اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
بايد دادگاه احمدي‌نژاد تشکيل مي‌شد
نيروسوزي اصول‌گرايي
نگاره
درباره ويرانگري
زنگ‌ها براي چه کسی به صدا درمي‌آيند
اين خود تو هستي
زندگي در سياره ناتوانان
چه کسي منصوريان را کشت؟
ملکي: نبايد از منصوريان حمايت مي‌کردم
رحمتی واقعا خندید؟
ژنرال در ضيافت خداحافظي عليمنصور
هيچ سهمي در بازار جهاني نداريم
ثروت هنر ما غني‌تر از نفت زير پاي ماست
سايه تهديد و ترور روي نت‌فليکس
دفاع زنانه از مقام «فروشنده»
اربيل و ريسک همه‌پرسي
ميزان اهميت ترامپ
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
هنوز اميد وجود دارد، حتي براي من
حمايت همه‌جانبه لندن از برجام
آمادگي ايران براي آغاز فصل نوين روابط با اروپا
فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها 40 درصد بيکاران کشور را تشکيل مي‌دهند
11 ميليون حاشيه‌نشين در موقعيت نامناسب
جزئیات دستگیری راننده شیطان‌صفت
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
خشکسالي تالاب‌هاي شادگان و چغاخور
ايران زيباست؛ کوه‌هاي رنگي
برداشت خرماي استعمران و برحي در غزاويه
تلخ و شيرين زندگي در سيلاب و کلوار
۲ فروند اي‌تي‌آر به ايران مي‌آيد
هواپيما و وام‌هاي فرانسوي در راه ايران
اختصاص ۵۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات براي رونق
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
سينماي ايران را تهديد نکنيد
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
نيکول کيدمن زنده شد!
نگاره
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
دروغ زميني، فاجعه مريخي
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
داعش کجا مي‌رود؟
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
دردسرهاي محافظه‌کاربودن
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
قدوس: با تلاش زياد جاي دژاگه را مي‌گيرم
فعلا که مجبور نشده است
ليگ برتر قرباني افتخارآفريني در آسيا
فخري: کسي باور نمي‌کند تيم چهارم دنيا سالن تمرين ندارد
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
هنوز از ساختار مالي شهرداري سر‌درنياورديم
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
«سهولان» در خطر تخریب
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
اين خود تو هستي
ادبيات امروز با «آدم» فاصله دارد
طولاني‌ترين رؤياي کودکانه
ضرورت عبرت‌آموزی از تجربیات گذشته
اول دلم براي شما تنگ شده بعد زندگي
نقدي بر يک مناظره يکطرفه
نيکول کيدمن زنده شد!
اربيل و ريسک همه‌پرسي
«حقوق‌کم» مهم‌ترین دلیل علاقه به بازنشستگی است
جمع‌آوري کودکان کار را فورا متوقف کنيد
جولان خشکسالی و سيلاب در گيلان
پاسخ بهزيستي به منتقدان طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان
انتقام هيتلر از فرزندان خيانتکاران
هدف از همه‌پرسي کردستان، استقلال يا امتياز
داعش کجا مي‌رود؟
بابک زنجاني: انتهاي ماجرا اعدام من است
چه بر سر فيلسوفان مخالف هيتلر آمد؟
فريادهاي دختر خردسال آدم‌ربايان را ناکام گذاشت
هشدار رهبري به «بدعهدي آمريکا»، تيتر يک رسانه‌هاي جهان شد
نيروسوزي اصول‌گرايي
تغيير در تحريم‌هاي حزب‌الله
هواپيما و وام‌هاي فرانسوي در راه ايران
بايد دادگاه احمدي‌نژاد تشکيل مي‌شد
ترامپ به دنبال تضعیف ایران است نه شکست آن
ميانسال‌ها را درست اصلاح کنيد
اصلاح‌طلبان هيچگاه متکي به فرد نبودند
تغيير موضع منصوريان بعد از شعارها و انتقادهاي شديد
«سهولان» در خطر تخریب
رحمتی واقعا خندید؟
چه کسي منصوريان را کشت؟
۷۵ سال پس از اخراج يهوديان آلمان
پاسخی مناسب به تجاوزگر حقوق ايران در برجام مي‌دهيم
بودجه درگير بي‌پولي، پول در کيسه يارانه!
