اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
جنگل‌های بی‌شخصیت
اهانت‌کنندگان را بشناسيم
اشتغال، پارادایم اصلي دولت آينده
از آخوند انگليسي تا آخوند آمريکايي!
پارازیت سیاسی در روز وحدت
امروز مبارزه با رژيم صهيونيستي مبارزه با استکبار و نظام سلطه است
رهایی از سلطه؛ آرمان روز قدس
نقطه قوت دولت يازدهم دستگاه ديپلماسي است
توصيه‌هاي اورژانسي به مسافران تابستاني
روزشمار انتخاب جايگزين قاليباف
خطر شکست «خط قرمز» وزارت بهداشت
قطعی بودن نقص ایمنی معدن
اختلاف يک‌ماهه درمورد شروع کار شوراي شهر
شهر چهار بهار میزبان بادهای اقیانوسی
عصباني هستيم؟!
مؤسسات غيرمجاز، سنگ محک سيستم بانکي نيستند
خداحافظي با روند نزولي
83 هواپيماي جديد در راه ايران
خصوصي‌‌سازي و اصلاح نظام بانکي، اصلي‌ترين برنامه‌هاي دولت
رونق مسکن در کنار ثبات قيمت‌ها در راه است
مي‌خواهيم شما را به بهشت ببريم!
در دنياي شخصيت‌ها ساکن بشويد و نوشتن را آغاز کنيد
کاهش 20 درصدي فروش فيلم‌هاي سينمايي
کيارستمي مي‌گفت ۸۸ سالگي مثل آرم گروهبان‌هاست!
دکترا در غربت
قرارداد دوساله منتظري؛ حسن‌نيت يا...؟
شماره 10 در تمرين؛ فرشاد جايي نمي‌رود
در پرسپوليس براي رفتن هيچ‌کس عزا نمي‌گيرند
ششمي يا قهرماني؟
اي کاش «حيوان در شکمش» او را گاز بگيرد
ناامني‌هاي افغانستان نتيجه جنگ امنيتي نيابتي است
نگاره
نامرئي‌هايي که مي‌خواهند ديده شوند
آيا گرسنگي را فراموش مي‌کني
خريد مي‌کنم پس هستم
آتش‌سوزي در جنگل‌هاي جهان پیشینه طولانی دارد
70 درصد آتش‎سوزي جنگل‎هاي ايران در زاگرس رخ مي‌دهد
چرا وزراي دولت بايد با رويکرد محيط‌زيستي انتخاب شوند؟
عقب‌نشيني جنگل، پيشروي بيابان
کمبود تجهيزات مهار آتش، جان زاگرس را مي‌گيرد
تجديد حيات زاگرس دشوار است
دعوت نهادها و چهره‌هاي نظام به حضور گسترده در راهپيمايي روز قدس
شبه‌کودتا در تغيير وليعهد سعودي
رئيس‌جمهوري دستور يورش کوبنده را داد
روحاني: حکومت با ولايت فرق دارد
سياري: اجازه نمي‌دهيم کسي به کشور ما تعرض کند
صيادانمان را سريع‌تر آزاد کنيد
دولت خويشتندار باشد
شيشه نازک اعتماد
رسالت خودساخته داعش
کردها غمگين خون‌هاي ريخته‌شده‌اند
کُردها عليه داعشيسم
افراد ضدکرد از آب گل‌آلود ماهي نگيرند
کردستان؛ جهنم رؤیاهای داعش است
کاخ ثابت پاسال در فهرست ميراث ملي ثبت شد
اطلاعيه وزارت بهداشت درباره دوره تکميلي «پي‌اچ‌دي» آزمايشگاه
هيرکان ۳۵ روز زنده بوده است
پاهايت را جمع کن
برنج‌هايي که رنگ خون گرفت
شورا شهردار ندارد
روحاني: حکومت با ولايت فرق دارد
پاهايت را جمع کن
کردها غمگين خون‌هاي ريخته‌شده‌اند
او نمي‌داند چقدر حضور دارد
خاورميانه بحراني‌تر مي‌شود
پول نمایش می‌دهیم، پس هستیم
کردستان؛ جهنم رؤیاهای داعش است
کامل در دفاع و هافبک؛ مخوف در خط حمله
دولت خويشتندار باشد
افراد ضدکرد از آب گل‌آلود ماهي نگيرند
خداحافظي عاليجناب لينکلن
کُردها عليه داعشيسم
شبه‌کودتا در تغيير وليعهد سعودي
عصباني هستيم؟!
