کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
تهران هويتي آميخته با طبيعت
نصف جهان، مرکز ردصلاحيت‌هاي انتخاباتي
در96 شگفت‌زده خواهيد شد!
تغيير و تحول در تاکسيراني
تأمین غذای بشر آینده با کمک ژنتیک
طليعه کامران از ميان ما رفت، درحالي‌که هيچگاه در ميان ما نبود
با آواز همايون شجريان و آهنگسازي سهراب پورناظري
بعضی مرگ‌ها غیرمنتظره است
آواز خوش هزاردستان
آقاي ترامپ تا‌به‌حال گرسنه بود‌ه‌اي؟
نوروز به 31 کشور جهان مي‌رود
بوي عيدي بوي توپ، بوي کاغذ رنگي
سال کنشگري در شبکه‌هاي اجتماعي
بهار؛ آسمان پابرهنه بر زمين
خودمان را سبک نکنيم
بدون شرح
دنبال‌کردن سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي، اولويت دولت در سال آينده است
امسال، سال گشايش‌ها بود؛ به فکر تفرقه نباشيم
تخريب‌ها عليه دولت، نتيجه معکوس دارد
ديده و شنيده شدن، بالاترين مطالبه فرهنگيان
چرا معلمان معترض هستند؟
سلب مالکيت از طبقه فرودست در مسائل آموزشي
اثر مستقيم بهبود وضعيت معلمان روي ميليون‌ها خانوار ايراني
بدون سورپرايز و با چند علامت سؤال!
خستگي، گل‌نزدن و باز هم نيمکت خالي!
عيدديدني به صرف گل و کري‌خواني!
10 فدراسيون مي‌تواند رئيس زن داشته باشد
سال را با قهرماني تمام کن
پیروزهای برجامي با «ديپلماسي لبخند»
منفورترين رئيس‌جمهوري دموکرات نزد جمهوري‌خواهان
راه پرفراز و نشیب قاهره برای نزدیکی به‌تهران
رشد توليد کارگاه‌هاي صنعتي 6,8 درصد شد
افزايش 1,4 درصدي بيکاري در سال 95
حداقل دریافتی کارگران، یک میلیون و 317 هزار تومان شد
گراني‌هاي رنگارنگ
بسياري از خوانندگان حتي در تلفظ فارسي مشکل دارند
بهترين نوروز، نوروزي بود که عاشق شدم
ایران، بهشتی ناشناخته
منوی بهاره ویدئو رسانه و بازار سینمای جهان
منوی بهاره تلویزیون
منوی بهاره کتاب
منوی بهاره آلبوم‌های موسیقی
منوی بهاره سینمای داخلی
کم‌حادثه‌ترين چهارشنبه‌سوري
برون‌سپاري 95 درصد خدمات بهزيستي!
نابساماني‌هاي اجتماعي، کودک کار مي‌آفريند!