3 ميليون و ۴۰۰ هزار بيکار داريم
نگاره
دردسرهاي محافظه‌کاربودن
ژنرال در ضيافت خداحافظي عليمنصور
فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها 40 درصد بيکاران کشور را تشکيل مي‌دهند
دفاع زنانه از مقام «فروشنده»
هنوز اميد وجود دارد، حتي براي من
25 درصد از منابع آبي کشور بدون درآمد است
دروغ زميني، فاجعه مريخي
اختصاص ۵۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات براي رونق
اقدامات براي نظارت نيروگاه بوشهر و تأسيسات هسته‌اي ايران انجام شده است
هنوز از ساختار مالي شهرداري سر‌درنياورديم
ليگ برتر قرباني افتخارآفريني در آسيا
فخري: کسي باور نمي‌کند تيم چهارم دنيا سالن تمرين ندارد
حمايت همه‌جانبه لندن از برجام
جزئیات دستگیری راننده شیطان‌صفت
11 ميليون حاشيه‌نشين در موقعيت نامناسب
سايه تهديد و ترور روي نت‌فليکس
ملکي: نبايد از منصوريان حمايت مي‌کردم
زنگ‌ها براي چه کسی به صدا درمي‌آيند
درباره ويرانگري
نگاره
سينماي ايران را تهديد نکنيد
قدوس: با تلاش زياد جاي دژاگه را مي‌گيرم
فعلا که مجبور نشده است
آمادگي ايران براي آغاز فصل نوين روابط با اروپا
برداشت خرماي استعمران و برحي در غزاويه
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 62945 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ - 01:00
تهران هويتي آميخته با طبيعت

تهران هويتي آميخته با طبيعت

احمد مسجدجامعي، عضو شورای شهر تهران: نوروز آغاز شکوفه، سبزه و گل است، آغاز حيات دوباره باغ‌هاي آباد و درختاني که زنده‌اند و زندگي مي‌بخشند. تهران هم با روستاهايش، شهر- باغ بوده و درختاني داشته که حتي جهانگردان را به حيرت مي‌انداخته است. نوروز که مي‌آمد، تهران رنگ و رويي ديگر مي‌گرفت و چشم‌ها درختاني را مي‌ديد که آواز خوش زندگي سر مي‌دادند. تهران شهر- باغ بود و درخت. پيترو دلاواله، که در دوره صفويه از تهران ديدن کرده بود، مي‌نويسد: «اين شهر از باغ‌هاي بسيار بزرگي پوشيده و همه رقم ميوه در آنها يافت مي‌شد.»
تهران و محلات قديم و همچنين روستاهايش که امروزه همگي جزء شهر تهران‌ است، سابق بر اين، هرکدام محل رويش يک گياه يا درخت ويژه بود که به آن «چنارستان» هم مي‌گفتند و چنارهايي در آن مي‌روييد و ديده مي‌شد که باعث حيرت جهانگردي چون پيترو دلاواله شده بود: «خيابان‌ها پر از درخت‌هايي است که ما آنها را پلان مي‌ناميم و ايرانيان به آن چنار مي‌گويند و همه پربرگ، قطور و زيبا هستند و بايد بگويم که در تمام مدت عمر خود هيچ‌وقت تعداد به اين زيادي چنارهاي تنومند زيبا نديده‌ام. تنه اين درختان به اندازه‌اي قطور است که اگر دو يا حتي سه مرد دست به دست يکديگر بدهند، باز هم نمي‌توانند يکي از آنان را در بغل بگيرند و من واقعا تهران را شهر چنار مي‌نامم.»
