اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه طراحی سایت ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
با عملکرد بهينه، قدردان پيروزي‌ها باشيم
مغايرتي در بازشماري آرا مشاهده نشد
مطهري: ترامپ نگاهي اقتصادي به مسائل جهان دارد
رقص شمشيربرای مبارزه با تروريسم!
ايران با انتخابات اخير در دنيا سربلند شد
بايد به خرد جمعي و فهم مردم اعتماد کنيم
به وعده‌هايم عمل مي‌کنم
تبديل شهرها به آلبوم عکس کانديداها
دلهره بی‌آبی
اخاذي سياه
پنجره سرنوشت‌ساز
شوراي چهارم، اسير حواشي
تورم خانوار روستايي به 8,1 درصد رسيد
آغاز پرداخت قسط‌هاي بانکي بدون تحویل خانه
کاهش قيمت در بازار طلاي سياه پيش از نشست اوپکي‌ها
اولتيماتوم براي بنگاه‌داري بانک‌ها
يک بام و دو هواي کاهش نرخ سود بانکي
«رهايي از بهشت» نامزد کسب جايزه در بخش انيميشن بازار کن
سامانه دسترسي آزاد به اطلاعات راه‌اندازي شد
نمايش آخرين فيلم کيارستمي در کن
فتح خرمشهر، دستمايه فيلمسازان
تحقق آرزوي علي معلم بعد از رفتنش
شوک‌هاي ترامپ
ترامپ براي مذاکرات صلح، طرح جديدي ارائه مي‌دهد
حادثه تروريستي‌اي که ترزا مي را لرزاند
خيز بلند چين براي تصاحب اروپا
دومين آقاي گلي متوالي براي «هري کين»
11 ستاره ضعيف اروپا
نبرد برنده‌‌هاي روز اول
عمر عبدالرحمان؛ ستاره‌اي که در آزادي اسير شد
نگاره
جوانانه و لذتبخش
روزهاي ازيادرفته
موج و تنهايي و فراموشي
زنجيرها پيش از ما شکسته خواهند شد
موسيقي خون
جمعيت هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي تشکيل شد
مجاهدين خلق 2 مستشار آمريکايي را ترور کرد
ترور رفسنجاني در زمان بدي بود
ايالات متحده اعلام کرد نمي‌تواند ارتش ايران را کنترل کند
نخست‌وزير با من مناظره نکرد
حرف‌هايم را سانسور کردند آرا کم شد
هر روز صبح انصراف مي‌دادم
مشکلی برای شکل‌گیری انجمن صنفی روزنامه‌نگاران وجود ندارد
در رگ تاک
قاليباف، رئيسي را به قربانگاه برد
هيچ جناح، ‌تفکر و ايده‌اي قابل حذف نيست
مسير تعامل ايران و غرب، با «شيخ ديپلمات»
ايران اهميتي به همگرايي آمريکا و اعراب نمي‌دهد
اولويت دولت چيست؟
تعيين تکليف رئيس و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت تا خرداد
شوراي نگهبان تخلفات انتخاباتي را رد کرد
افتخار مي‌کنم که با لباس رفتگري وارد شوراي شهر شده‌ام
تکليف وعده‌هايي که نامزدهاي بازنده انتخابات دادند، چه مي‌شود؟
گردشگري؛ صنعتي پر‌ظرفيت اما کم‌رونق
صد درصد زنانه
سوختگي۱۰۰درصدی ۳ کارگر
415 کرسی شورای شهر برای زنان سیستان و بلوچستانی
شيوع بالاي ابتلا به ام‌اس در سال‌هاي اخير
حامد همايون، خواننده تيتراژ برنامه رمضاني شبکه يک سيما
خون رنگین حسینیه ارشاد
اين مردم متخصص مي‌خواهند، نه چهره
بوي توطئه
شيوع بالاي ابتلا به ام‌اس در سال‌هاي اخير
مرگ نوزاد 3 روزه به‌دليل خطای پزشکی
«ديپلماسي»، دليل پيروزي روحاني در انتخابات
صد درصد زنانه
فصل تغییرکابينه
شوراي نگهبان تخلفات انتخاباتي را رد کرد
اين پايان راه نيست
همه‌ رکورد‌هاي شوراي پنجم
خصوصي‌سازي واقعي اجرا شود
رأي به عقلانيت
415 کرسی شورای شهر برای زنان سیستان و بلوچستانی
قرار گرفتن گران‌ترين اراضي روي خطرناک‌ترين گسل‌ها
پيام متفاوت محمد هاشمي به مناسبت انتخابات رياست‌جمهوري و پيروزي روحاني
پایان رویارویی در شوراها
آنها از شما باج مي‌گيرند
کابینه شجاع؛ مطالبه تحول‌خواهان
8 پرش تا هيجاني به نام بازي
تنها در «خانه»
سرکشی قیمت‌ها در آستانه ماه مبارک رمضان
نه به عدالت نمايشي
آيين نقدنويسي در هنرهاي تجسمي
