعتماد
ماجراهای روز آخر
فعال‌سازي ديپلماسي اقتصادي؛ دستور کار ظريف
پرونده پولانسکي بسته نشد
تبعات انتشار «ترنج» نامجو و منتفي‌شدن انتشار «۱۳» چاووشي
پس‌لرزه‌هاي يک جشن شخصي!
نامه حسين عليزاده به بهروز غريب‌پور درباره اسطوره و عروسک
مي‌توانيم به مسير اصلي تئاتر برگرديم
خوشرو: ايران نيروي ثبات‌ساز منطقه است
پايبندي به برجام را به آمريکا گوشزد مي‌کنيم
همگرايي تهران- آنکارا، پيامي براي کردها
نگاره
عاقبت رمانتيک بودن در عصر اينستاگرام
جمع اضداد در دنياي شواليه تاريکي
طعم خوش يک خيابان
براي بي‌گناهاني که در اين وحشت گرفتار شدند
محروميت و پلمپ باشگاه‌‌ها در انتظار طرفداران MMA
پرسپوليس به هزار و يک دليل مخالف است
ايران به قانون جديد باخت؟
اولتيماتوم به منصوريان؛ پديده را ببر، بمان
روز پرحاشيه آخوندي در مجلس
سند استراتژي صنعتي را احيا مي‌کنم
تل‌آويو مي‌خواهد پاي ايران به مناقشه کره باز شود
ظرفيت شهرک‌هاي صنعتي خالي است، دنبال ساخت شهرک جديد هستند
۵ هزار واحد صنعتي و معدني تسهيلات مي‌گيرند
توزیع هزینه ایجاد 1,3 میلیون شغل به نام یارانه به مردم
نفس تازه برای «آق‌گل»
نکند نوزاد ما جا‌به‌جا شده باشد
روی موج کودک‌آزاری
تصميم گرفتند زنان را نبينند
مهریه زنان در دوره قاجار چقدر بود؟
روزگار مهرانگيز دولتشاهي و مرضيه افخم
زنان در پستوي تاريخ؛ حاضران هميشه‌غایب
ضرورت سنجش کارآمدي در لحظات آخر
بعد تو جز «هيچ بزرگ» هيچي نيست
مجلس به تصميم و تدبير رئيس‌جمهوري اعتماد کند
بالاي 90 درصد وزراي پيشنهادي رأي مي‌آورند
اپوزيسيون دولت بودن در جمهوري‌اسلامي جايي ندارد
تاريخ جواب ادعاي شما را داده است
تغيير ذائقه مجلس در آستانه رأي اعتماد
هميشه نبايد در «شرايط حساس کنوني» ماند
برجام، مقدمه کسب منافع در چهار سال دوم است
مسجدجامعي: نجفي «زورو» نيست
شبح تغییر اقلیم و سراب خودکفایی
نگاره
پچ‌پچه‌هايي که دوباره شنيده شد
قصه رأي اعتماد ميرانوس
يک آغاز بي‌قضاوت
طبيعت بي‌جان سخن مي‌گويد
اميدي به بزرگي يک نهنگ
راه «سي» کلام شاهنامه سير فردوسي
اعتراف داور پراشتباه؛ روز بدم بود
اعتراف داور پراشتباه؛ روز بدم بود
چطور «زوج مخوف» به «زوج ناسازگار» تبديل شد؟
اين توهين‌ها کي تمام مي‌شود؟
سکته ناقص تيم برانکو؛ منصوريان بالاخره به دايي باخت
زيرگيري مسکن مهر از آخوندي
مولاوردي و نمايندگی نسل چهارم فعالان زن
تاريخ جواب ادعاي شما را داده است
شبح تغییر اقلیم و سراب خودکفایی
زيرگيري مسکن مهر از آخوندي
تغيير ذائقه مجلس در آستانه رأي اعتماد
برجام، مقدمه کسب منافع در چهار سال دوم است
مولاوردي و نمايندگی نسل چهارم فعالان زن
هميشه نبايد در «شرايط حساس کنوني» ماند
اپوزيسيون دولت بودن در جمهوري‌اسلامي جايي ندارد
نکند نوزاد ما جا‌به‌جا شده باشد
راه «سي» کلام شاهنامه سير فردوسي
پدر، با اره‌برقي پسر و عروسش را مثله کرد