فناناپذيرها هم مي‌روند
رسالت خودساخته داعش
چالش حریم خصوصی در پلاژها
شورا شهردار ندارد
با نبودنش چه کنيم
آقازاده افراط؛ یک گام تا پادشاهی
تغييرات الاهلي به‌نفع پرسپوليس
صيادانمان را سريع‌تر آزاد کنيد
رونق مسکن در کنار ثبات قيمت‌ها در راه است
رئيس‌جمهوري دستور يورش کوبنده را داد
پارازیت سیاسی در روز وحدت
سياري: اجازه نمي‌دهيم کسي به کشور ما تعرض کند
طرح کارورزي کليد خورد
جنگل‌های بی‌شخصیت
نقطه قوت دولت يازدهم دستگاه ديپلماسي است
برنج‌هايي که رنگ خون گرفت
هيرکان ۳۵ روز زنده بوده است
«شاهوار»، قرباني بوکسيت‌ها
ترامپ خيلي زود مي‌فهمد که کار با عرب‌ها سخت است
دعوت نهادها و چهره‌هاي نظام به حضور گسترده در راهپيمايي روز قدس
کاخ ثابت پاسال در فهرست ميراث ملي ثبت شد
اي کاش «حيوان در شکمش» او را گاز بگيرد
دکترا در غربت
اهانت‌کنندگان را بشناسيم
در پرسپوليس براي رفتن هيچ‌کس عزا نمي‌گيرند
آيا گرسنگي را فراموش مي‌کني
شيشه نازک اعتماد
عدویی که سبب خیر می‌شود
آشفتگی بازار به ضرر واليبال ايران
حسين عليزاده: سر «دلشدگان» با علي حاتمي قهر کردم
اختلاف يک‌ماهه درمورد شروع کار شوراي شهر
قطعی بودن نقص ایمنی معدن
اطلاعيه وزارت بهداشت درباره دوره تکميلي «پي‌اچ‌دي» آزمايشگاه
محمود پاک‌نيت: «شهرزاد» بهترين کار تمام عمرم بود
خريد مي‌کنم پس هستم
تجديد حيات زاگرس دشوار است
کمبود تجهيزات مهار آتش، جان زاگرس را مي‌گيرد
از آخوند انگليسي تا آخوند آمريکايي!
به آن‌سوي دوربين فکر کن
رهایی از سلطه؛ آرمان روز قدس
يکسان‌سازي نرخ ارز بايد با اصلاح نظام اقتصادي اتفاق بيفتد
توقف روند تشديد تحريم‌هاي آمريکا عليه روسيه
مورينيو پشيمان شد، رونالدو در رئال مي‌ماند
ناامني‌هاي افغانستان نتيجه جنگ امنيتي نيابتي است
نگاره
روز قدس با فيلمي درباره ترور
شناسه خبر: 62904 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ - 01:00
منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان

منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان

فروشنده
با اينکه بعيد است کسي اين فيلم اسکاري اصغر فرهادي را تاکنون نديده باشد اما اگر چنين اتفاقي افتاده و کسي اين فيلم را نديده، بهتر است در اين روزهاي تعطيل، دو ساعتي را به ديدن اين فيلم اختصاص دهد. 
بله،«فروشنده» قطعا بهترين فيلم اصغر فرهادي نيست و حتي شايد هم بهترين گزينه براي دريافت اسکار نبوده باشد اما با وجود اين حقايق، «فروشنده» بي‌هيچ شک‌وشبهه‌اي، يک سر و گردن از سينماي ايران بالاتر است. آنهايي که دلشان لک زده براي ديدن فيلمي سينمايي؛ يعني فيلمي که سينما باشد و نه مثلا تله‌فيلم‌هايي که در سالن‌ها به نمايش در مي‌آيند، نمي‌توانند و نبايد در برابر تماشاي اين فيلم مخالفت و مقاومت کنند. اين فيلم، هر کمبودي داشته باشد، در عوض، يک شهاب حسيني درجه‌يک دارد، يک ترانه عليدوستي هيجان‌انگيز و يک اصغر فرهادي که کاري کرده که فقط با 6 فيلم، حسابش از تماميت سينماي ايران جداست. 
ابد و يک روز
خيلي‌ها عقيده دارند که اين فيلم، بهترين فيلم سال گذشته سينماي ايران است اما اگر هم اين باور صحت نداشته باشد، بازهم «ابد و يک روز» به‌عنوان يکي از بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران در سال گذشته، آن‌قدري اهميت و ارزش دارد که دو ساعتي را در روزهاي تعطيلات به ديدن آن اختصاص دهيم. درام تلخ سعيد روستايي جوان در لحظات خوبش، چنان عميق به آدم‌هايش مي‌پردازد که گمان مي‌بري‌، داري تحليلي از جامعه‌شناسي بزه در يک طبقه واخورده را مطالعه مي‌کني اما همه‌چيز اين‌قدر هم مضموني و موضوعي نيست. بازي‌هاي به‌يادماندني پيمان معادي، نويد محمدزاده و پريناز ايزديار در کنار داستان‌پردازي پرتعليق و پرتحرک، «ابد و يک روز» را به‌عنوان فيلمي که بايد ديد، در جايي نزديک به قله سينماي ايران قرار داده است.