اين گزارش به بخشي از تهران امروز که اکنون عودلاجان خوانده مي‌شود، اشاره دارد و متأسفانه امروزه از آن همه چنار فقط بقايايي از چنار امامزاده يحيي(ع) باقي مانده است. از ديگر چنارهاي دارالخلافه مي‌توان به چنار کوچه غريبان و چنار باغ ايلچي اشاره کرد که هر دو در منطقه بازار هستند و دومي شاهد ربودن زنان گرجي از ميان خانواده‌هاي ايراني‌شان و در نتيجه، قتل سفير روسيه تزاري بوده است. از ديگر چنارهايي که در دوره قاجار در اطراف تهران قرار داشت، مي‌توان به درخت چنار امامزاده صالح(ع) تجريش اشاره کرد. اين چنار در نوع خود بي‌نظير است. 
در جماران نيز دو چنار بسيار بزرگ قرار داشت که متأسفانه، يکي از آنها از بين رفت و ديگري نيز هنوز سرپاست و بخشي از آن در بين ديوار مسجد تازه‌سازي قرار گرفته است. در طرح توسعه جماران، آزادسازي اين درخت نيز گنجانيده شده است. 
چنارهاي معروف محلي ديگري نيز در اوين، فرحزاد و نزديکي بازار تهران وجود داشت که به‌نوعي محل گردآمدن اهالي آن محله‌ها و روستاها بود؛ از اين رو، محل گِردآمدن اهالي به پاچنار آوازه يافته بود. با اينکه اين چنارها از ميان مردم محل رفتند، هنوز هم آنجا را پاچنار مي‌نامند. چنار بزرگ ديگري نيز در روستاي سابق و محله امروز بريانک قرار داشت که بعد از خشک و قطع‌شدن، هفت پاجوش جديد از پاي آن روييد و به‌همين‌خاطر، آن محل به هفت‌چنار معروف شد. امروزه موزه حيات‌وحش، هفت چنار بالاتر از اينجا قرار گرفته  و با بريده‌شدن دو تنه از اين چنارها عملا هفت چنار به پنج چنار تبديل شده است. در سوهانک و اراج نيز درختان چناري قرار دارند که در کنار حسينيه اين دو محله قد افراشته‌اند. از ديگر چنارهاي معروف تهران که هنوز هم سرسبز هستند، درختان چنار حاشيه خيابان ولي‌عصر(عج) است. اين خيابان که در گذشته به خيابان پهلوي معروف بود و به دستور رضاشاه و براي آنکه او راحت‌تر بتواند بين کاخ سعدآباد تجريش و کاخ مرمر در رفت‌وآمد باشد، کشيده شد، به درازترين خيابان خاورميانه شهرت گرفته است. در آن زمان براي دسترسي به شميران فقط دو جاده وجود داشت؛ يکي، اين جاده که به شاه و اطرافيانش اختصاص داشت و ديگر جاده قديم شميران يا خيابان شريعتي امروز که راه اصلي و قديمي تهران به قصران يا شميران امروز بود. مستوفي در کتاب «شرح زندگاني من» مي‌نويسد: او دستور داد در حاشيه خيابان پهلوي به فاصله هر دو متر يک درخت چنار بکارند و در بين هر دو چنار، يک بوته گل سرخ هم کاشتند. او از اين درخت‌ها بسيار مراقبت مي‌کرد؛ به‌طوري‌که در زمستان سال 1319 به بلديه دستور داد پاي اين درخت‌ها را به عمق يک‌ متر و نيم گودبرداري و با کاميون از تهران کود آورده و پر کنند. اين چنارها تنها چنارهاي تهران امروز نيستند که به‌صورت گسترده وجود دارند. اگر به محله کَن سري بزنيد، چنارهاي فراواني خواهيد ديد که عمر آنها بسيار بيشتر از چنارهاي خيابان ولي‌عصر(عج) است و از قطر آنها مي‌توان حدس زد که عمرشان به چند صد سال مي‌رسد. برخي از معمران و معتمدان کن، سال‌هايي را به خاطر مي‌آوردند که يکي از اهالي کن، قراردادي با بلديه زمان رضاشاه منعقد کرده بود تا نهال‌هاي موردنياز حاشيه خيابان پهلوي را تأمين کند؛ بنابراين، نهال‌هاي اين خيابان از چنارهاي قديمي کن تهيه شد. 
