کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
ثبت نام مجدد سهام عدالت در نیمه دوم سال ۹۶
مجتمع پتروشیمی کردستان افتتاح شد
اعضای بدن جوان رامیانی نجات بخش زندگی هفت بیمار شد
نوروز را باید به نوروزگاه‌ها برد
امدادرسانی به بیش از ۲۵۰۰ متاثر از برف و کولاک و سیل
با خاموش کردن چراغ های اضافی یک ساعت به زمین فکر کنیم
جشن های نوروزی ویژه دانشجویان ایرانی در مالزی برگزار شد
193 اغذیه فروشی متخلف درطرح نوروزی تعطیل شد
اصولگرایان با لیست خدمت در انتخابات حاضر می‌شوند
عقب‌نشینی ترامپ از لایحه جنجالی بیمه درمانی
فهرست جاده‌های مسدود کشور در برف و باران
نرگس کلباسی تبرئه شد
سومین ایرباس پسابرجامی امروز وارد کشور می‌شود
فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی کاندیدای شورای شهر شد
اسامی ۸۹ مصدوم تصادف زنجیره‌ای مشهد به تفکیک بیمارستان
تهران هويتي آميخته با طبيعت
نصف جهان، مرکز ردصلاحيت‌هاي انتخاباتي
در96 شگفت‌زده خواهيد شد!
تغيير و تحول در تاکسيراني
تأمین غذای بشر آینده با کمک ژنتیک
طليعه کامران از ميان ما رفت، درحالي‌که هيچگاه در ميان ما نبود
با آواز همايون شجريان و آهنگسازي سهراب پورناظري
بعضی مرگ‌ها غیرمنتظره است
آواز خوش هزاردستان
آقاي ترامپ تا‌به‌حال گرسنه بود‌ه‌اي؟
نوروز به 31 کشور جهان مي‌رود
بوي عيدي بوي توپ، بوي کاغذ رنگي
سال کنشگري در شبکه‌هاي اجتماعي
بهار؛ آسمان پابرهنه بر زمين
خودمان را سبک نکنيم
بدون شرح
دنبال‌کردن سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي، اولويت دولت در سال آينده است
امسال، سال گشايش‌ها بود؛ به فکر تفرقه نباشيم
تخريب‌ها عليه دولت، نتيجه معکوس دارد
ديده و شنيده شدن، بالاترين مطالبه فرهنگيان
چرا معلمان معترض هستند؟
سلب مالکيت از طبقه فرودست در مسائل آموزشي
اثر مستقيم بهبود وضعيت معلمان روي ميليون‌ها خانوار ايراني
بدون سورپرايز و با چند علامت سؤال!
خستگي، گل‌نزدن و باز هم نيمکت خالي!
عيدديدني به صرف گل و کري‌خواني!
10 فدراسيون مي‌تواند رئيس زن داشته باشد
سال را با قهرماني تمام کن
پیروزهای برجامي با «ديپلماسي لبخند»
منفورترين رئيس‌جمهوري دموکرات نزد جمهوري‌خواهان
راه پرفراز و نشیب قاهره برای نزدیکی به‌تهران
رشد توليد کارگاه‌هاي صنعتي 6,8 درصد شد
افزايش 1,4 درصدي بيکاري در سال 95
حداقل دریافتی کارگران، یک میلیون و 317 هزار تومان شد
گراني‌هاي رنگارنگ
بسياري از خوانندگان حتي در تلفظ فارسي مشکل دارند
بهترين نوروز، نوروزي بود که عاشق شدم
ایران، بهشتی ناشناخته
منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان
منوی بهاره تلویزیون
منوی بهاره کتاب
منوی بهاره آلبوم‌های موسیقی
منوی بهاره سینمای داخلی
کم‌حادثه‌ترين چهارشنبه‌سوري
برون‌سپاري 95 درصد خدمات بهزيستي!
شناسه خبر: 50687 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۳ - 01:00
گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

 

