کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
ترامپ و قاليباف
چرا رئيسي جدي‌ترين رقيب روحاني است؟
آينده مناظره‌هاي انتخاباتي
استفاده برخي از نامزدها از امکانات دولتي، خلاف قانون است
اصغرزاده: با نظارت استصوابي، تو کاسه ما گذاشتيد
دولت از آواربرداري‌ها بگويد
عراقچی: ديپلماسي آب، بخش جدايي‌ناپذير سياست خارجي است
بيانات رهبر انقلاب در ديدار شرکت‌کنندگان مسابقات بين‌المللي قرآن
ليست صد نفره انتخابات شوراها آماده شد
روحاني پاسخ ادعاي قاليباف را داد
متوقف نمی‌شویم؛ از راهی که آمدیم باز نمی‌گردیم
وزیر بهداشت: طرح تحول سلامت، وفاي به عهد رئيس‌جمهوري است
خليج‌فارس، ايراني بوده و خواهد ماند
گردشگران خارجی 8 میلیارد دلار به ایران آوردند
مرکز آمار ايران، تورم فروردين را 6,9 درصد اعلام کرد
مفهوم کاغذ‌پاره را نفهمیدند، اموال ايران غارت شد
تمبرهاي جديد «پيشتازان فضا» منتشر شد
بزرگان موسيقي کشور آذربايجان در ايران
پیام استفن کينگ براي هواداران ترامپ
گالري فرمانفرما با استراتژي آوانگارد آمد
نانِ سختي، چالش، دغدغه، استرس و عشق را مي‌خوريم
شايعه استعفاي طاهري؛ حقيقت يا شوک؟
لژيونر هندبال ايران در بوندس‌ليگا
ديسلايک؛ تفريح پرسپوليسي‌ها در دوران اعتصاب
روز مدال وزنه‌برداران
طارمي؛ ملغمه‌اي از هيجان، احساسات و عصيان
نگاره
شهر ما دوباره رنگ مي‌گيرد
جذاب و کاملا خالي
راز شوم 2 خواهر در اتاق ملاقات پليس
شهربه‌شهر به‌دنبال طعمه
حکايت‌هايي غمگين از «گلستان»
حاشيه‌نشيني تشکل‌هاي مردمي در دولت آينده
جان هامون در دست افغان‌ها
دولت دهم در 2 سال پاياني براي پرداخت يارانه، اسکناس چاپ مي‌کرد
بيکاري، با ضرب و تقسيم‌هاي ساده از بين نمي‌رود
سقوط درآمد طبقه متوسط، عامل کاهش ضريب جینی
بايد با بهبود فضاي کسب‌وکار شغل ايجاد کرد، نه يارانه
سوتی‌های‌آماری صدای همه را درآورد
۱۰ اصل براي حل بحران افغانستان
ترامپ و مسئله خودشيفتگي
سروکله‌زدن ترامپ با قانون بيمه‌ درماني اوباما
شناسايي برنامه اندرويدي هک گوشي از طريق پيامک
در راستاي کمک به محيط‌زيست
عرضه عينک آفتابي با قابليت فيلمبرداري
اپل، عينک واقعيت مجازي مي‌سازد
بومي‌سازي سيستم‌هاي صوتي و تصويري خودرو در ايران
رقابت بر سر سرعت
بهترين اپليکيشن‌هايي که قبل از سفر بايد روي تلفن همراه نصب کرد
شيطنت‌هاي کودکانه ترس از گناه و چند داستان ديگر
نخستین پاسخ به یورش
سياه‌نمايي اپوزیسيون‌وار!
نبايد اختلاف بر سر ليست‌ها، انسجام اصلاح‌طلبان را بر هم زند
سايه احمدي‌نژاد بر ذهن برخي نامزدها
تولد 2 جوجه عقاب طلايي در ايران
شناسايي ۴۴۲ واحد آلاينده در استان تهران
تغيير قانون بعد از 7 سال
سرانجام کرايه‌هاي تاکسي در سال ۹۶
تبی که به جان حاشیه‌نشینان می‌نشیند
سر باز و جان باز
آنچه در مورد خیانت باید بدانیم
نخستین پاسخ به یورش
تبی که به جان حاشیه‌نشینان می‌نشیند
سايه احمدي‌نژاد بر ذهن برخي نامزدها
قیمت مسکن عقب نشست
شيطنت‌هاي کودکانه ترس از گناه و چند داستان ديگر
سر باز و جان باز
به اطلاع‌رسانی رسانه‌ها توجه کنيد
سيمرغ به «خانه» رسيد
به ازدواج با فرد معتاد فکر نکنيد
تقابل اصول‌گرايي؛ فرصتي براي روحاني
وقتی پدر برای فرزندش، فامیل دور می‌شود
مردم مي‌گويند يارانه 250 هزار توماني، هزينه‌هاي زندگي را چند برابر مي‌کند
طلاق ابتدا دارد اما...
