اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
محکومیت عملیات تروریستی تهران و کابل
شأن نزول و نزول شأن رياست‌جمهوري
از معدن تا روز قدس
توسعه روابط بانکي تضمين مي‌شود
اصول‌گرايان با جريان‌هاي افراطي مرزبندي کنند
رأي، رأي شوراي‌عالي بود
تعليق يک‌ساله محدوديت‌ها کافي نيست
تعليق محدوديت‌هاي FATF، فرصتي براي ارتقاي روابط بانکي جهاني
بلیت ایران برد
تعيين تکليف سپرده‌ها تا سقف 50 ميليون تومان
ممنوعيت برگزاري کنسرت‌هاي مجيد درخشاني در شهرستان‌ها برداشته شد
کورش اسدي درگذشت
شیر خود تناولی است
وودي آلن رياست‌جمهوري ترامپ را دوران هرج‌ومرج خواند
پاهاي مشهورترين دوتارنواز خراسان از کار افتاد
زنگ اميد: ما هنوز زنده‌ايم!
دنيايشان زيباست
۲۵۶ ميليون زن بيوه در دنيا
منتقدان از خطوط مترو بازدید کنند
روايت «سربازاني» که هرگز به «خانه» برنگشتند
«سلطانيه» جان مي‌گيرد
خواب آشفته ارژن، پريشاني پريشان
مانـور، نه مسئله امنيتي
سي‌‌تير را مي‌شود زندگي کرد
ترياک، سهمش را از بازار اعتياد پس گرفت
مهاجران
نام گابو بر ميداني از پاريس
سرور فطر و سنت‌هاي رنگارنگ
کورش اسدي به ابرهاي گمشده پيوست
شهرتي براي گرافيتي‌کار ضدشهرت
ترس از آينده نامعلوم
آشتي با پادرمياني دادکان
منتظری در بهترین زمان ممکن استقلالی شد
مسي به روايت اعداد: 30 سال، 30 جام
جيووا، دليل پايان همکاري ايران و آديداس
نظميه ايران تأسيس شد
صوراسرافيل و ملک‌المتکلمين به قتل رسيدند
۴۰ سال پس از شريعتي؛ شهيد يا مرحوم؟ اصول‌گرا يا اصلاح‌طلب؟
مجلس به توپ بسته شد
موسي صدر و انقلاب ايران؛ رابطه‌اي در دو بستر تاريخي و سياسي
محمد بن‌سلمان پتانسیل مقابله با تهران را ندارد
جنگل‌های بی‌شخصیت
اهانت‌کنندگان را بشناسيم
اشتغال، پارادایم اصلي دولت آينده
از آخوند انگليسي تا آخوند آمريکايي!
پارازیت سیاسی در روز وحدت
امروز مبارزه با رژيم صهيونيستي مبارزه با استکبار و نظام سلطه است
رهایی از سلطه؛ آرمان روز قدس
نقطه قوت دولت يازدهم دستگاه ديپلماسي است
توصيه‌هاي اورژانسي به مسافران تابستاني
روزشمار انتخاب جايگزين قاليباف
خطر شکست «خط قرمز» وزارت بهداشت
قطعی بودن نقص ایمنی معدن
اختلاف يک‌ماهه درمورد شروع کار شوراي شهر
شهر چهار بهار میزبان بادهای اقیانوسی
عصباني هستيم؟!
مؤسسات غيرمجاز، سنگ محک سيستم بانکي نيستند
خداحافظي با روند نزولي
83 هواپيماي جديد در راه ايران
خصوصي‌‌سازي و اصلاح نظام بانکي، اصلي‌ترين برنامه‌هاي دولت
محمد بن‌سلمان پتانسیل مقابله با تهران را ندارد
اصول‌گرايان با جريان‌هاي افراطي مرزبندي کنند
جيووا، دليل پايان همکاري ايران و آديداس
رأي، رأي شوراي‌عالي بود
۴۰ سال پس از شريعتي؛ شهيد يا مرحوم؟ اصول‌گرا يا اصلاح‌طلب؟
مانـور، نه مسئله امنيتي
توسعه روابط بانکي تضمين مي‌شود
خواب آشفته ارژن، پريشاني پريشان
روايت «سربازاني» که هرگز به «خانه» برنگشتند
محکومیت عملیات تروریستی تهران و کابل
بلیت ایران برد
سي‌‌تير را مي‌شود زندگي کرد
شأن نزول و نزول شأن رياست‌جمهوري
ترياک، سهمش را از بازار اعتياد پس گرفت
کورش اسدي به ابرهاي گمشده پيوست
ترس از آينده نامعلوم
«سلطانيه» جان مي‌گيرد
زنگ اميد: ما هنوز زنده‌ايم!