بودجه مسکن حمايتي در خرداد ابلاغ مي‌شود
چرا ترامپ به روحاني پيام تبريک نفرستاد؟
جلوگيري از شمارش‌ معکوس
آوارگان ثانيه‌اي، هموطن‌هاي‌ غريبه
تعيين تکليف رئيس و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت تا خرداد
75 درصد از استان‌ها، وضعيت نامناسبي دارند
استقلال تهران- العين امارات؛ بي«اميد» اما «اميدوار»
اداي دين به مادر آموزش‌وپرورش نوين ايران در تالار وحدت
ورود به بهشت در هزار خم رؤیایی
درباره گراني گوشت، برنج و حبوبات توضيح دهيد
تلاش عربستان براي دیده‌شدن
رفتارهاي سالم يا روش‌هاي پيشگيرانه
قاليباف، رئيسي را به قربانگاه برد
مجمع فدراسيون شطرنج از رئيس سؤال کند
85 سال عمري که يک روزش هدر نرفت
ويکي‌ليکس هميشه بچه بدي مي‌ماند
نخستين سلفي قاجارها را در کاخ گلستان ببينيد
اعتياد مشکل اصلي ١٧٠ کشور است
سوختگي۱۰۰درصدی ۳ کارگر
جان جواني
ايران اهميتي به همگرايي آمريکا و اعراب نمي‌دهد
نگاره
سايه وحشت «بيگانه» بر سينماهاي آمريکا
حامد همايون، خواننده تيتراژ برنامه رمضاني شبکه يک سيما
آیين‌هاي عجيب از گوشه‌وکنار ايران
اقدامات شهرداري براي مقابله با مگس‌هاي سفيد کافي نیست
کشورهاي عربي در انتظار موعد جهنمي
يزداني: بد کار نکردم
جاده شهداد به نهبندان
همين چند سال پيش
نگاره
هيچ جناح، ‌تفکر و ايده‌اي قابل حذف نيست
4 ميليون، پاداش شگفتي
خودشيريني‌هاي عربستان براي بهره‌برداري از سفر ترامپ
غریزه یا وظیفه
پيمانکاران ۱۰ هزار ميليارد تومان از دولت طلبکار هستند
شناسه خبر: 62904 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ - 01:00
منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان

منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان

فروشنده
با اينکه بعيد است کسي اين فيلم اسکاري اصغر فرهادي را تاکنون نديده باشد اما اگر چنين اتفاقي افتاده و کسي اين فيلم را نديده، بهتر است در اين روزهاي تعطيل، دو ساعتي را به ديدن اين فيلم اختصاص دهد. 
بله،«فروشنده» قطعا بهترين فيلم اصغر فرهادي نيست و حتي شايد هم بهترين گزينه براي دريافت اسکار نبوده باشد اما با وجود اين حقايق، «فروشنده» بي‌هيچ شک‌وشبهه‌اي، يک سر و گردن از سينماي ايران بالاتر است. آنهايي که دلشان لک زده براي ديدن فيلمي سينمايي؛ يعني فيلمي که سينما باشد و نه مثلا تله‌فيلم‌هايي که در سالن‌ها به نمايش در مي‌آيند، نمي‌توانند و نبايد در برابر تماشاي اين فيلم مخالفت و مقاومت کنند. اين فيلم، هر کمبودي داشته باشد، در عوض، يک شهاب حسيني درجه‌يک دارد، يک ترانه عليدوستي هيجان‌انگيز و يک اصغر فرهادي که کاري کرده که فقط با 6 فيلم، حسابش از تماميت سينماي ايران جداست. 
ابد و يک روز
خيلي‌ها عقيده دارند که اين فيلم، بهترين فيلم سال گذشته سينماي ايران است اما اگر هم اين باور صحت نداشته باشد، بازهم «ابد و يک روز» به‌عنوان يکي از بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران در سال گذشته، آن‌قدري اهميت و ارزش دارد که دو ساعتي را در روزهاي تعطيلات به ديدن آن اختصاص دهيم. درام تلخ سعيد روستايي جوان در لحظات خوبش، چنان عميق به آدم‌هايش مي‌پردازد که گمان مي‌بري‌، داري تحليلي از جامعه‌شناسي بزه در يک طبقه واخورده را مطالعه مي‌کني اما همه‌چيز اين‌قدر هم مضموني و موضوعي نيست. بازي‌هاي به‌يادماندني پيمان معادي، نويد محمدزاده و پريناز ايزديار در کنار داستان‌پردازي پرتعليق و پرتحرک، «ابد و يک روز» را به‌عنوان فيلمي که بايد ديد، در جايي نزديک به قله سينماي ايران قرار داده است.