شوخي آقاي شهردار با اعداد
غلبه سیاست بر دغدغه اجتماع
ايران، خواهان پاسخگويي سريع پاکستان
بايد مسير واردات نیروی کار هم باز شود!
با آينه‌هاي دروني خداحافظي نکنيد
هنوز مي‌شود جنگيد
کفش‌هايم را بخريد
دعوت دايي از طلبکاران: در دادگاه شکايت کنيم
نگاره
سياه‌نمايي اپوزیسيون‌وار!
چین با خویشتنداری ترامپ را مهار می‌کند
اثر زنده‌رودي، دومين اثر‌ گرانقيمت حراج بونامز
بيرانوند مي‌رود؟
ایجاد ظرفیت سالانه 99 هزار متر مکعبی آب در دولت یازدهم
نسلي که در جنگ زاده شده است
«بر مبناي يک داستان واقعي» پولانسکي در کن 70
فيلم‌هاي توقيفي بازبيني مي‌شوند
نويسنده چيني بعد از نوبل نمي‌نويسد
آمريکا جرأت حمله به ايران را ندارد
علت طلاق زودهنگام چیست؟
تغيير قانون بعد از 7 سال
شناسايي ۴۴۲ واحد آلاينده در استان تهران
تولد 2 جوجه عقاب طلايي در ايران
سرانجام کرايه‌هاي تاکسي در سال ۹۶
نبايد اختلاف بر سر ليست‌ها، انسجام اصلاح‌طلبان را بر هم زند
حکومت ثبات در 3 سال گذشته
سکوت و ديده‌نشدن، زمينه‌ساز روابط موازي
از تولد يک نگارخانه تا تقديم درخت به کيارستمي
مذاکرات سردار دهقان با وزراي دفاع 8 کشور در مسکو
طارمي؛ ملغمه‌اي از هيجان، احساسات و عصيان
چرا رئيسي جدي‌ترين رقيب روحاني است؟
سوتی‌های‌آماری صدای همه را درآورد
خليج‌فارس، ايراني بوده و خواهد ماند
جان هامون در دست افغان‌ها
شهر ما دوباره رنگ مي‌گيرد
دولت از آواربرداري‌ها بگويد
آينده مناظره‌هاي انتخاباتي
نگاره
جذاب و کاملا خالي
سروکله‌زدن ترامپ با قانون بيمه‌ درماني اوباما
گردشگران خارجی 8 میلیارد دلار به ایران آوردند
متوقف نمی‌شویم؛ از راهی که آمدیم باز نمی‌گردیم
بزرگان موسيقي کشور آذربايجان در ايران
شهربه‌شهر به‌دنبال طعمه
بومي‌سازي سيستم‌هاي صوتي و تصويري خودرو در ايران
نانِ سختي، چالش، دغدغه، استرس و عشق را مي‌خوريم
شناسه خبر: 50687 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۰/۲۳ - 01:00
گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

گريه‌هاي بهرام گور بر گور استادش

 

حسن فرازمند
روزنامه‌نگار

آن طور که مورخان نوشته‌اند 13 ژانويه سال 473ميلادي مصادف با 23 دي‌، منذر بن‌نعمان، حکمران حيره (مناطقي در غرب فرات و شط‌العرب) که سال‌ها ميزبان و آموزگار فنون جنگ‌هاي صحرايي بهرام پنجم (بهرام گور) بود، درگذشت. اين خبر بيشتر از همه بهرام گور را عزادار کرد و مي‌گويند بهرام گور بر سر گور او بي‌تابي زيادي کرد. او يک عرب مسيحي بود. از زمان فتح بابل به دست کوروش بزرگ تا جنگ قادسيه، سران حيره خود را تحت‌الحمايه ايران مي‌دانستند. عراق جنوبي (بين‌النهرين)، يک ايالت ايران و مناطق عرب‌نشين حاشيه غربي خليج‌فارس از جمله بحرين بخشي از قلمروی ايران را تشکيل مي‌دادند و دولت ايران سعي داشت در امور داخلي آنان مداخله نکند، به‌همين‌دليل، ميان طرفين درگيري‌ای وجود نداشت و تنها مورد مهمي که تاريخ از آن ياد کرده، سرکوبي بسيار خشونت‌آميز دسته‌اي از عربان از سوی شاپور دوم بود که اينان از آن پس عنوان «ذوالاکتاف» بر او گذارده‌اند. نو‌شته‌اند منذر بن‌نعمان، هفتمين پادشاه لخميان (حکومت: ۴61-۴18 ميلادي) و پدرش نعمان يکم بود و يزدگرد يکم رابطه محکمي با پدرش داشت و پسر خردسالش، بهرام گور را نزد او فرستاده بود تا در دربار او تحصيل کند و پرورش يابد. بعد از مرگ يزدگرد، اشراف‌زادگان ايراني سعي کردند بهرام را از سرير پادشاهي محروم کنند؛ بنابراين، منذر، پسرش نعمان را به‌همراه يک تيپ نظامي به تيسفون فرستاد و شخصا خودش با تيپ ۲۰ هزار نفري، بهرام را به‌سمت آنجا همراهی کرد. در تيسفون، اشراف‌زادگان بعد از مذاکره، بهرام را به‌عنوان پادشاه جديدشان پذيرفتند. 
