اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
بهترين‌ها را معرفي کردم
17 وزیر منهای بیطرف
چرا اصول‌گرا ، اصلاح‌طلب مي‌کنيد؟
سيدضياء هاشمي به وزارت نزدیک شد
تأثير آزار کودکان بر بزهکار شدن آنها
حق کنار مادر بودن
بارزاني: ايران بيش از هر کشوري در عراق نفوذ دارد
سکان دستگاه ديپلماسي در دستان ظريف
تله‌موش‌های تل‌آويو برای یوزهاي ايراني
نگاره
مهماني نويسندگان جهان در برلين
ظهر شنبه کنار رود روگا
محافظان آموزش‌ديده براي قربانيان خاموش
آتشي که خاموش نمي‌شود
واکنش بهرام رادان به توقیف «زادبوم» در سينماهاي حوزه
محمد معتمدي: رسانه ملي تنها سليقه عامه را دنبال مي‌کند
ولگرد موزه‌دار شد
وزير روي صندلي لرزان
سرمربي المپياکوس: از کريم راضي‌ام
در انتظار ستاره
نبرد اپراتورها بر سر پيراهن سرخابي‌ها
حضور در ورزشگاه‌ها، تنها دغدغه زنان نيست
سه گروهي که براي تصاحب دولت ترامپ تقلا مي‌کنند
بهبود وضع موجود تنها راه‌حل مبارزه با داعش است
سد‌سازي، سد راه بيطرف شد
کش ارز باز هم در می‌رود؟
نرخ سود ثابت ماند
قبول داريم، اقتصاد از لبه پرتگاه عميق منحرف شده است
شهر شعر و ادب کلیددار خود را شناخت
خواننده معروف رپ به قتل اعتراف کرد
بدن دختر ۱۳ ساله، قابليت بارداري ندارد
هدايت تحصيلي و انتخاب سرنوشت‌ساز
چسب هل براي همه
آیا مائو مرده است؟
پيتزاخوري با مائو!
نوه مائو سرمایه‌دار بزرگ
پايه‌ريزي حزب کمونيست چين
مائو از کودکی تا ازدواج
افشاي گزارش‌هاي محرمانه سيا به رؤساي‌جمهوری آمريکا
ديدار با يار غار آمريکايي مائو
بازگشت هاشمی به شهر
ميرزايي‌نيکو: آقای روحانی شما 100 درصد به تفکر 24 ميليوني بدهکاريد
شفافيت پيش از اعتماد
ماجراهای روز آخر
فعال‌سازي ديپلماسي اقتصادي؛ دستور کار ظريف
پرونده پولانسکي بسته نشد
تبعات انتشار «ترنج» نامجو و منتفي‌شدن انتشار «۱۳» چاووشي
پس‌لرزه‌هاي يک جشن شخصي!
نامه حسين عليزاده به بهروز غريب‌پور درباره اسطوره و عروسک
مي‌توانيم به مسير اصلي تئاتر برگرديم
خوشرو: ايران نيروي ثبات‌ساز منطقه است
پايبندي به برجام را به آمريکا گوشزد مي‌کنيم
همگرايي تهران- آنکارا، پيامي براي کردها
نگاره
عاقبت رمانتيک بودن در عصر اينستاگرام
جمع اضداد در دنياي شواليه تاريکي
طعم خوش يک خيابان
براي بي‌گناهاني که در اين وحشت گرفتار شدند
محروميت و پلمپ باشگاه‌‌ها در انتظار طرفداران MMA
پرسپوليس به هزار و يک دليل مخالف است
شبح تغییر اقلیم و سراب خودکفایی
تاريخ جواب ادعاي شما را داده است
ماجراهای روز آخر
برجام، مقدمه کسب منافع در چهار سال دوم است
چرا اصول‌گرا ، اصلاح‌طلب مي‌کنيد؟
نکند نوزاد ما جا‌به‌جا شده باشد
زيرگيري مسکن مهر از آخوندي
تغيير ذائقه مجلس در آستانه رأي اعتماد
همگرايي تهران- آنکارا، پيامي براي کردها
مولاوردي و نمايندگی نسل چهارم فعالان زن
هميشه نبايد در «شرايط حساس کنوني» ماند
اپوزيسيون دولت بودن در جمهوري‌اسلامي جايي ندارد
چسب هل براي همه
بالاي 90 درصد وزراي پيشنهادي رأي مي‌آورند
مجلس به تصميم و تدبير رئيس‌جمهوري اعتماد کند
تله‌موش‌های تل‌آويو برای یوزهاي ايراني
مي‌توانيم به مسير اصلي تئاتر برگرديم
راه «سي» کلام شاهنامه سير فردوسي
17 وزیر منهای بیطرف
حق کنار مادر بودن
پدر، با اره‌برقي پسر و عروسش را مثله کرد
ضرورت سنجش کارآمدي در لحظات آخر
پس‌لرزه‌هاي يک جشن شخصي!
