اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
بايد دادگاه احمدي‌نژاد تشکيل مي‌شد
نيروسوزي اصول‌گرايي
نگاره
درباره ويرانگري
زنگ‌ها براي چه کسی به صدا درمي‌آيند
اين خود تو هستي
زندگي در سياره ناتوانان
چه کسي منصوريان را کشت؟
ملکي: نبايد از منصوريان حمايت مي‌کردم
رحمتی واقعا خندید؟
ژنرال در ضيافت خداحافظي عليمنصور
هيچ سهمي در بازار جهاني نداريم
ثروت هنر ما غني‌تر از نفت زير پاي ماست
سايه تهديد و ترور روي نت‌فليکس
دفاع زنانه از مقام «فروشنده»
اربيل و ريسک همه‌پرسي
ميزان اهميت ترامپ
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
هنوز اميد وجود دارد، حتي براي من
حمايت همه‌جانبه لندن از برجام
آمادگي ايران براي آغاز فصل نوين روابط با اروپا
فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها 40 درصد بيکاران کشور را تشکيل مي‌دهند
11 ميليون حاشيه‌نشين در موقعيت نامناسب
جزئیات دستگیری راننده شیطان‌صفت
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
ايران زيباست؛ کوه‌هاي رنگي
برداشت خرماي استعمران و برحي در غزاويه
تلخ و شيرين زندگي در سيلاب و کلوار
۲ فروند اي‌تي‌آر به ايران مي‌آيد
هواپيما و وام‌هاي فرانسوي در راه ايران
اختصاص ۵۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات براي رونق
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
سينماي ايران را تهديد نکنيد
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
نيکول کيدمن زنده شد!
نگاره
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
دروغ زميني، فاجعه مريخي
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
داعش کجا مي‌رود؟
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
دردسرهاي محافظه‌کاربودن
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
قدوس: با تلاش زياد جاي دژاگه را مي‌گيرم
فعلا که مجبور نشده است
ليگ برتر قرباني افتخارآفريني در آسيا
فخري: کسي باور نمي‌کند تيم چهارم دنيا سالن تمرين ندارد
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
هنوز از ساختار مالي شهرداري سر‌درنياورديم
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
«سهولان» در خطر تخریب
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
اين خود تو هستي
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
نيکول کيدمن زنده شد!
اربيل و ريسک همه‌پرسي
«حقوق‌کم» مهم‌ترین دلیل علاقه به بازنشستگی است
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
داعش کجا مي‌رود؟
بابک زنجاني: انتهاي ماجرا اعدام من است
چه بر سر فيلسوفان مخالف هيتلر آمد؟
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
نيروسوزي اصول‌گرايي
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
هواپيما و وام‌هاي فرانسوي در راه ايران
بايد دادگاه احمدي‌نژاد تشکيل مي‌شد
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
«سهولان» در خطر تخریب
رحمتی واقعا خندید؟
چه کسي منصوريان را کشت؟
۷۵ سال پس از اخراج يهوديان آلمان
پاسخی مناسب به تجاوزگر حقوق ايران در برجام مي‌دهيم
بودجه درگير بي‌پولي، پول در کيسه يارانه!