خيابان از آن چه کسي است؟
تغيير الگوي مصرف در ترافيک شهري
کارگران مقصر بودند
جامعه مدرسين از «جبهه مردمي» حمايت رسمي نکرده است
هدف از ديدار با خاتمی، اتصال ميان طيف‌هاي مختلف کشور بود
عده‌اي اقتصاد مقاومتي را اقتصاد انزوايي مي‌دانند
توقف تفحص در يک قدمي درهاي بهشت
نوبخت: رئيس‌جمهوري بر ميثاق و پيمان خودشان وفادار هستند
با هاشمی هم این‌کار را کردند
مدل اقتصادي و سياسي اوراسيا
حذف ايران از معادلات، به ضرر کل منطقه خواهد بود
شالیکاران، کارگران بی‌«یاور»
سرقت هاليوودي از طلافروشي برملا شد
«رستاک» جايي است که مي‌توانيد ايده بدهيد
شناسه خبر: 62922 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ - 01:00
سلب مالکيت از طبقه فرودست در مسائل آموزشي
در گفت‌وگوی «وقايع‌اتفاقيه» با جعفر ابراهيمي، از فعالان صنفي مطرح شد؛

سلب مالکيت از طبقه فرودست در مسائل آموزشي

غيراستانداردبودن مدارس ريشه درنئوليبراليزه‌کردن آموزش دارد

آسو محمدي: بي‌توجهي به مشکلات آموزشي در مدارس، افت کيفيت نظام تعليم‌وتربيت را به‌دنبال خواهد داشت. از‌سوي‌ديگر، از آنجاکه اکنون آموزش در کشور، وضعيت چندان مطلوبي ندارد، تغييروتحول در امر آموزش‌وپرورش، ضروري به نظر مي‌رسد. لازمه اين تغيير و تحول، حمايت همه‌جانبه از مسئله مدارس و توجه ويژه به کيفیت آموزش‌وپرورش، به‌عنوان مهم‌ترين نهاد آموزشي به‌منظور پيشرفت و توسعه پايدار کشور در ابعاد علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است؛ بنابراین سرمايه‌گذاري و توجه به اين مقوله بايد به‌عنوان يک اصل مورد توجه قرار گيرد. 
در هفته گذشته اما محمدتقي نظرپور، رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس کشور درباره کلاس‌هاي درس «کَپَري» در اظهارنظري به ايسنا گفته بود: «في‌نفسه کلاس‌هاي کپري را از منظر معماري، کلاس‌هاي بدي نمي‌بينیم و اعتقادي به حذف آنها نداريم زيرا معماري بومي آنها، مناسب شرايط زندگي آن منطقه است.» اين رويکرد توجيه‌محور و اين کنش منفعلانه نسبت به حل مسائل آموزشي و مدارس کشور، به نظر مي‌رسد بيش از هر چيز ناشي از ناکارآمدي در سطح مديريت و رسيدگي به مناطق محروم باشد؛ مسئله‌اي که رئيس سازمان نوسازي مدارس، امسال در مراسم معارفه خود، قول رسيدگي به آن را داده بود، امروز اين کاستي‌ها را مناسب وضعيت بومي آنجا مي‌داند. درباره اين رويکرد و اين نوع نگاه به حل مسائل و معضلات آموزش‌و‌پرورش با جعفر ابراهيمي، معلم شاغل و از فعالان صنفي معلمان به گفت‌وگو نشستيم: 
صحبت‌هايم را با اشاره به مصاحبه رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس کشور درباره کلاس‌هاي درس کپري شروع مي‌کنم. چه نقدي مي‌توان به اين طيف رويکردهاي توجيه‌محور وارد کرد؟ 
صحبت‌هاي آقاي نظرپور، تداعي‌کننده حرف‌هاي آقاي حسينعلي شهرياري، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس است که به‌جاي حل معضلات و مشکلات مردم، به نيازمندان توصيه به فروش کليه مي‌کند و فروش اعضاي بدن انسان را طبيعي، قانوني و شرعي جلوه مي‌دهد، شنيدن اين نوع سخنان از فرادستان دور از انتظار نيست. 