بالاي 90 درصد وزراي پيشنهادي رأي مي‌آورند
ضرورت سنجش کارآمدي در لحظات آخر
مسکن، سوداي رونق دارد
اعلام قيمت‌هاي جديد براي محصولات پارس‌خودرو
«نوروز بَل»، جشن مردم برای زمین
کامیون ترور در اسپانیا
مجلس به تصميم و تدبير رئيس‌جمهوري اعتماد کند
مسجدجامعي: نجفي «زورو» نيست
طبيعت بي‌جان سخن مي‌گويد
سکته ناقص تيم برانکو؛ منصوريان بالاخره به دايي باخت
بعد تو جز «هيچ بزرگ» هيچي نيست
اقتصاد کشور در دستان ۳۱ مفسد
جنگ عربستان با اقليت شيعه
قصه رأي اعتماد ميرانوس
ماجراهای روز آخر
28 مرداد؛ کودتايی سیاه در قاب تاریخ
اميدي به بزرگي يک نهنگ
پچ‌پچه‌هايي که دوباره شنيده شد
اعتراف داور پراشتباه؛ روز بدم بود
اين توهين‌ها کي تمام مي‌شود؟
اعتراف داور پراشتباه؛ روز بدم بود
تل‌آويو مي‌خواهد پاي ايران به مناقشه کره باز شود
نفس تازه برای «آق‌گل»
نگاره
يک آغاز بي‌قضاوت
آمريکا به‌طور کامل به برجام پايبند نيست؟
چطور «زوج مخوف» به «زوج ناسازگار» تبديل شد؟
همگرايي تهران- آنکارا، پيامي براي کردها
پس‌لرزه‌هاي يک جشن شخصي!
بازگشت هاشمی به شهر
روی موج کودک‌آزاری
جمع اضداد در دنياي شواليه تاريکي
ايران به قانون جديد باخت؟
توزیع هزینه ایجاد 1,3 میلیون شغل به نام یارانه به مردم
مي‌توانيم به مسير اصلي تئاتر برگرديم
شفافيت پيش از اعتماد
روزگار مهرانگيز دولتشاهي و مرضيه افخم
سند استراتژي صنعتي را احيا مي‌کنم
ميرزايي‌نيکو: آقای روحانی شما 100 درصد به تفکر 24 ميليوني بدهکاريد
پايبندي به برجام را به آمريکا گوشزد مي‌کنيم
طعم خوش يک خيابان
مهریه زنان در دوره قاجار چقدر بود؟
پرسپوليس به هزار و يک دليل مخالف است
اولتيماتوم به منصوريان؛ پديده را ببر، بمان
زنان در پستوي تاريخ؛ حاضران هميشه‌غایب
روز پرحاشيه آخوندي در مجلس
۵ هزار واحد صنعتي و معدني تسهيلات مي‌گيرند
نگاره
خوشرو: ايران نيروي ثبات‌ساز منطقه است
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 50626 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۰ - 01:00
آخرين روايت هاشمي

آخرين روايت هاشمي

علي دهقان، روزنامه‌نگار: ... او تمام شد. البته فقط ضربان حياتي قلبش و زاويه نگاهش که چند وقتي مي‌شد روي يک نقطه دور ايستاده بود؛ ايستاده بود شايد هاج و واج و به نمي‌دانم کجا، همان لبخند هميشگي‌اش را تزريق مي‌کرد. ديروز غروب که خبر درگذشت هاشمي آمد، تنها تصويري که از او، در ذهن تو نقش می‌بست، همين مبهوتي نگاهش بود که چند سالي برايش تفسيرهاي متعددي ارائه مي‌دادند. علي‌اکبر هاشمي رفسنجاني، ياور انقلاب و رفيق ديرين رهبري درگذشت. اين کوتاه‌ترين خبر و حتما يک خبر بسيار عجيب بود که مي‌توانست در برزخ اين روزهاي ما، دستش را دراز کند و روي شانه شهر بگذارد. حتما بيراه نيست که بگوييم کسي باور نمي‌کرد هاشمي در انتظار يک پلک‌زدن و آرام‌گرفتن ناگهاني باشد. امتداد