3 ميليون و ۴۰۰ هزار بيکار داريم
نگاره
دردسرهاي محافظه‌کاربودن
ژنرال در ضيافت خداحافظي عليمنصور
فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها 40 درصد بيکاران کشور را تشکيل مي‌دهند
دفاع زنانه از مقام «فروشنده»
هنوز اميد وجود دارد، حتي براي من
25 درصد از منابع آبي کشور بدون درآمد است
دروغ زميني، فاجعه مريخي
اختصاص ۵۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات براي رونق
اقدامات براي نظارت نيروگاه بوشهر و تأسيسات هسته‌اي ايران انجام شده است
هنوز از ساختار مالي شهرداري سر‌درنياورديم
ليگ برتر قرباني افتخارآفريني در آسيا
فخري: کسي باور نمي‌کند تيم چهارم دنيا سالن تمرين ندارد
حمايت همه‌جانبه لندن از برجام
جزئیات دستگیری راننده شیطان‌صفت
11 ميليون حاشيه‌نشين در موقعيت نامناسب
سايه تهديد و ترور روي نت‌فليکس
ملکي: نبايد از منصوريان حمايت مي‌کردم
زنگ‌ها براي چه کسی به صدا درمي‌آيند
درباره ويرانگري
نگاره
سينماي ايران را تهديد نکنيد
قدوس: با تلاش زياد جاي دژاگه را مي‌گيرم
فعلا که مجبور نشده است
آمادگي ايران براي آغاز فصل نوين روابط با اروپا
برداشت خرماي استعمران و برحي در غزاويه
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 61591 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ - 01:00
ویترین تاریخی که به بانک واگذار شد
نگاهی به موزه‌ تماشاگه پول

ویترین تاریخی که به بانک واگذار شد

مهشيد فرجي: بي‌گمان دگرگوني‌هاي بنيادين در تهران، از سال ۱۳۰۰ به بعد شکل گرفت. اين دگرگوني که به چهار دوره کاملا مجزا تقسيم مي‌شود؛ سال‌هايي که طي آن خندق‌ها و دروازه‌ها از بين رفت و شهر از چهار جهت گسترش يافت و اندکي شکل منظم و هندسي پيدا کرد؛ بعد از آن بود که ساختمان‌ها و تأسيسات بانک ملي، وزارت امور خارجه، شهرباني کل کشور، ايستگاه راه‌آهن، دانشگاه تهران، ايستگاه فرستنده راديو تهران، باشگاه افسران و چند بيمارستان مربوط، اين دوره را جلوه‌گر کردند و بيشتر نقش شهري به آن دادند. درباره شکل‌گيري شهر و ساختمان‌هاي متفاوت آن، به‌ويژه در تهران مي‌توان گفت تجددخواهي اقتدارگرا براي شکل‌گيري اين دگرگوني نيازمند طرح، قانون، منبع مالي و مجري طرح بود. به همين منظور، ديوانسالاري پهلوي در شهرسازي به‌منظور پاسخگويي به اين نيازها، طراحي شد تا نماد عقب‌ماندگي را به جاي شهر ارگانيک، شکل دهد. اين‌چنين بود که شهرسازي نو به پشتوانه نظري، در عمده شهرهاي ايران اجرا شد. شهرسازي در دوران پهلوي، زباني نو براي محاوره انتخاب کرد؛ بنابراین براي شکل‌بخشيدن به شهر، واژه‌هاي شهري‌ای  چون خيابان، فلکه، بازار، تجهيزات شهري، ادارات، مدارس، کارخانه‌ها، شرکت‌ها و پارک‌هاي ملي در واژه‌نامه شهرسازي ايران، دستخوش تغيير شدند. شايد تا آن زمان هم اين اماکن به‌صورت آماتور وجود داشتند اما اين مفاهيم با گرامري متفاوت بيان شدند. دستور زبان جديد شهرسازي، بر اصول خيابان‌هاي صليبي، الگوي قرن نوزدهم اروپا، توسعه شطرنجي، منطقه‌بندي