سخنان رئيس نوسازي مدارس، برخي نمايندگان مجلس و مديران را بايد با توجه به رويکرد غالب در بين تصميم‌گيران تحليل کرد. در رويکرد حاکم بر اين افراد، دولت وظيفه ندارد در مسئوليت‌هاي اجتماعي مداخله کند و بايد نقش آن هر روز کمتر شود. اين رهيافت داراي پايه مادي و اقتصادي است که در پي نئوليبراليزه‌کردن خدمات اجتماعي و سلب مالکيت عمومي از فرودستان در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي چون بهداشت، سلامت و آموزش است. پس به‌جاي نقد اين سخنان بايد اين رويکرد بازاري را نقد کرد که مي‌خواهد به همه عرصه‌هاي زيست اجتماعي، محتواي کالايي بدهد و در معرض منطق سود قرار دهد. اين رويکرد است که به‌جاي تأکيد بر حق برخورداري کودکان از مدارس ايمن و استاندارد در سراسر کشور و توجه به مقوله عدالت آموزشي، از سر بي‌مسئوليتي، وجود مدارس کپري را توجيه مي‌کنند. اگر مدارس کپري اين‌قدر مي‌تواند تخيل زيباشناختي مسئولان را تحريک کند، چرا امثال اين مدير، فرزندان خود را از اين بعد زيبايي در معماري محروم مي‌کنند؟ آيا فرزندان و آقازاده‌هاي آنان نيز در مدارسي درس مي‌خوانند که فاقد استانداردهاي لازم هستند؟ 
از هر منظر که به اين سخنان توجه کنيم، مي‌توان آنها را به چالش کشيد؛ به‌ويژه وقتي راويان اين سخنان کساني بوده که مدعي ارائه منشور حقوق شهروندي هستند. 
به حقوق شهروندي اشاره کرديد، صحبت‌هاي آقاي نظرپور را کجاي اين منشور بايد جاي داد؟ اساسا استاندارد آموزشي در مدارس، چه اِلمان‌هايي دارد؟ 
حق تحصيل باکيفيت و رايگان، جز حقوق ابتدايي هر دانش‌آموز و کودک است. متأسفانه با سياست‌هاي پولسازي آموزش و کالايي‌سازي آن، اين حق هر روز بيشتر ناديده گرفته مي‌شود. اين مختص به اين دولت نيست و در دولت‌هايي قبلي هم وجود داشته است. مي‌توان گفت که در دولت‌هاي بعد از جنگ، اين سياست‌هاي نئوليبراليزه‌کردن آموزش و خدمات اجتماعي به مدد قدرت سياسي اعمال‌ شده که نتيجه آن‌ هم اين است که تعداد بيشتري از کودکان، در چند دهه اخير به‌دليل نداشتن استطاعت مالي، مدرسه را به‌سوي خيابان ترک مي‌کنند. در اصل، آنها ترک نمي‌کنند بلکه از چرخه آموزشي طرد مي‌شوند.
 اين نوع سياست‌هايي که در آموزش‌وپرورش اعمال مي‌شود، بخشي از سياست طرد اجتماعي است که در صحبت‌هاي نماينده مجلس و رئيس سازمان نوسازي، شکلي قانوني و عادي به خود مي‌گيرد؛ يعني با عادي‌سازي فقر مي‌خواهند آن را طبيعي جلوه دهند. اقتضائات کودکان در هر مقطعي، اصل بر «برخورداري» است، نه بر طردشدن. 
اين رويکرد به حقوق شهروندي و حقوق مردم متأسفانه در ميان مسئولان به شکل صوري وجود دارد. اگر بخواهيم يک نقد جدي به اين حرف داشته باشيم، اين است که اصولا هر کودک بدون درنظرگرفتن منطقه جغرافيايي، بدون درنظرگرفتن عناصري که هويت او را تشکيل مي‌دهند، حق دارد از آموزشي باکيفيت، استاندارد و رايگان برخوردار باشد. پشتوانه اين حرف من، اصل «30» قانون اساسي است و به‌زعم من، افرادي مانند آقاي نظرپور، رسما با اين صحبت‌هايشان، حقوق اوليه انسان‌ها را ناديده مي‌گيرند و از فقرا و تهيدستان که از حداقل‌هاي جامعه محروم هستند، سلب مالکيت عمومي مي‌کنند.
 اين مناطق به قول آقاي رئيس که مناسب اين وضعيت هستند، در اصل خوشايند هيچ دانش‌آموزي نيست که در اين فضا آموزش ببيند و خوشايند هيچ معلمي نيست که در چنين مکان غيراستانداردي بخواهد آموزش بدهد. 