سيانور
نگاه بهروز شعيبي و گروه همکارش در «سيانور» به موضوع مناقشه‌برانگيز سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نگاهي منصفانه و هنرمندانه است اما «سيانور»، فارغ از نوع نگاه سازندگانش نيز فيلم ارزشمندي نشان مي‌دهد. فيلمي جذاب، خوش‌ريتم و پرتحرک که داستانش را در سال‌هاي ابتدايي و مياني دهه ۵۰ روايت مي‌کند؛ در سال‌هايي که پيدايش و سپس تغيير ايدئولوژي و انشقاق سازمان مجاهدين خلق، يکي از نقاط عطف مبارزات سياسي را عليه رژيم پهلوي خلق کرده که اين در کنار داستان عاشقانه يک زوج مبارز در «سيانور» به شکلي زيبا و جذاب روايت مي‌شود. زندگي عاشقانه اين زوج مبارز، يکي از مهم‌ترين کليدهاي جذابيت فيلم است و البته يکي از نشانه‌هاي هوشمندي بهروز شعيبي. با اينکه روايت داستاني عاشقانه در يک وضعيت بغرنج سياسي، جنگي و به‌طور کلي تراژيک، در تاريخ سينما نمونه‌هاي موفق زيادي چون «دکتر ژيواگو» و حتي «بر باد رفته» دارد و نمي‌توان به پاي کارگردان «سيانور» نوشتش اما انکار نيز نمي‌توان کرد که جذابيت فيلم تا حدي مرهون اين هوشمندي است. «سيانور» را به اين دلايل بايد ديد؛ خوب هم بايد ديد.
سکوت
نمي‌شود که همه‌اش در اين 14، 15 روز به تماشاي فيلم‌ها و برنامه‌هاي ايراني بپردازيم؛ مي‌شود؟ مي‌شود بزرگان و آثار بزرگ خارجي را فراموش کرد و در اين دو هفته تعطيلي، فقط «ابد و يک روز» و «باديگارد» ديد؟ 
«سکوت» استاد مارتين اسکورسيزي، بهترين گزينه براي تماشا در چنين روزهايي است. فيلمي طولاني و عظيم که جان مي‌دهد براي تماشا در روزهاي رخوت‌زده بهاري؛ در روزهايي که عجله‌اي براي تمام‌کردن و به رختخواب‌رفتن و صبح بيدارشدن نداري.
«سکوت» به‌عنوان جديدترين فيلم مارتين اسکورسيزي، فيلمي تاريخي است با بودجه‌اي در حدود 51 ميليون دلار که با سناريويي از جي. کاکز که بر‌اساس رماني به همين نام که در سال 1966 به قلم شوساکو اندو منتشر شده بود، جلوي دوربين رفته است. در «سکوت»، اندرو گارفيلد، آدام درايور، ليام نيسون، تادانوبو آسانو و سياران هيندز، ايفاي نقش کرده‌اند. داستان «سکوت» در قرن هفدهم ميلادي رخ مي‌دهد و درباره دو کشيش پرتغالي است که در راه سفر به ژاپن براي يافتن مرادشان (کشيشي که به شک ديني دچار شده) با خشونت و دشواري‌هاي فراواني مواجه مي‌شوند. 
«سکوت» را پروژه رؤيايي اسکورسيزي ناميده‌اند؛ فيلمي که او 
23 سال در پي ساخت آن بوده و بالاخره توانست به اين رؤيا جامه عمل بپوشاند اما حيف که اتفاقي که سزاوار اين فيلم و سازنده‌اش بود در اسکار رخ نداد و دست کارگردان اسطوره‌اي این فیلم از اسکار دور ماند. اگر مي‌خواهيد ببينيد اسکورسيزي بزرگ در کار با مايه‌هاي تاريخي خشونت چه کرده است، «سکوت» را در اين روزها از دست ندهيد.
سالي
آخرين فيلم کلينت ايستوود در مقام کارگردان، اقتباسي است از کتاب زندگينامه «بالاترين وظيفه» نوشته چلسي سالنبرگر؛ فيلمي به تهيه‌کنندگي فرانک مارشال، تيم مور و خود ايستوود، با فيلمنامه‌اي به قلم تاد کومارنيکي که تام هنکس، آرون اکهارت، لورا ليني، آنا گان و جري فرارا، نقش‌هاي اين درام زندگينامه‌اي را ايفا کرده‌اند. «سالي» که با بودجه‌اي در حدود 60 ميليون دلار ساخته شده، در مدت زمان 96 دقيقه، داستان فرود اضطراري يک هواپيماي مسافري در رودخانه هادسن در ژانويه 2009 را روايت مي‌کند؛ فرودي که باوجود نجات 155 مسافر پرواز اما تحقيقات وسيع نهادهاي امنيتي را باعث شد که اينها همه جنجالي پردامنه را شکل بخشيدند. 