امروزه، چنارهاي بسيار بزرگي در باغ‌ها و محلات کن وجود دارد که شايد لازم است چندين نفر دست به دست هم بدهند تا بتوانند دور آن را حلقه کنند. به گفته معتمدان محلي، بزرگ‌ترين چنار باقي‌مانده اين محله و شايد تهران در باغ يکه کن قرار دارد. چنارهاي دوشاخه و بزرگ محله سرآسياب کن که در يک رديف پشت سرهم و مسير اصلي اين محله واقع شده‌اند، نيز از زيبايي چنارهاي تهران در گذشته حکايت دارد. 
همچنين کن از گذشته‌هاي دور به داشتن باغ‌هاي ميوه معروف بود. امين احمد رازي، از نويسندگان دوره صفويه، در وصف ميوه‌هاي آن مي‌نويسد: به‌قدري که زبان براي دهان لازم است، خوردن گلابي و هلوي کن لزوم دارد. در دوره قاجار، اولين توت نوبرانه تهران از حسن‌آباد کن مي‌آمد. حسن‌آباد، ده کوچکي از توابع کن بود. امروزه از اين دهِ فقط نام خياباني در بزرگراه آيت‌اللّه کاشاني در منطقه «5» باقي مانده است. شاه‌توت و خرمالوي کن هم در بين ساير ميوه‌هاي اين روستا معروف بوده و هست. خوشبختانه، هنوز بسياري از باغ‌هاي کن باقي مانده و امروزه بخش اندکي از ميوه پايتخت از اين باغ‌ها تأمين مي‌شود. 
محلات و روستاهايي هم شاهد بار آمدن ميوه انار بوده‌اند. از گذشته‌هاي دور، تهران و انار به يکديگر پيوند خورده‌اند. در گذشته، در روستاهاي اطراف تهران باغ‌هاي انار داير بود اما اين انارهاي کوچک و ملس با انار خود تهران قابل مقايسه نبود. با گسترش تهران، بيشتر اين انارستان‌ها داخل شهر قرار گرفتند. يکي از بزرگ‌ترين اين باغ اناري‌ها، در منطقه «4» تهران قرار داشت که امروزه به بوستان پليس تبديل شده است. اين باغ از املاک ارباب هرمز، مالک و سازنده زرتشتي محله تهرانپارس بود. عمارت او هم‌اکنون در اين بوستان قرار گرفته و به ثبت ميراث فرهنگي رسيده است. باغ اناري ديگري نيز در گذشته در روستاي اکبرآباد امامزاده معصوم (اکبرآباد باغشاه)، در منطقه «10» امروز قرار داشت. اين باغ نيز سال‌ها پيش از بين رفت اما اهالي قديم محله هنوز هم آنجا را به نام چهارراه اناري مي‌شناسند. يکي ديگر از اين باغ اناري‌ها در محله شهرک گلستان (شهرک راه‌آهن) قرار داشت. اين باغ انار نيز از بين رفت و بلوار اقاقيا و خانه‌هاي اطراف آن به‌جايش ساخته شد. امروزه فقط يک باغ اناري در منطقه «22» شمال بزرگراه شهيد همت وجود دارد که اميدوارم اين تنها يادگار باقي‌مانده از انارستان‌هاي قديم تهران و اطراف آن به سرنوشت ديگر باغ‌هاي اناري شهر دچار نشود زيرا اينها بخشي از هويت طبيعي تهران‌ هستند؛ البته در دهه‌هاي گذشته، باغ اناري‌هاي تهران به اين چند باغ محدود نبود. امروزه برخي از اهالي محلات تهران بر اين باور هستند که نام محله آنها برگرفته از نام انار است؛ مثلا برخي از اهالي نارمک مي‌گويند که اين نام در اصل انارمک بوده و رفته‌رفته به نارمک تبديل شده يا شماري از اهالي محله وصفنارد نيز معتقدند وصفنارد در گذشته از نامي که انار نيز در آن بوده، به اين نام تبديل شده است اما اين تفسير از نام محله‌ها، نياز به پژوهش‌هاي بيش‌تري دارد. به هر حال، در ايام پاييز، يکي از ميوه‌هاي پرمشتري، انار بود. جعفر شهري دراين‌باره مي‌نويسد: «انار ازجمله خوردني‌هاي مورد علاقه مردم بود، خاصه به‌خاطر قيمت نازل آن در چارکي (معادل 750 گرم) دو، سه شاهي و فراواني بي‌حد آن که در فصل خود در سر هر کوي و برزن، تل‌ها و پشته‌هايي از آن روي هم انباشته شده فروشنده‌اش با دادزدن‌هاي: آي انار شيرين، انار ملسه، ساوه‌اي دارم انار... مشتري مي‌طلبيد و هر رهگذر دستمال، جيب و دامني از آن گرفته، براي خوردن برده يا به خانه مي‌کشيد.»