و فرسوده‌انگاري بافت کهن، بنيان گذاشته شد. طبيعتا، مردم نيز در مقام مخاطب متون شهري جديد، خوانشي متفاوت از شهر در ذهن خود داشتند که اين مسئله، نشانگر دگرگوني سيماي شهر بود. در اين ميان، همزمان با شکل‌گيري شهر، معماران قابلي هم در ايران پرورش يافتند. نسل اول معماران و شهرسازان، اکثرا تحصيلکردگان کشورهاي اروپايي بوده و از درک عميقي نسبت به شرايط فرهنگي و اجتماعي حاکم بر شهرها برخوردار بودند؛ بنابراین به جاي تقليد کورکورانه از الگوهاي جوامع صنعتي، براي انطباق اين الگوها با نظام سکونتي شهروندان (در مقياس شهر، محله و مسکن) تلاش کردند. براي بررسي بنايي مثل «تماشاگه راز»، بايد به زمان ساخت و مهم‌ترين مشخصه آن مراجعه کنيم. يکي از ويژگي‌هاي بسيار مهمي که در ساخت اين بنا اهميت دارد، ساخت آن به‌وسيله قطعات پيش‌ساخته و مجزاست. اين بنا، متعلق به زمان و عصري است که ما از معماري شهري خودمان دور شده‌ايم. مثلا، شما در دوره قاجاريه، اواخر اين دوران و پهلوي اول، در ساخت شهري و معماري شهر‌سازي، شاهد طرح‌ها و بناهايي هستيد که شهر بر‌اساس آنها شکل گرفته است. همچنين، پس از دوران جنگ جهاني دوم و دهه‌های 20 و 30، اين کار ادامه يافته اما از اواخر دهه 40 به اين‌طرف، ما با مسئله حالت همگون در فضاي شهري مواجه نيستيم، يعني الماني که به‌عنوان شاخص در اين دوره مورد ارزيابي و تشخيص بوده، وجود تک‌بناها و تک‌معمارهاي مدرن است. آرشيتکت‌هاي معروف در تهران، بناهاي شکيل و مهم را بر‌اساس خواسته کارفرماي آن بنا می‌کردند؛ بنابراین نظر کارفرما در ساخت آن بسيار دخيل بوده است. در عصري که ما شاهد ساخت موزه هنرهاي معاصر، ساختمان کوي صنعتي بهشهر، برج‌هاي سامان، کتابخانه آبراهام لينکلن، دفتر فرح پهلوي و موزه فرش و ساختمان‌هاي اين‌چنيني در همه جاي شهر در ابعداد کوچک‌تر مثل خيابان سي‌تير و ويلا هستيم، متوجه خواهيم شد وجود تمامي اين بناها، دقيقا به نياز شخص شفارش‌دهنده بازمي‌گشت. از طرفي، برآورد هزينه و طراح و آرشيتکت نيز در رده بعد حائزاهميت بود. تک‌بناهايي از استاد سيحون و ديگران را مي‌توانيم در اقصی نقاط شهر ببينيم. ساختمان فرهنگستان هنر، همجوار پارک ساعي، کاري از مهندس سيحون است. کل بناي اين ساختمان، با فضاي بيروني خود که همان پارک ساعي کنوني است، سنخيت دارد و کاملا به‌طور اصولي طراحي شده است. بناهاي ساخته‌شده در تهران در اوايل دهه 40 تا سال 47 به اوج خود مي‌رسد. تا زماني ‌که طرح جامع تهران با شکل جديد خود به تصويب مي‌رسد، با اين‌گونه طرح‌ها در شهر تهران مواجه هستيم. باارزش‌ترين ساختمان‌ها را مي‌توان در اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 مشاهده کرد. بناي تماشاگه راز، در زمره اين بناهاست که بسيار در زمان خود مورد اعتنا قرار گرفت. اين ساختمان، با شکل‌گيري خيابان بنا‌ شده؛ خياباني که همزمان با خيابان ملاصدرا به‌وجود آمد و در ابتداي تأسيس به خيابان 6 بهمن نام‌گذاري شد. بخش مهمي که در نيمه دوم پهلوي دوم از تهران