سيانور
نگاه بهروز شعيبي و گروه همکارش در «سيانور» به موضوع مناقشه‌برانگيز سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نگاهي منصفانه و هنرمندانه است اما «سيانور»، فارغ از نوع نگاه سازندگانش نيز فيلم ارزشمندي نشان مي‌دهد. فيلمي جذاب، خوش‌ريتم و پرتحرک که داستانش را در سال‌هاي ابتدايي و مياني دهه ۵۰ روايت مي‌کند؛ در سال‌هايي که پيدايش و سپس تغيير ايدئولوژي و انشقاق سازمان مجاهدين خلق، يکي از نقاط عطف مبارزات سياسي را عليه رژيم پهلوي خلق کرده که اين در کنار داستان عاشقانه يک زوج مبارز در «سيانور» به شکلي زيبا و جذاب روايت مي‌شود. زندگي عاشقانه اين زوج مبارز، يکي از مهم‌ترين کليدهاي جذابيت فيلم است و البته يکي از نشانه‌هاي هوشمندي بهروز شعيبي. با اينکه روايت داستاني عاشقانه در يک وضعيت بغرنج سياسي، جنگي و به‌طور کلي تراژيک، در تاريخ سينما نمونه‌هاي موفق زيادي چون «دکتر ژيواگو» و حتي «بر باد رفته» دارد و نمي‌توان به پاي کارگردان «سيانور» نوشتش اما انکار نيز نمي‌توان کرد که جذابيت فيلم تا حدي مرهون اين هوشمندي است. «سيانور» را به اين دلايل بايد ديد؛ خوب هم بايد ديد.
سکوت
نمي‌شود که همه‌اش در اين 14، 15 روز به تماشاي فيلم‌ها و برنامه‌هاي ايراني بپردازيم؛ مي‌شود؟ مي‌شود بزرگان و آثار بزرگ خارجي را فراموش کرد و در اين دو هفته تعطيلي، فقط «ابد و يک روز» و «باديگارد» ديد؟ 
«سکوت» استاد مارتين اسکورسيزي، بهترين گزينه براي تماشا در چنين روزهايي است. فيلمي طولاني و عظيم که جان مي‌دهد براي تماشا در روزهاي رخوت‌زده بهاري؛ در روزهايي که عجله‌اي براي تمام‌کردن و به رختخواب‌رفتن و صبح بيدارشدن نداري.
«سکوت» به‌عنوان جديدترين فيلم مارتين اسکورسيزي، فيلمي تاريخي است با بودجه‌اي در حدود 51 ميليون دلار که با سناريويي از جي. کاکز که بر‌اساس رماني به همين نام که در سال 1966 به قلم شوساکو اندو منتشر شده بود، جلوي دوربين رفته است. در «سکوت»، اندرو گارفيلد، آدام درايور، ليام نيسون، تادانوبو آسانو و سياران هيندز، ايفاي نقش کرده‌اند. داستان «سکوت» در قرن هفدهم ميلادي رخ مي‌دهد و درباره دو کشيش پرتغالي است که در راه سفر به ژاپن براي يافتن مرادشان (کشيشي که به شک ديني دچار شده) با خشونت و دشواري‌هاي فراواني مواجه مي‌شوند. 
«سکوت» را پروژه رؤيايي اسکورسيزي ناميده‌اند؛ فيلمي که او 
23 سال در پي ساخت آن بوده و بالاخره توانست به اين رؤيا جامه عمل بپوشاند اما حيف که اتفاقي که سزاوار اين فيلم و سازنده‌اش بود در اسکار رخ نداد و دست کارگردان اسطوره‌اي این فیلم از اسکار دور ماند. اگر مي‌خواهيد ببينيد اسکورسيزي بزرگ در کار با مايه‌هاي تاريخي خشونت چه کرده است، «سکوت» را در اين روزها از دست ندهيد.
سالي
آخرين فيلم کلينت ايستوود در مقام کارگردان، اقتباسي است از کتاب زندگينامه «بالاترين وظيفه» نوشته چلسي سالنبرگر؛ فيلمي به تهيه‌کنندگي فرانک مارشال، تيم مور و خود ايستوود، با فيلمنامه‌اي به قلم تاد کومارنيکي که تام هنکس، آرون اکهارت، لورا ليني، آنا گان و جري فرارا، نقش‌هاي اين درام زندگينامه‌اي را ايفا کرده‌اند. «سالي» که با بودجه‌اي در حدود 60 ميليون دلار ساخته شده، در مدت زمان 96 دقيقه، داستان فرود اضطراري يک هواپيماي مسافري در رودخانه هادسن در ژانويه 2009 را روايت مي‌کند؛ فرودي که باوجود نجات 155 مسافر پرواز اما تحقيقات وسيع نهادهاي امنيتي را باعث شد که اينها همه جنجالي پردامنه را شکل بخشيدند. 