در همان مصاحبه، آقاي نظرپور مي‌گويند: «انتظار نمي‌رود در جمهوري‌اسلامي، دانش‌آموزاني باشند که نتوانند در فضايي مناسب تحصيل کنند و اين امر برعهده ماست.» اساسا تعريف از فضاي مناسب و استاندارد براي آموزش‌وپرورش دانش‌آموزان چه مي‌تواند باشد؟ آيا اين در تناقض با صحبت‌هاي او در ارتباط با کلاس‌هاي کپري نيست؟ 
مدارسي که در اين سال‌ها به‌دليل مسائل ايمني و ... استانداردبودنِ فضاي آموزشي، در سطح ملي مسئله ايجاد کردند، کم نداشتيم؛ مدرسه شين‌آباد که منجر به سوختن تعداد زيادي از دانش‌آموزان پيرانشهر شد. آواري که روي معلمِ زابلي (آقاي گنگوزهي) فروريخت و خودش در زير آوار ماند و دانش‌آموزانش را نجات داد و... نمونه‌هايي قابل‌تأملي هستند که به‌دليل نامناسب‌بودن و غيراستانداردبودن، حادثه ايجاد کردند. تعداد زيادي از مدارس امروزي ما با شاخص علمي و مهندسي، ناايمن محسوب مي‌شوند. امروز کلاس‌ها و محيط‌های آموزشي وجود دارند که حضور دانش‌آموز در آنجا خطرناک است و دولت و سازمان نوسازي هيچ برنامه برايشان ندارد. با توجه به اين موضوع بايد گفت که اين سخنان تناقض دارند. تناقض در اين صحبت‌ها ناشي از اين است که برخورد ايشان با استانداردسازي مدارس، يک تصور ذهني است. کسي که فکر مي‌کند که کپرنشيني واجدشرايط خاصِ منطقه‌ايي است، طبيعي بوده که فکر کند که در کشور مدارس نامناسب وجود ندارد. براي تشخيص مدارس نامناسب نيازي نيست که شما به مناطق کويري و کپرهاي استان‌هاي کرمان و سيستان‌وبلوچستان برويد. اگر به مناطق مرکزي و جنوبي تهران سري بزنيد، از نزديک شاهد عمق اين فاجعه خواهيد بود که در تهران در شرايط بحراني مثل زلزله با چه فاجعه‌اي روبه‌رو خواهيم بود. 
به وضعيت نامناسب مدارس تهران اشاره کرديد. آبان امسال اسماعيل دوستي، نايب‌رئيس کميسيون عمران شوراي شهر تهران در مصاحبه‌اي گفته بود: «درحال‌حاضر، 550 مدرسه فرسوده در شهر تهران وجود دارد که همه اين مدارس در بافت فرسوده و ناپايدار این شهر قرار گرفته‌اند؛ مدارسي که حتي در محروم‌ترين استان‌هاي کشور نيز نمونه آن را نمي‌توان مشاهده کرد. متأسفانه، امروز در منطقه 13 اکثر مدارس، خانه‌هاي [استيجاري] مردم هستند که در فضايي 200 متري بعضا براي 80 دانش‌آموز تنها يک چشمه سرويس بهداشتي وجود دارد.» اين سطح از بي‌توجهي به مسئله مدارس و آموزش‌وپرورش که حتي در خود پايتخت هم تبديل به معضل شده است، از کجا ناشي مي‌شود؟ 