طرشت نيز از گذشته‌هاي دور داراي باغ‌هاي ميوه فراواني بود اما امروزه متأسفانه، بسياري از اين باغ‌ها در بلبشوي ساختمان‌سازي تهران از بين رفته است. يکي از معروف‌ترين ميوه‌هاي طرشتي‌ها، توت بود. طرشتي‌ها از توت نوعي نان مخصوص طرشت درست مي‌کردند که توتک خوانده مي‌شد و در بين تهراني‌ها بسيار طرفدار داشت و به‌نوعي سوغات طرشتي‌ها به‌حساب مي‌آمد. طرشت در گذشته، بسيار وسيع‌تر از امروز بود و اراضي شهرک ژاندارمري و محله‌هاي اطراف خيابان ستارخان، همگي از اراضي طرشت بودند. اراضي شهرک ژاندارمري در گذشته به‌صورت تپه‌ماهورهايي بود که هيچ‌گونه کشتي در آنجا صورت نمي‌گرفت و برخي گياهان وحشي خودرو در آنجا رشد مي‌کردند. يکي از اين گياهان، کتيرا بود که استفاده‌هاي پزشکي فراواني داشت. از ديگر روستاهاي معروف تهران، دولاب بود. دولاب که امروزه يکي از محلات منطقه «14» است، در گذشته بخش گسترده‌اي از زمين‌هاي اين منطقه را دربرمي‌گرفت. همچنان که طرشت و کن، تأمين بخش زيادي از ميوه پايتخت را برعهده داشتند، دولاب نيز بخش زيادي از صيفي پايتخت را تأمين مي‌کرد. در اين ميان، خيار دولاب از بهترين خيارها و عطر و طعم آن بين تهراني‌ها بسيار معروف بود. کاسب‌هاي دوره‌گرد و طواف‌هايي که در کوچه و خيابان‌ها مي‌گشتند و بارشان خيار دولاب بود، آن را اين‌گونه معرفي مي‌کردند: «صبح چيده دارم خيار / سبزه دولابي دارم خيار» يا «گل به سر دارم خيار / سنبل به سر دارم خيار»؛ خيارهاي جاليزي، گل زردرنگ زيبايي روي سرشان داشتند. 
البته اين‌گونه جملات موزون درباره ساير ميوه‌ها هم کاربرد داشت. مثلا ميوه‌هاي مشهدي به‌ويژه خربزه خراسان را شايد به اين دليل نيز که زردرنگ بود، اين‌گونه معرفي مي‌کردند: «آب گنبد طلا خورده» يا گلابي کرج را مي‌گفتند: «گردن‌کجِ گلابي، مالِ کرجِ گلابي»، گاهي به طنز به مقدس‌مآب‌ها نيز مانند مي‌کردند که از فروتني، گردنشان را به سمتي کج کرده‌اند. 