منتقدان غربي، «سالي» را يکي از بهترين فيلم‌هاي سال خوانده‌اند؛ فيلمي که باوجود ارزش‌هايش، قرباني حمايت کلينت ايستوود محافظه‌کار از دونالد ترامپ شد و به اين دليل، هاليوود عمدتا دموکرات در مراسم آکادمي اسکار، چندان روي خوش به اين فيلم نشان نداد اما تاريخ نشان داده که اين مراسم و جوايز در حکم کف روي موج هستند و آنچه مي‌ماند، خود فيلم است. فيلمي که بايد در اين روزها که وقت و مجالش هست، آن را ديد. 
لالالند
بعضي وقت‌ها چنين به نظر مي‌رسد که دنياي امروز ما به قدر کافي بزرگ و به اندازه کافي سخاوتمند و بلند نظر نيست که بتوان موزيکال‌هاي مدرن را در آن به تصور و تجسم نشست اما برنده بزرگ اسکار امسال يعني فيلم «لالالند» نشان مي‌دهد که هر کاري شدني است و حداقل اينکه ديمين چزل، موفق به اين کار شده و توانسته در ميان اين همه فيلم رنگ‌به‌رنگ و جوربه‌جور، به‌زحمت فضايي براي يک فيلم موزيکال مدرن به‌وجود آورد؛ فيلمي که قطعا با وجودش مي‌توان دنيا را فضايي بهتر براي زيستن دانست. اما استون و رايان گاسلينگ در «لالالند»، نقش عشاق آوازه‌خواني را دارند که تمام شهر لس‌آنجلس، صحنه رؤياپردازي و فانتزي‌هایشان است. با اينکه تقريبا هيچ اتفاقي مطابق با نقشه‌هاي آنها پيش نمي‌رود اما اين نه باعث تلخي فيلم، که موجب ساخته‌شدن فيلمي مهرآميز، درخشان، روشن، روشنگر و جذاب شده؛ با جذابيتي گَس که نه واقعيت تلخ پيرامون را ناديده مي‌گيرد و نه اينکه تلخي واقعيت را بر سر تماشاگرش آوار مي‌کند. «لالالند» را مي‌توان فيلمي درباره عشق ناميد که جلوه‌هاي آشکار عشق به يک شهر را نيز در آن مي‌شود يافت و ديد. به اين اعتبار هم که شده باشد، تماشاي آن را از دست ندهيد... .
منچستر کنار دريا
کيسي افلک در نقش مرد منزوي و تنهاي تلخ‌کام و دل‌شکسته‌اي که به ناگهان متوجه مي‌شود، وظيفه مراقبت از برادرزاده نوجوانش به او محول شده، در فيلم «منچستر کنار دريا» درخششي شگفت‌انگيز دارد درحالي‌که در ظاهر و با خواندن خلاصه داستان فيلم به‌نظر مي‌رسد که «منچستر کنار دريا» يکي از آن فيلم‌هايي است که قرار است با حقه «بعدش چي ميشه؟» تماشاگران را تا به انتها با خود همراه کند اما وقتي پيش مي‌رويم و درگير فيلم مي‌شويم، اولين نکته‌اي که متوجه مي‌شويم اين است که اتفاقا اين ساخته حيرت‌انگيز کنت لانرگان، قدرت، استحکام، ظرافت و البته جادويش را مديون «چگونه نشان‌دادن» اتفاقات و آدم‌هاي فيلم است و نه حقه کنجکاوي‌برانگيز «بعدش چي ميشه؟» که بدل به کليشه‌اي هميشگي در فيلم‌هاي مردم‌پسند شده است. درواقع لانرگان و بازيگرانش، رفتار، گفتار و افکار مردم را با چنان جزئيات دقيقي به تصوير کشيده‌اند که اطلاق عنوان ديکنزي، بسياربسيار برازنده فيلم به‌نظر مي‌رسد. «منچستر کنار دريا» نيز به‌سان تمام فيلم‌هاي قبلي کنت لانرگان، آن‌قدر شخصيت‌هاي واقعي و شبيه به آشنايان هر تماشاگري دارد که به‌سهولت به تماشاگرانش اجازه مي‌دهد همراه با کاراکترها و در کنار آنها، زندگي را تجربه کنند. اگر شما هم مي‌خواهيد اين تجربه را زندگي کنيد، «منچستر کنار دريا» را حتما ببينيد.  

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.