شفافيت پيش از اعتماد
تل‌آويو مي‌خواهد پاي ايران به مناقشه کره باز شود
زنان در پستوي تاريخ؛ حاضران هميشه‌غایب
مسکن، سوداي رونق دارد
شهر شعر و ادب کلیددار خود را شناخت
کامیون ترور در اسپانیا
اعلام قيمت‌هاي جديد براي محصولات پارس‌خودرو
مسجدجامعي: نجفي «زورو» نيست
پايبندي به برجام را به آمريکا گوشزد مي‌کنيم
«نوروز بَل»، جشن مردم برای زمین
خوشرو: ايران نيروي ثبات‌ساز منطقه است
فعال‌سازي ديپلماسي اقتصادي؛ دستور کار ظريف
روی موج کودک‌آزاری
ميرزايي‌نيکو: آقای روحانی شما 100 درصد به تفکر 24 ميليوني بدهکاريد
بازگشت هاشمی به شهر
حضور در ورزشگاه‌ها، تنها دغدغه زنان نيست
محافظان آموزش‌ديده براي قربانيان خاموش
نفس تازه برای «آق‌گل»
پچ‌پچه‌هايي که دوباره شنيده شد
طبيعت بي‌جان سخن مي‌گويد
بعد تو جز «هيچ بزرگ» هيچي نيست
سکته ناقص تيم برانکو؛ منصوريان بالاخره به دايي باخت
اميدي به بزرگي يک نهنگ
روز پرحاشيه آخوندي در مجلس
جمع اضداد در دنياي شواليه تاريکي
توزیع هزینه ایجاد 1,3 میلیون شغل به نام یارانه به مردم
قصه رأي اعتماد ميرانوس
28 مرداد؛ کودتايی سیاه در قاب تاریخ
مهریه زنان در دوره قاجار چقدر بود؟
آتشي که خاموش نمي‌شود
پرسپوليس به هزار و يک دليل مخالف است
عاقبت رمانتيک بودن در عصر اينستاگرام
نگاره
اعتراف داور پراشتباه؛ روز بدم بود
روزگار مهرانگيز دولتشاهي و مرضيه افخم
جنگ عربستان با اقليت شيعه
تبعات انتشار «ترنج» نامجو و منتفي‌شدن انتشار «۱۳» چاووشي
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 50639 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ - 01:00
هاشمی‌رفسنجانی تصمیم درستی گرفت
حسین‌محمدی، بسيجي، تخريبچي و غواص لشکر 5 نصر

هاشمی‌رفسنجانی تصمیم درستی گرفت

حسين محمدي در عمليات کربلاي4، تخريبچي لشکر پنج نصر و جزء غواصان بود. در زمان محاصره دشمن زخمي شد و امکان بازگشت از منطقه عملياتي را نداشت؛ در نهايت، با وجود مقاومت‌هايي که رزمندگان در طول شب نشان دادند، صبح آن روز اسير شدند. متأسفانه تا زماني که پيکر 175 شهيد غواص عمليات کربلاي4 به کشور بازنگشته بود، بسياري از فرماندهان سکوت کردند و چيزي از این عمليات کربلاي4 نمي‌گفتند. بارها دل من از اينکه در عملياتي شرکت کرديم که حتي نامي از آن در تقويم نيست، گرفت. در تاريخ جايي از اين عمليات يادي نشد و اين باعث ناراحتي بود. بعد از بازگشت پيکر‌ شهداي غواص، مدتي است به عمليات کربلاي4 مي‌پردازند؛ به مسائل مربوط به آن، به اتفاقاتي که در آن عمليات رخ داد، به مظلوميت شهدا و اسراي کربلاي 4 و... . پس از اين بود که فرماندهان اعلام کردند اين عمليات لو رفته بود و درباره آن توضيح مي‌دهند