منتقدان غربي، «سالي» را يکي از بهترين فيلم‌هاي سال خوانده‌اند؛ فيلمي که باوجود ارزش‌هايش، قرباني حمايت کلينت ايستوود محافظه‌کار از دونالد ترامپ شد و به اين دليل، هاليوود عمدتا دموکرات در مراسم آکادمي اسکار، چندان روي خوش به اين فيلم نشان نداد اما تاريخ نشان داده که اين مراسم و جوايز در حکم کف روي موج هستند و آنچه مي‌ماند، خود فيلم است. فيلمي که بايد در اين روزها که وقت و مجالش هست، آن را ديد. 
لالالند
بعضي وقت‌ها چنين به نظر مي‌رسد که دنياي امروز ما به قدر کافي بزرگ و به اندازه کافي سخاوتمند و بلند نظر نيست که بتوان موزيکال‌هاي مدرن را در آن به تصور و تجسم نشست اما برنده بزرگ اسکار امسال يعني فيلم «لالالند» نشان مي‌دهد که هر کاري شدني است و حداقل اينکه ديمين چزل، موفق به اين کار شده و توانسته در ميان اين همه فيلم رنگ‌به‌رنگ و جوربه‌جور، به‌زحمت فضايي براي يک فيلم موزيکال مدرن به‌وجود آورد؛ فيلمي که قطعا با وجودش مي‌توان دنيا را فضايي بهتر براي زيستن دانست. اما استون و رايان گاسلينگ در «لالالند»، نقش عشاق آوازه‌خواني را دارند که تمام شهر لس‌آنجلس، صحنه رؤياپردازي و فانتزي‌هایشان است. با اينکه تقريبا هيچ اتفاقي مطابق با نقشه‌هاي آنها پيش نمي‌رود اما اين نه باعث تلخي فيلم، که موجب ساخته‌شدن فيلمي مهرآميز، درخشان، روشن، روشنگر و جذاب شده؛ با جذابيتي گَس که نه واقعيت تلخ پيرامون را ناديده مي‌گيرد و نه اينکه تلخي واقعيت را بر سر تماشاگرش آوار مي‌کند. «لالالند» را مي‌توان فيلمي درباره عشق ناميد که جلوه‌هاي آشکار عشق به يک شهر را نيز در آن مي‌شود يافت و ديد. به اين اعتبار هم که شده باشد، تماشاي آن را از دست ندهيد... .
منچستر کنار دريا
کيسي افلک در نقش مرد منزوي و تنهاي تلخ‌کام و دل‌شکسته‌اي که به ناگهان متوجه مي‌شود، وظيفه مراقبت از برادرزاده نوجوانش به او محول شده، در فيلم «منچستر کنار دريا» درخششي شگفت‌انگيز دارد درحالي‌که در ظاهر و با خواندن خلاصه داستان فيلم به‌نظر مي‌رسد که «منچستر کنار دريا» يکي از آن فيلم‌هايي است که قرار است با حقه «بعدش چي ميشه؟» تماشاگران را تا به انتها با خود همراه کند اما وقتي پيش مي‌رويم و درگير فيلم مي‌شويم، اولين نکته‌اي که متوجه مي‌شويم اين است که اتفاقا اين ساخته حيرت‌انگيز کنت لانرگان، قدرت، استحکام، ظرافت و البته جادويش را مديون «چگونه نشان‌دادن» اتفاقات و آدم‌هاي فيلم است و نه حقه کنجکاوي‌برانگيز «بعدش چي ميشه؟» که بدل به کليشه‌اي هميشگي در فيلم‌هاي مردم‌پسند شده است. درواقع لانرگان و بازيگرانش، رفتار، گفتار و افکار مردم را با چنان جزئيات دقيقي به تصوير کشيده‌اند که اطلاق عنوان ديکنزي، بسياربسيار برازنده فيلم به‌نظر مي‌رسد. «منچستر کنار دريا» نيز به‌سان تمام فيلم‌هاي قبلي کنت لانرگان، آن‌قدر شخصيت‌هاي واقعي و شبيه به آشنايان هر تماشاگري دارد که به‌سهولت به تماشاگرانش اجازه مي‌دهد همراه با کاراکترها و در کنار آنها، زندگي را تجربه کنند. اگر شما هم مي‌خواهيد اين تجربه را زندگي کنيد، «منچستر کنار دريا» را حتما ببينيد.  

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.