حسن فرازمند
روزنامه‌نگار

آن طور که مورخان نوشته‌اند 13 ژانويه سال 473ميلادي مصادف با 23 دي‌، منذر بن‌نعمان، حکمران حيره (مناطقي در غرب فرات و شط‌العرب) که سال‌ها ميزبان و آموزگار فنون جنگ‌هاي صحرايي بهرام پنجم (بهرام گور) بود، درگذشت. اين خبر بيشتر از همه بهرام گور را عزادار کرد و مي‌گويند بهرام گور بر سر گور او بي‌تابي زيادي کرد. او يک عرب مسيحي بود. از زمان فتح بابل به دست کوروش بزرگ تا جنگ قادسيه، سران حيره خود را تحت‌الحمايه ايران مي‌دانستند. عراق جنوبي (بين‌النهرين)، يک ايالت ايران و مناطق عرب‌نشين حاشيه غربي خليج‌فارس از جمله بحرين بخشي از قلمروی ايران را تشکيل مي‌دادند و دولت ايران سعي داشت در امور داخلي آنان مداخله نکند، به‌همين‌دليل، ميان طرفين درگيري‌ای وجود نداشت و تنها مورد مهمي که تاريخ از آن ياد کرده، سرکوبي بسيار خشونت‌آميز دسته‌اي از عربان از سوی شاپور دوم بود که اينان از آن پس عنوان «ذوالاکتاف» بر او گذارده‌اند. نو‌شته‌اند منذر بن‌نعمان، هفتمين پادشاه لخميان (حکومت: ۴61-۴18 ميلادي) و پدرش نعمان يکم بود و يزدگرد يکم رابطه محکمي با پدرش داشت و پسر خردسالش، بهرام گور را نزد او فرستاده بود تا در دربار او تحصيل کند و پرورش يابد. بعد از مرگ يزدگرد، اشراف‌زادگان ايراني سعي کردند بهرام را از سرير پادشاهي محروم کنند؛ بنابراين، منذر، پسرش نعمان را به‌همراه يک تيپ نظامي به تيسفون فرستاد و شخصا خودش با تيپ ۲۰ هزار نفري، بهرام را به‌سمت آنجا همراهی کرد. در تيسفون، اشراف‌زادگان بعد از مذاکره، بهرام را به‌عنوان پادشاه جديدشان پذيرفتند. 
آغاز زمزمه‌هاي جدايي لاله و لادن
روز 23 دي 1354، غائله سوزناک و اندوهبار لاله و لادن آغاز شد؛ روزي که خبرنگار اطلاعات از شميرانات خبر داد دکتر «قريب»، رئيس بيمارستان رضا پهلوي تجريش - شهداي امروز- اعلام کرد يکي از دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي بايد فدا شود تا خواهر به‌هم چسبيده‌اش که سه سال در کنارش بوده، زنده بماند اما هنوز معلوم نيست- لاله يا لادن- کدام‌يک بايد قرباني اين تصميم بزرگ پزشکي شوند؟ در ادامه اين خبر کوتاه آمده بود زندگي دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي که چند روز پيش از بيمارستان نمازي شيراز براي جداشدن از هم، به تهران منتقل شده‌اند، اکنون در هاله‌اي از ابهام قرار گرفته است. ديري نپاييد که معروف‌ترين دوقلوهاي تاريخ ايران تبديل به سوژه خبري رسانه‌هاي دنيا شدند؛ روزي که لاله و لادن، دوقلوهاي به هم چسبيده 29ساله، زير تيغ جراحي رفتند و 52 ساعت با مرگ دست و پنجه نرم کردند اما قبل از آنکه جدا‌شدنشان را به چشم ببينند، از دنيا رفتند. لاله و لادن در ۱۰ دي ۱۳۵۲ در فيروزآباد فارس به دنيا آمدند. پدر و مادر کشاورزشان، وقتي ديدند دخترهاي دوقلويشان از سر به هم چسبيده‌اند، آنها را رها کردند تا در نهايت، بهزيستي سرپرستي‌شان را به عهده بگيرد. نام لاله و لادن از همان جا روي دو دختري گذاشته شد که کمتر کسي به زنده‌ماندنشان اميد داشت. مدتي بعد، لاله و لادن به بيمارستان شهداي تجريش تهران منتقل شدند و دکتر عليرضا صفاييان آنها را که سه‌ساله بودند به فرزندي پذيرفت و برايشان شناسنامه جدا گرفت. خودش ماجراي سرپرستي معروف‌ترين دوقلوهاي ايران را اين‌طور روايت کرده است: «اولين‌بار که آنها را ديدم، لرز وجود من را گرفت و نشستم روي زمين، با وجودي که پدر و مادرشان را براي حل مشکلات دعوت کرديم، هيچ‌کس پا پيش نگذاشت.
آنها را در بيمارستان شهداي تجریش تهران ديده بودم. سه سالشان بود و مجله جوانان در سال ۵۴ موضوع را نوشته و عکسشان را چاپ کرده و از افراد کمک خواسته بود تا آنها را به منزل شخصي ببرند. من ۳۳ سال داشتم و کارم زياد بود. بااين‌حال، چون در ايران و خارج از کشور امکانات زيادي داشتم، تصميم گرفتم سرپرستي آنها را قبول کرده و روند درماني‌شان را با پزشکان آلماني دنبال کنم. 
اول انقلاب بردمشان قم پيش امام(ره)، امام(ره) بچه‌ها را بغل گرفتند، آنها شعري خواندند، امام(ره) خنديدند و گفتند: برويد پيش مرحوم بهشتي تا کارتان را راه بيندازند. رفتيم دادگاه و دو‌روزه شناسنامه لاله و لادن را به نام من و همسرم صادر کردند. 
از آن به بعد، لاله و لادن زندگي‌شان را در کرج با خانواده جديدشان شروع کردند اما وقتي به 26‌سالگي رسيدند، سر‌و‌کله خانواده واقعي‌شان پيدا شد.» صفاييان مي‌گويد: «در دادگاه مرد ميانسالی نشسته بود که مي‌گفت من پدرشان هستم، پرسيدم اين ۲۶ سال کجا بودي؟ گفت: نمي‌دانم. گريه کرد و ما هم به دنبالش. 
گفتم: اينها مادر دارند؟ گفت: بله. بچه‌ها مي‌گفتند ما پيش پدر و مادرمان نمي‌رويم. دادگاه گفت بايد زير نظر بهزيستي برويد. گفتند ما بابا داريم، شناسنامه داريم. قبول نکردند... ما گريه، بچه‌ها گريه.»
ثبت احوال شناسنامه‌هاي ديگري با اسامي لاله و لادن بيژني برايشان صادر کرد و قاضي پرونده از آنها خواست در ميان زندگي با پدر و مادرشان و خانواده صفایيان يکي را انتخاب کنند؛ درخواستي که از سوي دوقلوها رد شد و در نهايت، آنها زندگي مستقلشان را در خانه‌اي ديگر شروع کردند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.