هاشمي و تصويری ذهني که ساليان دراز، همراه فوج عظيمي از مردم شده بود، اين خاصيت را برايش ماندگار کرده بود که حتما او هست يا مي‌ماند تا سرنوشت خيلي از کش‌و‌قوس‌هاي سياست به نقطه پايان برسد. براي همين مرگ او، يکي از ناگهاني‌ترين مردن‌هاي تاريخ خواهد بود. آيندگان بي‌شک فراموش نخواهند کرد که در 19 دی یک‌هزار و سیصد و نود و پنج، درست چند ساعت قبل از سالگرد پرواز امير‌کبير، هاشمي‌رفسنجاني چشمانش را بست تا آدم‌هاي زيادي در گوشه‌وکنار شهر اين پرسش را جان بدهند که حالا بخشي از سياست چگونه ساز‌و‌کارش را بدون «بهرماني» تاريخ انقلاب، پيچ‌در‌پيچ بالا مي‌برد. روزگار عجيبي است. پيرمرد شهره بود که نرد عشق به امير باخته بوده و حالا سرش را در برگ‌هاي تاريخ، درست چند اينچ آن‌سوتر از صدراعظم تاريخ ايران، زمين گذاشته است. بيراه نيست اگر بنويسم که هاشمي در مردنش هم سياست را رها نکرده است. او بي‌شک يکي از عظيم‌ترين انديشه‌ها و قله‌هاي راهبردي سياست در چند دهه گذشته بود. براي همين مي‌شود اين‌گونه انديشه کرد که حتما همراهي‌اش با امير، دنباله‌اي داشته است تا نقش سردار سازندگي را با امير مدرنيسم در سياست به يک قاب تبديل کند. آرزوی هاشمي، جاودانه‌شدن اين قاب بود. او ديروز غروب اما خودش را جاودانه کرد. «خودِ» هاشمي فارغ از هرگونه جهت‌گيري سياسي، يک يادگاري بزرگ بود از يک تکاپوي بزرگ‌تر به نام مبارزاتي که نتيجه‌اش انقلاب بود. تصوير ديروزهاي او در زندان‌هاي ستمشاهي با اين روزهاي او، يک خط تاريخي را نشان مي‌داد که به‌طور قطع، لحظه‌اي درنگ در مقابل حرکت و پويايي در آن به چشم نمي‌آيد. نسل او چنين بود؛ نسلي که پيکره‌اي بزرگ از يک نظام را زير و رو کردند و ارگانيسم بزرگي از يک نظام ديگر را روي شانه‌هايشان بالا بردند. اتفاق کوچکي نبود؛ آنها آمدند، ايستادند، زمين خوردند و دوباره ايستادند و باز از افق، افق‌هاي دور سخن گفتند که پيامي جديد به همراه خواهد داشت. اين تلاش، نشانه بسياري از آدم‌هاي آن روزگار بود که حالا و هنوز، هاشمي با تمام توانش سعي در امتداد اين زايش هميشگي داشت. کمتر کسي حتما مي‌توانست مانند بهرماني اين‌گونه ماندني را به نمايش بگذارد و هنوز آن‌قدر پويش در سياست بدمد که باز درست مثل 40 سال پيش، 30 سال پيش، 20 سال پيش و همين روزهايی که ما نفسش را به دوش گرفته‌ايم، گروهي از راه برسند و هاشمي را سد راه خود بدانند. فرداي روزي که او چشم فرو بسته است، يک نکته را مي‌توان قاطعانه در موردش به يک حکم تبديل کرد. او به‌گونه‌اي زيست که توانست در فاصله‌اي کمتر از 10 سال جايگاه خود را در ميان مردم از تبي سرد به تب دلدادگي تغيير دهد. اين همه يک آدم است که مي‌شود آن را به معجزه درايت، توانمندي در سياست و بالندگي در تجربه تشبيه کرد. اين‌گونه نيست؟

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.