جدا بود، داووديه نام داشت که خيابان ميرداماد کنوني، اين بخش را به تهران وصل کرد و مهم‌تر اينکه اين خيابان عاملي شد تا بخش‌هاي شرقي به خيابان پهلوي سابق و ولي‌عصر کنوني اتصال پيدا کنند. قبل از جنگ جهاني دوم، اين خيابان به هيچ عنوان وجود نداشت. بعد از اين دو خيابان، خيابان نفت شکل گرفت تا دسترسي به شرق و مرکز را کامل‌تر کند. به‌همين‌دليل است که ساخت بناي موزه را به نيمه دوم پهلوي دوم نسبت مي‌دهند. با اينکه اين بنا در دهه 50 ساخته شد اما شهرت آن به زمان انقلاب بازمي‌گردد، يعني زماني ‌که بنياد مستضعفان تشکيل شد. در اين زمان، اموال تعداد زيادي از کساني‌ که از کشور فرار کردند، مصادره و به اين سازمان منتقل و متأسفانه، بخش زيادي از اين اموال فروخته شد. بعد از مدتي، مديريت بنياد متوجه ارزش فرهنگي اين کالاها مي‌شود، در نتيجه جلوي فروش آنها را مي‌گيرد؛ بنابراین اين اموال که شامل 6 هزار شيء تاريخي بود، وارد موزه‌اي شد و در معرض ديد عموم قرار گرفت. اين موزه، اولين گنجينه تخصصي و دائمي سکه و اسکناس در ايران بود که در تاريخ 17 تير 1376، به‌وسيله اداره کل موزه‌هاي بنياد مستضعفان افتتاح شد. اين مجموعه، شامل هزار و 400 سکه و 750 قطعه اسکناس و تعداد تقريبي 200 قطعه اشياي موزه‌اي، غير‌ از سکه و اسکناس است که در محوطه‌اي به وسعت دو هزار متر مربع  افتتاح شد. اين موزه، ضمن ارائه بخش قابل‌توجهي از سکه‌ها و اسکناس‌هاي ايراني‌، گوشه‌هايي از تاريخ اين سرزمين را نيز به نمايش مي‌گذارد. بخش‌هاي تشکيل‌دهنده موزه پول به تفکيک، شامل ماقبل پول‌، سالن مربوط به تاريخ سکه و سالن‌هاي مربوط به تاريخ اسکناس‌ است. اين بخش‌ها، به شکلي ديدني به نمايش گذاشته شده‌اند و تاريخ چند‌هزار ساله اين مرزوبوم را پيوسته و زنجيروار معرفي مي‌کنند. همچنين، تلاش شده سکه‌ها، اين مستندترين اسناد تاريخي‌، از نظر اقتصادي‌، هنري‌، تزئيني و آرايشي در کنار مهم‌ترين جنبه آن‌ که همان جنبه تاريخي و فرهنگي است‌، به نمايش گذاشته شوند.محمدرضا جواهري، مدير بنياد، نقش عمده‌اي در ساماندهي اموال موزه داشت. او غير ‌از حفظ اين اموال، بنا را هم به‌عنوان گنجينه مرکزي موزه بنياد حفظ کرد. مضاف بر اينکه در دوره‌اي اين ساختمان به‌عنوان موزه پول يا همان تماشاگه پول استفاده مي‌شد؛ بنابراین اين بهترين استفاده‌اي بود که از اين بنا شده است. متأسفانه در زمان معاصر، بنياد تصميم گرفت اين ساختمان باارزش را بفروشد و موزه پول را به محلي نزديک پارک ارم منتقل کند. اين موزه فقط نمايشي براي سکه و اسکناس کشورهاي مختلف نبود بلکه با اطلاع‌رساني عمومي، پرچم‌، نقشه‌، اطلاعات پولي و ارزش و واحد پول کشور هم در دل اين موزه جاي گرفته همچنين علاوه بر سالن‌هاي نمايش‌، بخش‌هاي جانبي مانند کتابخانه تخصصي‌، بانک اطلاعات‌، نگارخانه‌، تماشاخانه‌، سالن اجتماعات‌، نمايشگاه‌هاي متفرقه‌، کتابفروشي، چايخانه‌ و هم موزه پول بود.کساني‌که به پارک مي‌روند، مي‌خواهند تفريح کنند پس موزه پول براي آنها جذابيتي ندارد. در والت ديزني، مکاني خارج از انيميشن و کارتون وجود ندارد، چرا؟ چون محلي براي تفريح و شادي است در همه جاي دنيا موزه، مطابق با محلي است که در آن احداث مي‌شود اما موزه پول که مکاني بسيار جدي است، هيچ سنخيتي با شهربازي ندارد. به‌همين‌دليل، موزه پول به شکل نامحسوسي از بين رفت و مابقي گنجينه در زير زمين بنا همچنان باقي است؛ اشيايي که نماينده دوران‌ مختلف تاريخي ما ايرانيان بوده اما ساختمان بنا به لطف سازمان ميراث فرهنگي و حمايت اين سازمان جزء اموال ملي و درواقع، جزء ارزش‌هاي معماري معاصر ماست. بعد از آن با حمايت سازمان ميراث فرهنگي، پرونده‌اي براي بنا تشکيل شد و همان موقع بود که معماران بنا شناخته شدند و تشکيل پرونده از تخريب ساختمان جلوگيري کرد. درحال‌حاضر، در ساختمان، بانک سينا که مربوط به بنياد است، فعاليت دارد. اميدواريم اين ساختمان در اختيار اهل هنر قرار گيرد و به شکل سابق خود يعني نمايشگاه يا گالري بازگردد چون موقعيت زيبا و مناسبي براي برپايي نمايشگاه است. ساختمان، بناي منحصربه‌فردي دارد، به‌طوري‌که نوع طراحي آن نشان مي‌دهد در آغاز ساخت هم براي سکونت طراحي نشده و اصلا هم به بنايي تجاري نمي‌ماند. اين بنا از آغاز براي برپايي گالري تأسيس شده، پس چه خوب اگر استفاده‌اي بهينه از آن شود. شکل و معماري آن، شما را به داخل دعوت مي‌کند. شکل ظاهري بنا اگرچه مدرن طراحي شده اما استفاده از خطوط، طرح‌ها و شکل‌هاي به‌هم‌پيوسته نشان مي‌دهد که معماري متناسب با فضاي کشورمان طراحي شده است. در تهران، شبيه اين طرح مثل بنايي که به‌صورت لانه زنبور طراحي شده با اشکال مجزا را مي‌بينيم اما ساختار اين بنا بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم‌تر اينکه در ساخت اين بنا از ديوارهاي پيش‌ساخته استفاده شده؛ درباره استفاده از ديوارهاي پيش‌ساخته مي‌توان گفت اين بنا، اولين بنايي نيست که از اين‌گونه ديوارها در آن استفاده شده ولي دراین‌باره بسيار حائزاهميت بوده، اولين بناي پيش‌ساخته نمازخانه‌اي است که به اشتباه به آن کليسا اطلاق مي‌شود. اين نمازخانه در مجموعه آرارات بنا شده است. اهميت اين بنا به‌دليل آن است که مي‌توان قطعات آن را جدا و دوباره در محلي ديگر نصب کرد. معمار اين نمازخانه هنوز هم زنده است. استفاده از ديوار پيش‌ساخته در دهه 50 در ايران مورد توجه قرار گرفت و در چند ساختمان اجرا شد اما اين دو بنا، پيشتاز در ساختمان‌هاي پيش‌ساخته بودند. نماي بيروني ساختمان تماشاگه‌راز کمي به هم ريخته و به سرحالي سابق نيست. اين مسئله باعث شده عموم احساس کنند که بنا در حال تخريب است. کساني که در ميراث فرهنگي فعاليت مي‌کنند براي حفظ و نگهداري بنا بسيار مي‌کوشند. اين ساختمان يکي از دغدغه‌هاي اين سازمان به‌شمار مي‌رود. يکي از دلايلي که اين بنا از ياد رفته، حضور کمرنگ مردم و بي‌توجهي به آن است. اگر در اين ساختمان، گالري برپا شود، بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. متأسفانه ديد تجاري‌اي که