کورش اسدي درگذشت
از معدن تا روز قدس
تعليق محدوديت‌هاي FATF، فرصتي براي ارتقاي روابط بانکي جهاني
شهرتي براي گرافيتي‌کار ضدشهرت
تعيين تکليف سپرده‌ها تا سقف 50 ميليون تومان
وودي آلن رياست‌جمهوري ترامپ را دوران هرج‌ومرج خواند
تعليق يک‌ساله محدوديت‌ها کافي نيست
پاهاي مشهورترين دوتارنواز خراسان از کار افتاد
موسي صدر و انقلاب ايران؛ رابطه‌اي در دو بستر تاريخي و سياسي
مجلس به توپ بسته شد
۲۵۶ ميليون زن بيوه در دنيا
نظميه ايران تأسيس شد
شیر خود تناولی است
منتقدان از خطوط مترو بازدید کنند
نام گابو بر ميداني از پاريس
ممنوعيت برگزاري کنسرت‌هاي مجيد درخشاني در شهرستان‌ها برداشته شد
مهاجران
سرور فطر و سنت‌هاي رنگارنگ
صوراسرافيل و ملک‌المتکلمين به قتل رسيدند
آشتي با پادرمياني دادکان
مسي به روايت اعداد: 30 سال، 30 جام
دنيايشان زيباست
منتظری در بهترین زمان ممکن استقلالی شد
شناسه خبر: 50687 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۳ - 01:00
گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

 

حسن فرازمند
روزنامه‌نگار

آن طور که مورخان نوشته‌اند 13 ژانويه سال 473ميلادي مصادف با 23 دي‌، منذر بن‌نعمان، حکمران حيره (مناطقي در غرب فرات و شط‌العرب) که سال‌ها ميزبان و آموزگار فنون جنگ‌هاي صحرايي بهرام پنجم (بهرام گور) بود، درگذشت. اين خبر بيشتر از همه بهرام گور را عزادار کرد و مي‌گويند بهرام گور بر سر گور او بي‌تابي زيادي کرد. او يک عرب مسيحي بود. از زمان فتح بابل به دست کوروش بزرگ تا جنگ قادسيه، سران حيره خود را تحت‌الحمايه ايران مي‌دانستند. عراق جنوبي (بين‌النهرين)، يک ايالت ايران و مناطق عرب‌نشين حاشيه غربي خليج‌فارس از جمله بحرين بخشي از قلمروی ايران را تشکيل مي‌دادند و دولت ايران سعي داشت در امور داخلي آنان مداخله نکند، به‌همين‌دليل، ميان طرفين درگيري‌ای وجود نداشت و تنها مورد مهمي که تاريخ از آن ياد کرده، سرکوبي بسيار خشونت‌آميز دسته‌اي از عربان از سوی شاپور دوم بود که اينان از آن پس عنوان «ذوالاکتاف» بر او گذارده‌اند. نو‌شته‌اند منذر بن‌نعمان، هفتمين پادشاه لخميان (حکومت: ۴61-۴18 ميلادي) و پدرش نعمان يکم بود و يزدگرد يکم رابطه محکمي با پدرش داشت و پسر خردسالش، بهرام گور را نزد او فرستاده بود تا در دربار او تحصيل کند و پرورش يابد. بعد از مرگ يزدگرد، اشراف‌زادگان ايراني سعي کردند بهرام را از سرير پادشاهي محروم کنند؛ بنابراين، منذر، پسرش نعمان را به‌همراه يک تيپ نظامي به تيسفون فرستاد و شخصا خودش با تيپ ۲۰ هزار نفري، بهرام را به‌سمت آنجا همراهی کرد. در تيسفون، اشراف‌زادگان بعد از مذاکره، بهرام را به‌عنوان پادشاه جديدشان پذيرفتند. 