اما متأسفانه همه مطالبي هم که گفته مي‌شود، درست نيست. عمليات کربلاي 4، عملياتي سرنوشت‌ساز بود، به همين خاطر، به نيروها آموزش‌هاي زيادي داده بودند. تقريبا چهار ماه در شرايط سخت و فشرده، بهترين آموزش‌هاي غواصي را در عمق، سطح رودخانه و باتلاق ديديم. براي مواجهه با همه موانع در عمليات تمرين کرديم. دوره‌هاي آموزش‌هاي نظامي، انفجارها، تله‌گذاري و خنثي‌کردن مين را هم طي کرديم. تقريبا همه اينها را در سه ماه در شرايط سخت و هواي سرد انجام داديم، ما دوره‌هاي خوبي را گذرانديم. دوره‌هاي آموزشي ما، براي ارتقای توان نظامي‌مان بود. در اواخر دوره آموزشي بدون اينکه به نام و زمان دقيقي اشاره شود، از عملياتي سرنوشت‌ساز صحبت مي‌شد. به ما اعلام مي‌کردند بايد آمادگي لازم را براي اين عمليات داشته باشيد. بايد انرژي خودتان را نگه داريد زيرا اين عمليات متوقف نخواهد شد و پشت سر هم ادامه دارد، بايد عمليات را ادامه بدهيم تا به شهر بصره برسيم. آن‌قدر برنامه‌ريزي شده بود که حتي به ما روش‌هاي برخورد با مردم شهر بصره را آموزش دادند، آموزش مي‌دادند که حين جنگيدن به زنان و بچه‌ها آسيبي نرسانيم و از مال و اموال مردم شهر مراقبت کنيم، اجازه ندهيم افراد ناشناس وارد شهر بشوند تا اموال مرده‌ها را غارت کنند. برنامه‌ريزي عمليات کربلاي 4 به اين صورت بود که با جايگزيني نيروهاي پشتيباني ادامه داشته باشد و متوقف نشود، تا ان‌شاءالله بتوانيم بصره را تصرف کرده و آن را حفظ کنيم. با توجه به گستردگي عمليات بايد از تعداد زيادي فرمانده نظامي و همه ظرفيت‌هاي جنگ استفاده مي‌شد. منظورم از ظرفيت‌هاي جنگ، نيروهاي ارتش، سپاه، نيروهاي زميني و دريايي و هر فردي بود که بتواند در جنگ کمکي کند. در شرايطي که کار گسترده ‌شود، قطعا نفوذ آدم‌هاي غير‌خودي و دشمن زياد مي‌شود. حضور نفوذي‌ها در عمليات کربلاي4 درست است. افرادي که ضعيف‌تر بودند، تحت‌تأثير وعده‌هاي مالي يا هر چيز ديگر از طرف منافقين يا ديگران قرار گرفتند؛ به‌اين‌ترتيب، دشمن از انجام عمليات مطلع شد. آنها از زمان عمليات اطلاعي نداشتند، اما مي‌دانستند قرار است چنين عملياتي انجام شود. نقشه عمليات را داشتند و به خوبي مي‌دانستند قرار است با برنامه‌ريزي، هزينه بسيار و نيروهاي آموزش‌ديده، اين عمليات انجام شود؛ بنابراين با وجود اينکه دشمن زمان عمليات را نمي‌دانست اما آمادگي آن را داشت. ما حين عمليات، از نوع چيدمان سنگر‌هاي دشمن متوجه اطلاع آنها از عمليات شديم. آنها آمادگي اين را داشتند که به‌راحتي با ما مقابله کنند، تاکتيک دشمن از قبل مشخص شده بود. به‌تازگي در رسانه‌ها و فضاي مجازي، درباره عمليات کربلاي4، بحث‌هايي به‌وجود آمده است. درباره این