آغاز زمزمه‌هاي جدايي لاله و لادن
روز 23 دي 1354، غائله سوزناک و اندوهبار لاله و لادن آغاز شد؛ روزي که خبرنگار اطلاعات از شميرانات خبر داد دکتر «قريب»، رئيس بيمارستان رضا پهلوي تجريش - شهداي امروز- اعلام کرد يکي از دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي بايد فدا شود تا خواهر به‌هم چسبيده‌اش که سه سال در کنارش بوده، زنده بماند اما هنوز معلوم نيست- لاله يا لادن- کدام‌يک بايد قرباني اين تصميم بزرگ پزشکي شوند؟ در ادامه اين خبر کوتاه آمده بود زندگي دوقلوهاي به‌هم‌چسبيده شيرازي که چند روز پيش از بيمارستان نمازي شيراز براي جداشدن از هم، به تهران منتقل شده‌اند، اکنون در هاله‌اي از ابهام قرار گرفته است. ديري نپاييد که معروف‌ترين دوقلوهاي تاريخ ايران تبديل به سوژه خبري رسانه‌هاي دنيا شدند؛ روزي که لاله و لادن، دوقلوهاي به هم چسبيده 29ساله، زير تيغ جراحي رفتند و 52 ساعت با مرگ دست و پنجه نرم کردند اما قبل از آنکه جدا‌شدنشان را به چشم ببينند، از دنيا رفتند. لاله و لادن در ۱۰ دي ۱۳۵۲ در فيروزآباد فارس به دنيا آمدند. پدر و مادر کشاورزشان، وقتي ديدند دخترهاي دوقلويشان از سر به هم چسبيده‌اند، آنها را رها کردند تا در نهايت، بهزيستي سرپرستي‌شان را به عهده بگيرد. نام لاله و لادن از همان جا روي دو دختري گذاشته شد که کمتر کسي به زنده‌ماندنشان اميد داشت. مدتي بعد، لاله و لادن به بيمارستان شهداي تجريش تهران منتقل شدند و دکتر عليرضا صفاييان آنها را که سه‌ساله بودند به فرزندي پذيرفت و برايشان شناسنامه جدا گرفت. خودش ماجراي سرپرستي معروف‌ترين دوقلوهاي ايران را اين‌طور روايت کرده است: «اولين‌بار که آنها را ديدم، لرز وجود من را گرفت و نشستم روي زمين، با وجودي که پدر و مادرشان را براي حل مشکلات دعوت کرديم، هيچ‌کس پا پيش نگذاشت.
آنها را در بيمارستان شهداي تجریش تهران ديده بودم. سه سالشان بود و مجله جوانان در سال ۵۴ موضوع را نوشته و عکسشان را چاپ کرده و از افراد کمک خواسته بود تا آنها را به منزل شخصي ببرند. من ۳۳ سال داشتم و کارم زياد بود. بااين‌حال، چون در ايران و خارج از کشور امکانات زيادي داشتم، تصميم گرفتم سرپرستي آنها را قبول کرده و روند درماني‌شان را با پزشکان آلماني دنبال کنم. 
اول انقلاب بردمشان قم پيش امام(ره)، امام(ره) بچه‌ها را بغل گرفتند، آنها شعري خواندند، امام(ره) خنديدند و گفتند: برويد پيش مرحوم بهشتي تا کارتان را راه بيندازند. رفتيم دادگاه و دو‌روزه شناسنامه لاله و لادن را به نام من و همسرم صادر کردند. 
از آن به بعد، لاله و لادن زندگي‌شان را در کرج با خانواده جديدشان شروع کردند اما وقتي به 26‌سالگي رسيدند، سر‌و‌کله خانواده واقعي‌شان پيدا شد.» صفاييان مي‌گويد: «در دادگاه مرد ميانسالی نشسته بود که مي‌گفت من پدرشان هستم، پرسيدم اين ۲۶ سال کجا بودي؟ گفت: نمي‌دانم. گريه کرد و ما هم به دنبالش. 
گفتم: اينها مادر دارند؟ گفت: بله. بچه‌ها مي‌گفتند ما پيش پدر و مادرمان نمي‌رويم. دادگاه گفت بايد زير نظر بهزيستي برويد. گفتند ما بابا داريم، شناسنامه داريم. قبول نکردند... ما گريه، بچه‌ها گريه.»
ثبت احوال شناسنامه‌هاي ديگري با اسامي لاله و لادن بيژني برايشان صادر کرد و قاضي پرونده از آنها خواست در ميان زندگي با پدر و مادرشان و خانواده صفایيان يکي را انتخاب کنند؛ درخواستي که از سوي دوقلوها رد شد و در نهايت، آنها زندگي مستقلشان را در خانه‌اي ديگر شروع کردند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.