نسبت به اين بنا وجود دارد، ما را از ديد هنري آن خارج کرده است. ما فقط به اين موضوع فکر مي‌کنيم که يک ساختمان در منطقه‌اي سودآور است يا خير. وقتي يک فضاي مفرح را در ذهن تداعي مي‌کنيم، ياد قليان مي‌افتيم. با نگاه به يک تکه زمين نيز ياد برج مي‌افتيم. خارج از اين دو، تعريفي براي ما وجود ندارد. با نگاه به بنايي زيبا در خيابان ميرداماد، فقط به اين موضوع مي‌انديشيم که چقدر اين بنا سودآور است. يک بناي فرهنگي باعث ارتقاي مادي تمام منطقه و در نتيجه، پولسازي آن مي‌شود. مجموعه آزادي، بناي فرهنگي‌اي بوده که باعث رونق کسب‌وکار در اطراف خود شده است. سرقفلي تمام منطقه به‌دليل وجود اين مجموعه افزايش يافته و شغل‌هايي متناسب با اين فضا در محل به‌وجود آمده اما وقتي اين ساختمان خراب شده بود، از آنها خبري نبود؛ بنابراین بايد به يک بناي فرهنگي مثل يک کالاي فرهنگي نگاه کرد؛ کالايی که موجب رشد فرهنگي و ارتقاي اقتصاد پيرامون خود مي‌شود. بناي تماشاگه‌راز هيچگاه به‌صورت مجزا و مستقل تعريف نمي‌شود. بالطبع در خيابان ميرداماد که سقف تجاري تهران محسوب مي‌شود، وجود چنين بنايي مي‌تواند به رونق هر چه بيشتر تجارت کمک کند زيرا تمام پاساژهاي اطراف نياز به بازديدکننده و به قولي مشتري دارند. وقتي اين خيابان، محل عبور و مرور ماشين است و در آن توقفي وجود ندارد، ناخودآگاه مردم از کنار محيط‌هاي تجاري عبور مي‌کنند. اگر تماشاگه‌راز به‌صورت يک بناي نمايشگاهي دوباره احيا شود، مردم را به ايستادن وامي‌دارد و اين مسئله، رونق کسب‌وکار را به همراه خواهد شد. اين نوعي نگاه هنري و اقتصادي است که کسي به آن توجهي ندارد. متأسفانه ما معماري شهر را که سرمايه ملي ما نيز هست، مي‌فروشيم تا به پيشرفت چرخه تجاري کمک کنيم اما اين کار کاملا اشتباه است زيرا با حفظ اين آثار به رونق اقتصادي کمک بيشتري مي‌کنيم. تخريب ساختمان و جدي‌نگرفتن بناها در اين سال‌ها به اين دليل است که تهران به‌شکل يک ترمينال درآمده و مردم، شهر را به‌سان يک خوابگاه مي‌بينند و خانه خود را آخرين خانه نمي‌دانند؛ بنابراین هر روز به فکر تعويض آن هستند. اين به‌دليل مديريت غلط شهري و شهر‌سازي است. هر چه به‌سوي پايداري شهر برويم، بنا هم اهميت مي‌يابد و ساختمان‌هاي باارزش، محتواي بيشتري پيدا مي‌کنند. اگر در فضاي پررفت‌وآمد فعلي، فضايي فرهنگي را تعريف کنيم، مردم را به ايستادن وامي‌داريم. دانشگاه تهران از حالت يک دانشگاه، خارج و به محله تبديل شده است؛ بنابراين اگر ما بتوانيم در ساختمان موزه پول،  سبب ساز حرکت شويم و فضاهايي متناسب با موزه مثل صرافي‌ها، کافي‌شاپ‌ها، کلکسيونرها و در کل، کارهاي مرتبط با پول شکل بگيرد، ناخودآگاه ساختمان هم اهميت پيدا مي‌کند اما وقتي بنايي به اين زيبايي را کسي نمي‌شناسد، دليلش اين است که فعاليتي در آن انجام نمي‌شود. اهميت يک فضاي عمومي به محتوا و کاري که در آن انجام مي‌شود، بستگي دارد تا بتواند آن را مطرح کند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.