عملیات نکاتي وجود دارد که مي‌شود درباره آنها بيشتر تأمل کرد. اولين نکته اين است تا زماني که امام(ره) زنده بودند، کسي نمي‌توانست به جاي ایشان تصميم بگيرد يا از طرف ايشان حرف بزند. اينکه گفته مي‌شود آقاي هاشمي در موضوع مهمي مانند عمليات کربلاي4 خودسرانه اعلام کردند حرف من حرف امام(ره) است و امام(ره) هم سکوت کردند، اصلا ممکن نيست. امام(ره) اهل سازش نبودند و با کسي هم تعارف نداشتند، ايشان از کسي نمي‌ترسيدند، شجاع بودند، اگر قرار بود حرفي را بزنند آن حرف را بدون هيچ پنهان‌کاري‌ای مي‌زدند. اگر در آن شرايط آقاي هاشمي حرفي را زدند و گفتند امام(ره) فرمودند حرف هاشمي حرف من است، پس حتما با امام(ره) مشورت کردند و اين عمليات بايد انجام مي‌شد. به نظر من، حرف آقاي هاشمي درست بود و کار درست را انجام دادند. از نظر نظامي، آقاي هاشمي حتي اگر از امام(ره) استعلام نگرفته باشند، کار نادرستي را انجام ندادند. کار آقاي هاشمي درست بود زيرا وقتي براي يک عمليات برنامه‌ريزي مي‌کنيد، وقت مي‌گذاريد، نيروهاي مورد نياز را آموزش مي‌دهيد و همه تلاشتان را مي‌کنيد که عمليات در زمان مقرر، انجام شود، فقط با اين تصور که دشمن از وقوع اين عمليات مطلع است، توقف آن، صحيح نيست. درست اين بود که عمليات را انجام بدهيم، شکست هم بخوريم و دشمن دچار اين توهم بشود که توانسته شکست سختي به ما وارد کند و با توجه به برنامه، هزينه و نيرويي که براي اين عمليات صرف کرديم، حداقل 6 ماه تا يک سال نمي‌توانيم هيچ عمليات ديگري را انجام دهيم که همين‌طور هم شد و ما دشمن را دچار اين تصور اشتباه کرديم. درواقع، اين پوليتيک نظامي بود که آقاي هاشمي در آن زمان و با درايت، با مشورت فرماندهان نظامي و تأييد امام(ره)، انجام دادند.دومين نکته قابل توضيح، تصميم سربازان است. ما خط‌شکن بوديم و به محض اينکه خطوط اوليه دشمن را شکستيم و پيش از اينکه وارد منطقه بشويم، به ما اعلام کردند بنا به دستور امام(ره)، بيش از اين پيشروي نکنيم و اگر توانستيم خطوط را بشکنيم، عمليات بايد متوقف شود و ما برگرديم. در آن شرايط با وجود اينکه فرماندهان به ما اعلام کردند که برگرديم اما همان‌گونه که امروز هم عمل مي‌کنيم، تصميمي از روي احساس گرفتيم. تصور مي‌کرديم خط را شکسته‌ايم و مي‌توانيم پيشروي کنيم. آنها به ما مي‌گفتند نيروها را برگردانيد و تا همين‌جا کافي است اما خواسته ما، اين نبود. به نوعي ما به پيروزي زودرس که واقعي هم نبود، دلخوش شديم. دشمن آمادگي عمليات ما را داشت و اجازه داد خيلي سريع خط را بشکنيم، عقب‌نشيني کرد و ما را به وسط نعل اسبي که درست کرده بود، کشاند؛ بعد از پشت ما را محاصره کرد، ما هم به هواي اينکه خوب پيش