روستاي وصفنارد نيز در گذشته، داراي زمين‌هاي کشاورزي گسترده‌اي بود که امروزه همه اين زمين‌ها، جاي خود را به ساختمان‌هاي محله شهرک ولي‌عصر(عج) منطقه 18 داده و خود يکي از محلات منطقه 17 شده است. وصفنارد نيز در گذشته به توليد محصول گوجه و باميه‌اش معروف بود. کاشت باميه، بسيار کار پرزحمتي بود و وصفنارد شايد تنها جايي در اطراف تهران بوده که در آن باميه مي‌کاشتند. درباره نام وصفنارد هم آنچه بيشتر از همه مقبول است، اينکه در گذشته در اينجا درخت نارون فراوان وجود داشت و وصف نارون‌هايش معروف بود. کم‌کم اين روستا به وصفنارد معروف شد. در گذشته، درخت نارون زيبا و بزرگي روبه‌روي مسجد اعظم وصفنارد قرار داشت که محل تجمع اهالي بود ولي اين درخت هم به سرنوشت بسياري از چنارهاي تهران گرفتار آمد و از بين رفت. علاوه بر اين، درختان نارون ديگري نيز در امامزاده زيد(ع) وصفنارد قرار داشت. 
پونک و دره‌هاي اطراف آن نيز محل رويش پونه بود و به همين علت، اين روستا به پونک معروف شد. امروزه کوچه‌هاي پونه که بافت قديم روستاهاي پونک بودند، در محله پونک هنوز باقي است. مي‌گويند که سيدضياءالدين طباطبايي نيز در قلعه سيادت‌آباد (در محدوده سعادت‌آباد امروزي) به کشت نعنا مي‌پرداخت و از مهمانان خود که اغلب از رجال سياست بودند با چاي پونه پذيرايي مي‌کرد؛ ازاين‌رو، به سيدنعنا هم معروف بود. فرحزاد از گذشته در کانون توجه تهراني‌ها بود زيرا براي رفتن به امامزاده داود(ع) بايد از اين روستا عبور مي‌کردند. تهراني‌ها معمولا بعد از رسيدن به فرحزاد، در باغ‌هاي آنجا استراحتي مي‌کردند و سپس به سمت امامزاده به راه مي‌افتادند. بعد از گذشتن از خود فرحزاد به ابتداي جاده امامزاده داود(ع) مي‌رسيدند. 
اولين مکاني که در اين جاده قرار داشت، محلي به نام يونجه‌زار بود. اينجا محل کاشت يونجه بود. بعدها که براي حمل‌و‌نقل زائران، ماشين جاي قاطر و الاغ را گرفت چون يکي از ايستگاه‌هاي اين ماشين‌ها اينجا بود، به ماشين يونجه‌زاري معروف شدند. روستاهاي قصران قديم و شميران امروز نيز محصولات فراواني داشتند اما از همه معروف‌تر «سيب شمروني» بين اهالي تهران معروفيت داشت. اين سيب در شکل و مزه با سيب‌هاي معمولي تفاوت داشت. سيب گلاب هم از گلاب دره شميران به‌دست مي‌آمد و آن هم در عطر و طعم ممتاز بود. علاوه بر اين، در برخي از نقاط شميران نيز محصولات خاصي کشت مي‌شد؛ مثلا نزديکي دارآباد منطقه‌اي وجود داشت که به باقالي‌زار معروف بود و در آنجا باقالي به‌عمل مي‌آمد. قديمي‌هاي دارآباد هنوز هم آنجا را به نام باقالي‌زار مي‌شناسند. زالزالک ونک نيز از گذشته در بين تهراني‌ها معروف بود. دوره‌گردها و طواف‌ها با نواي «زالکه زالزالکه / رستم زال زالزالکه / مال باغ ونکه» به مشتري‌يابي مي‌پرداختند؛ البته ونک در گذشته‌هاي دور پر بود از درختان ون به‌همين‌خاطر به ونک معروف شد. زعفرانيه نيز از ديگر روستاهاي شميران بود. گفته مي‌شود يکي از دلايل