آغاز زمزمه‌هاي جدايي لاله و لادن
روز 23 دي 1354، غائله سوزناک و اندوهبار لاله و لادن آغاز شد؛ روزي که خبرنگار اطلاعات از شميرانات خبر داد دکتر «قريب»، رئيس بيمارستان رضا پهلوي تجريش - شهداي امروز- اعلام کرد يکي از دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي بايد فدا شود تا خواهر به‌هم چسبيده‌اش که سه سال در کنارش بوده، زنده بماند اما هنوز معلوم نيست- لاله يا لادن- کدام‌يک بايد قرباني اين تصميم بزرگ پزشکي شوند؟ در ادامه اين خبر کوتاه آمده بود زندگي دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي که چند روز پيش از بيمارستان نمازي شيراز براي جداشدن از هم، به تهران منتقل شده‌اند، اکنون در هاله‌اي از ابهام قرار گرفته است. ديري نپاييد که معروف‌ترين دوقلوهاي تاريخ ايران تبديل به سوژه خبري رسانه‌هاي دنيا شدند؛ روزي که لاله و لادن، دوقلوهاي به هم چسبيده 29ساله، زير تيغ جراحي رفتند و 52 ساعت با مرگ دست و پنجه نرم کردند اما قبل از آنکه جدا‌شدنشان را به چشم ببينند، از دنيا رفتند. لاله و لادن در ۱۰ دي ۱۳۵۲ در فيروزآباد فارس به دنيا آمدند. پدر و مادر کشاورزشان، وقتي ديدند دخترهاي دوقلويشان از سر به هم چسبيده‌اند، آنها را رها کردند تا در نهايت، بهزيستي سرپرستي‌شان را به عهده بگيرد. نام لاله و لادن از همان جا روي دو دختري گذاشته شد که کمتر کسي به زنده‌ماندنشان اميد داشت. مدتي بعد، لاله و لادن به بيمارستان شهداي تجريش تهران منتقل شدند و دکتر عليرضا صفاييان آنها را که سه‌ساله بودند به فرزندي پذيرفت و برايشان شناسنامه جدا گرفت. خودش ماجراي سرپرستي معروف‌ترين دوقلوهاي ايران را اين‌طور روايت کرده است: «اولين‌بار که آنها را ديدم، لرز وجود من را گرفت و نشستم روي زمين، با وجودي که پدر و مادرشان را براي حل مشکلات دعوت کرديم، هيچ‌کس پا پيش نگذاشت.
آنها را در بيمارستان شهداي تجریش تهران ديده بودم. سه سالشان بود و مجله جوانان در سال ۵۴ موضوع را نوشته و عکسشان را چاپ کرده و از افراد کمک خواسته بود تا آنها را به منزل شخصي ببرند. من ۳۳ سال داشتم و کارم زياد بود. بااين‌حال، چون در ايران و خارج از کشور امکانات زيادي داشتم، تصميم گرفتم سرپرستي آنها را قبول کرده و روند درماني‌شان را با پزشکان آلماني دنبال کنم. 
اول انقلاب بردمشان قم پيش امام(ره)، امام(ره) بچه‌ها را بغل گرفتند، آنها شعري خواندند، امام(ره) خنديدند و گفتند: برويد پيش مرحوم بهشتي تا کارتان را راه بيندازند. رفتيم دادگاه و دو‌روزه شناسنامه لاله و لادن را به نام من و همسرم صادر کردند. 
از آن به بعد، لاله و لادن زندگي‌شان را در کرج با خانواده جديدشان شروع کردند اما وقتي به 26‌سالگي رسيدند، سر‌و‌کله خانواده واقعي‌شان پيدا شد.» صفاييان مي‌گويد: «در دادگاه مرد ميانسالی نشسته بود که مي‌گفت من پدرشان هستم، پرسيدم اين ۲۶ سال کجا بودي؟ گفت: نمي‌دانم. گريه کرد و ما هم به دنبالش. 
گفتم: اينها مادر دارند؟ گفت: بله. بچه‌ها مي‌گفتند ما پيش پدر و مادرمان نمي‌رويم. دادگاه گفت بايد زير نظر بهزيستي برويد. گفتند ما بابا داريم، شناسنامه داريم. قبول نکردند... ما گريه، بچه‌ها گريه.»
ثبت احوال شناسنامه‌هاي ديگري با اسامي لاله و لادن بيژني برايشان صادر کرد و قاضي پرونده از آنها خواست در ميان زندگي با پدر و مادرشان و خانواده صفایيان يکي را انتخاب کنند؛ درخواستي که از سوي دوقلوها رد شد و در نهايت، آنها زندگي مستقلشان را در خانه‌اي ديگر شروع کردند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.