رفتيم، مي‌خواستيم جلوتر هم برويم. پيش خودمان فکر مي‌کرديم آنها، يعني فرمانده‌هاي ما مجبور مي‌شوند نيروهاي پشتيباني را اعزام کنند. ما عده‌اي بوديم که جوگير شرايط شديم. در آن عمليات همه ما بيسيم نداشتيم اما عده‌اي که داشتند، می‌گفتند که برگرديد؛ البته عده‌اي از ما فکر مي‌کردند اين مکر دشمن است، مگر مي‌شود وسط عملياتي که آن‌همه برايش هزينه شده بود، به حرف آنها گوش بدهيم و برگرديم! ما که تجربه فرماندهان را نداشتيم، کوتاهي اطاعت از دستور فرمانده باعث شد، محاسبات ما درست از آب درنيايد. عده بسيار محدودي به جلو رفتند، عده‌اي هم در محاصره دشمن قرار گرفتند، همه حرف من اين است که به ما اعلام شد که برگرديم. اين‌طور نبود که آقاي هاشمي بگويد برويد جلو و کشته شويد؛ اين حرف غير‌منطقي است. اگر امروز از آقاي هاشمي دفاع مي‌کنم، به اين دليل است که حرف غير‌منطقي گفته مي‌شود. اينکه آقاي هاشمي با اطلاع و آگاهي اجازه دادند بسياري در اين عمليات کشته شوند، بي‌انصافي است. جنگ، استراتژي دارد و استراتژي آن زمان هم اين بود که ما بايد فدا مي‌شديم تا عمليات کربلاي‌5 و عمليات‌هاي بعدي انجام شود. لازمه کار عملياتي همين است، عده‌اي کشته مي‌شوند. گفته مي‌شود شهداي کربلاي‌4 مظلوميت بيشتري نسبت به ساير شهدا دارند؛ آنها براي پيروزي‌هاي بعدي قرباني شدند. به ما گفته شد بايد برويد، ان‌شاءالله که به سلامت برمي‌گرديد، وگرنه، به درجه شهادت مي‌رسيد. ما هم تلاش کرديم برگرديم اما در مسير مورد اصابت گلوله قرار گرفتيم، مجروح شديم و درنهايت هم اسير شديم. خيلي‌ها شهيد و خيلي‌ها هم اسير شدند، آنها در محاصره دشمن قرار گرفتند، نه در کوتاهی فرماندهان خود؛ فرماندهان ما براي ما مکر نمي‌کنند. امروز که آگاهي من از بحث‌هاي نظامي بيشتر است، به اين نتيجه رسيده‌ام که استراتژي آقاي هاشمي بسيار خوب بود زيرا اگر عمليات کربلاي4 انجام نمي‌شد، عمليات کربلاي5 موفق نمي‌شد. زماني که در اسارت بودم از اسراي کربلاي‌5 مي‌شنيدم که مي‌گفتند در کربلاي5 انتقام شهداي کربلاي4 را از دشمن گرفتيم. باز هم تأکيد مي‌کنم که امام(ره) اهل سازش نبودند، مطمئن باشيد اگر آقاي هاشمي از طرف خودشان فرمان داده بودند، امام در مقابل خون شهداي کربلاي4 سکوت نمي‌کردند. اگر امام چيزي نگفتند، يعني اين فرمان، فرمان خودشان بود و آقاي هاشمي اطاعت امر کردند. فرماند‌هاني ازجمله آقاي محسن رضايي هم با همفکري عمل کردند، اين يک تصميم جمعي با تأييد حضرت امام(ره) بود. به نظر من، اين حرف‌هاي دشمن بوده حتي حرف مخالفان آقاي هاشمی هم نيست، اينها حرف‌هاي دشمنان است که مي‌خواهند تفرقه‌اندازي کنند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.