شهرت‌يافتن اينجا به زعفرانيه اين بود که در اين روستا، مقداري زعفران کاشتند که به عمل آمد. از آن به بعد، اينجا به زعفرانيه معروف شد. در حدود غربي منطقه «22» امروزي که محله و ساختماني وجود ندارد نيز محدوده‌اي وجود دارد که به ازگيل‌دره معروف بوده و هست. همين‌طور که از نام اين محل پيداست، در اينجا ميوه ازگيل که ميوه‌اي جنگلي بوده و مزه‌اي ترش و شيرين دارد، به عمل مي‌آمده است. فصل رسيدن اين ميوه، اواخر فصل پاييز است. همچنين در همين منطقه در شمال بزرگراه شهيد همت، باغ و اراضي قلهک‌دره قرار گرفته که در گذشته، از زمين‌هاي کن محسوب مي‌شد. در دهه 20، کسي به نام مهندس احيايي براي اولين‌بار در ايران در اين باغ دست به پرورش قارچ خوراکي زد. به اين منظور، او غارهايي را در دل کوه‌هاي شمال باغ کند و در همان‌جا، قارچ پرورش داد. اولين مشتري‌هاي او نيز رستوران‌هاي شهر تهران بودند. اين باغ امروزه به تالار پذيرايي جشن‌ها و مراسم عروسي تبديل شده است. به هر تقدير، گذشت زمان، تهران را از باغ خالي کرد. با انتخاب شهر تهران به پايتختي در دوره قاجار، کم‌کم جمعيت شهر افزايش يافت و تمام باغ‌هاي آن رفته‌رفته به مناطق مسکوني و خانه‌باغ‌هاي رجال تبديل شد. افزايش جمعيت، کمبود آب را نيز به دنبال داشت و همين سبب شد که ديگر تهران باغ ميوه‌اي به آن معنا نداشته باشد. اکنون روستاها و شهرهاي اطراف تهران و مناطق دوردست کار تهيه و تدارک ميوه و تره‌بار تهران را انجام مي‌دادند. 
در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي شايد بيشتر از دو، سه دکان ميوه‌فروشي و آن هم در محلات اعيان‌نشين تهران وجود نداشت. فروش ميوه و سبزيجات را کاسب‌هاي دوره‌گرد و طواف‌ها و همچنين بساطي‌ها در دست داشتند. اين افراد معمولا صبح خيلي زود به ميادين ميوه و تره‌بار تهران که در هر دوره در جايي بود، مي‌رفتند و به تناسب فصل سال، ميوه‌ها را بار الاغ کرده، در کوچه‌ها و خيابان گشته يا بساط کرده و با سرودن شعرها و آواهاي هنرمندانه که نوعي اطلاع‌رساني به اهالي خانه نيز بود تا بدانند که او چه ميوه‌اي مي‌فروشد، به فروش بار خود مي‌پرداختند. همه آنچه گفته شد بر اين نکته تأکيد دارند که تهراني‌ها احترام ويژه‌اي براي طبيعت قائل بوده‌اند. تهران قديم با همه محله‌ها و روستاهايش که ديگر بخشي از تهران شده‌اند، هر يک شاهد گياه، درخت و ميوه‌اي مخصوص بوده‌اند؛ از اين رو، امروزه نيز بايد به اين نکته دقت داشت. حال که توسعه فضاي سبز از اهداف اصلي مديريت شهري است، جا دارد اين فعاليت‌ها مطابق با روح سبز تهران قديم باشد. ضروري است هويت طبيعي تهران در برنامه‌ها و تصميم‌گيري‌هاي مديران شهر همچون يک اصل مدنظر قرار گيرد و مناطق مختلف، ميوه‌ها، درختان، سبزيجات و گياهاني را ببينند که پدرانشان در گذشته آنها را کشت مي‌کرده‌اند و زندگي‌شان آميخته به عطر و طعم آنها بوده است. 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.