اين مسئله به رويکرد کلي دولت‌ها به مسئله آموزش‌وپرورش برمي‌گردد. دولت‌ها به آموزش‌وپرورش يک نگاه بازاري دارند و آن را ارگاني مي‌دانند که هيچ درآمدي ندارد و چون خروجي اقتصادي مانند يک بنگاه را ندارد، پس نبايد برايش هزينه کرد. اخيرا نماينده سازمان برنامه‌وبودجه در يک مصاحبه تلويزيوني در مورد بودجه سال 96 و سهم آموزش‌وپرورش‌ که مورد اعتراض بيش از 140 هزار نفر از معلمان کشور قرارگرفته،‌ گفته بود که ما نمي‌توانيم به آموزش‌وپرورش بيشتر از اين مبلغ اختصاص دهيم چون خروجي ندارد. يعني اين باور وجود دارد که کودکان اين سرزمين، ارزش سرمايه‌گذاري ندارند چون خروجي‌اش مثل بازار يا کارخانه نيست. اين نشان از يک ديدگاه سرمايه‌سالارانه است که بر تفکر بخش مهمي از مديران دولتي‌ به‌ويژه در سازمان برنامه‌وبودجه و آقاي نوبخت و معاونان او حاکم است. تا اين رويکرد وجود داشته باشد، طبيعي است که سرمايه‌گذاري مناسب در بخش آموزش عمومي صورت نمي‌گيرد. وقتي مي‌شود ساختمان فرسوده را که شايد براي زندگي هم مناسب نباشد با قيمت پاييني اجاره کرده و در آنجا مسئله آموزش را رفع‌ورجوع کنند، چرا اين‌همه هزينه کنند؟! يعني عملا دولت همه مسئوليت مدارس و تجهيز آنها را از دوش خود برداشته و اين مسئوليت را بر دوش خيّران مدرسه‌ساز گذاشته است. مگر تعداد اين خيّران چقدر است؟! مگر آنها چقدر توان دارند که نيازها و امکانات آموزشي ما را تأمين کنند؟ اين نکته را هم بايد در نظر داشته باشيم که وجود خيّران مدرسه‌ساز، نبايد باعث شود که دولت وظايف قانوني خود را در قبال مسئله آموزش و تجهيز مدارس انجام ندهد. اما در ارتباط با بافت‌هاي فرسوده مدارس چه‌بسا آمار بيشتر از اين موارد باشد. اين خانه‌ها کف استاندارد را هم ندارند و اساسا براي آموزش ساخته نشده‌اند. جداي از اين مسئله، بحث فضاهاي آموزشي، بهداشتي، آزمايشي و ورزشي مطرح است که اين خانه‌ها فاقد چنين محيط‌هايي هستند. 
بر‌اساس آماري که آقاي نظرپور ارائه مي‌کند، وضعيت استانداردسازي مدارس اين‌گونه است که 36 درصد مدارس ما طول عمر 20 ساله، 47 درصد عمر 20 تا 40 ساله و فقط 16 درصد عمر بالاي 40 سال دارند. در مجموع مي‌توان گفت 57 درصد کلاس‌هاي درس استانداردسازي شده‌اند و 43 درصد هنوز باقي‌مانده است. اين آمارها ظاهرا جنبه خبري براي آنها دارد و عملا هيچ کاري در‌اين‌زمينه انجام نمي‌شود. اين معضل در بلندمدت چه مصائبي براي مدارس خواهد داشت؟ 
طبيعتا با گذشت زمان به ميزاني که مدرسه عمرش بالاتر مي‌رود، بافتش فرسوده‌تر خواهد شد. بحثي که اينجا مطرح مي‌شود، حفظ و نگهداري مدارس است که وقتي از يک تاريخ مشخصي عبور مي‌کند، هزينه‌هايش بيشتر مي‌شود و بيش از هر چيزي به سازه‌هاي استاندارد برمي‌گردد که در ساخت آنها چقدر مسائل فني و عمراني رعايت شده اما چيزي که واضح است اينکه مدارس با توجه به نيازهاي محيط اجتماعي و آموزشي، ساخته نمي‌شوند. چنان‌که در آينده‌اي نه‌چندان دور، تعداد مدارس ناايمن از مدارس ايمن بيشتر خواهد شد و هر حادثه‌اي در مدرسه ناايمن ممکن است رخ دهد.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.