کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
چرا دوباره روحاني؟
نارسايي‌ها را صادقانه بگوييد
نامزدها قول دهند نگاهشان به ملت است
انتقاد از برخوردهای سخت با نشریات دانشجویی
دورريز 30 درصد از مواد غذايي در ايران
دوران شعارهای پوچ، پایان یافته است
افزايش 20 برابري کارگزاري‌هاي بانک‌هاي ايراني در خارج از کشور
انتخابات در مزايده
۴۰۰ هزار کارگر ساختماني در دولت يازدهم بيمه شدند
رتبه شاخص تجارت ايران در سال 2017 ارتقا يافت
تصويب طرح از يارانه تا کارانه در شوراي‌عالي اشتغال
ترامپ تحريم‌ها را تعليق نکند، نقض صريح برجام است
گفت‌وگوي تمدن‌ها، راه مقابله با تهدیدهای جهانی
اردوغان پيروزي ما را دزديد
آيا برجام ديگري در انتظار منطقه است؟
مکرون، جوان شگفتی‌ساز
شام آخر آمريکا و روسيه در سوريه
کلاس درس پای تلویزیون
آنها فقط17 سال دارند
گذر از «فرق» و «فقر» خواسته اصلي معلمان است
کافه‌نشيني افسرده‌حالان
يادگارهاي يک عُمر نافرجام
تا وقتي قلبي بتپد
نيمه يک خورشيد طلايي
پرستش: از بچگي شبيه مسي بودم
جمشيد «نه» گفت
آزمون سومين گلزن برتر مسابقات انتخابي جام‌جهاني 2018
چرا برد 5 بر يک الوحده در مقابل الريان عجيب نيست؟
پیروزی بر الوحده؛ اميدواري به تباني نکردن رقبا
پيغام اسکورسيزي و امير نادري براي تولد کيارستمي
«خانه خدا» را شفاف ببينيد
نقي سيف‌جمالي درگذشت
آثار بهمن محصص و منير فرمانفرماييان، آثار گرانقيمت حراجي لندن
هيچ کاري نکردن بهتر است
فرمان بازنگري در قانون اساسي صادر شد
عمليات نظامي آمريکا در صحراي طبس‌ شکست خورد
چرا تهران پايتخت شد؟
آقاجري: فيلم آرشيو يک طرف را باز کرده است
چاقی
تخت‌گاز نواصول‌گرايان
فروختن تراکم، فروش حق مردم است
مردم در انتخابات شوراها از قوم‌گرايي پرهيز کنند
بلندمرتبه‌سازي در حريم گسل‌ها، ممنوع
تغییر با سرعت غیرمجاز
رد درخواست حکم حکومتي
گرايش سياسي، حقوق افراد را نقض نمي‌کند
ترکيه کردها را نديد اما ايران هميشه پاي آنها ايستاد
رامين رضاييان استقلالي مي‌شود؟
سوشا نه، آقاي اعتماد‌به‌نفس
لذتِ پس‌گرفتنِ صدرِ جدول در آسيا
بند بازی خطرناک برانکو در مسقط؛ صعود یا سقوط
در غياب ناصر تقوايي، «ناخدا خورشيد» جان گرفت
سامان مقدم سريال تاريخي مي‌سازد
انتشار اولين عکس «مأموريت غيرممکن۶»
ريزش ناگزير
احياي «وزارت بازرگاني» وارد فاز بررسي کارشناسي شد
35 بانک، شرکت و مؤسسه مالي اروپايي در راه تهران
نقاشی‌ها به یاری کودکان سرطانی رفتند
مي‌دانيد نصف مردم اين دنيا عاشق هستند؟
بلند کردن چند هندوانه با موبايل
گذر از «فرق» و «فقر» خواسته اصلي معلمان است
ترکيه کردها را نديد اما ايران هميشه پاي آنها ايستاد
آقاجري: فيلم آرشيو يک طرف را باز کرده است
پرستش: از بچگي شبيه مسي بودم
تخت‌گاز نواصول‌گرايان
ريزش ناگزير
سوشا نه، آقاي اعتماد‌به‌نفس
رد درخواست حکم حکومتي
فروختن تراکم، فروش حق مردم است
برون‌سپاري «خانه‌هاي امن» در دستور کار بهزيستي است
مرسي مسيو بوبن
بلند کردن چند هندوانه با موبايل
دل اردوغان برای احمدی‌نژاد تنگ شده است
بند بازی خطرناک برانکو در مسقط؛ صعود یا سقوط
پسري با پيپ، سونات مهتاب مي‌نوازد
وقتی عمو سبزی‌فروش اولین سرود ملی شد
کافه‌نشيني افسرده‌حالان
آواز کوچه‌باغي يا بيات تهران
گرايش سياسي، حقوق افراد را نقض نمي‌کند
شام آخر آمريکا و روسيه در سوريه
۱۱ نفري که براي اليزه جنگیدند
دورريز 30 درصد از مواد غذايي در ايران
انتخابات فرانسه در سايه تلاطمات امنيتي- سياسي
افزایش دستمزدها، تورم را جا گذاشت
مردم در انتخابات شوراها از قوم‌گرايي پرهيز کنند
چرا برد 5 بر يک الوحده در مقابل الريان عجيب نيست؟
چرا تهران پايتخت شد؟
تغییر با سرعت غیرمجاز
لذتِ پس‌گرفتنِ صدرِ جدول در آسيا
انتشار اولين عکس «مأموريت غيرممکن۶»
35 بانک، شرکت و مؤسسه مالي اروپايي در راه تهران
رامين رضاييان استقلالي مي‌شود؟
مرگ پای خانه‌های اصفهان نشسته است
افزايش 20 برابري کارگزاري‌هاي بانک‌هاي ايراني در خارج از کشور
نيمه يک خورشيد طلايي
چرا دوباره روحاني؟
پیروزی بر الوحده؛ اميدواري به تباني نکردن رقبا
نگاره
آن روزها، رادیو با نفت روشن می‌شد
سامان مقدم سريال تاريخي مي‌سازد
گفت‌وگوي تمدن‌ها، راه مقابله با تهدیدهای جهانی
کلاس درس پای تلویزیون
تا وقتي قلبي بتپد
در غياب ناصر تقوايي، «ناخدا خورشيد» جان گرفت
اعتماد به معلمان، لازمه اجرايي‌شدن مدرسه‌محوري
قتل 2 ميليوني
«حرف مفت زدن» ممنوع
مي‌دانيد نصف مردم اين دنيا عاشق هستند؟
دوران شعارهای پوچ، پایان یافته است
انتقاد از برخوردهای سخت با نشریات دانشجویی
هيچ کاري نکردن بهتر است
چرا عمارت، کلاه‌فرنگي نام گرفت؟
توليد صنعتي ايران 5 درصد از رکورد تاريخي بيشتر است
بلندمرتبه‌سازي در حريم گسل‌ها، ممنوع
احياي «وزارت بازرگاني» وارد فاز بررسي کارشناسي شد
ترامپ تحريم‌ها را تعليق نکند، نقض صريح برجام است
تصويب طرح از يارانه تا کارانه در شوراي‌عالي اشتغال
رتبه شاخص تجارت ايران در سال 2017 ارتقا يافت
مکرون، جوان شگفتی‌ساز
نقاشی‌ها به یاری کودکان سرطانی رفتند
شناسه خبر: 63650 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۶/۱/۳۱ - 01:00
اين مرد عامل بحران گروگان‌گيري سفارت آمريکا بود؟
مرگ راکفلر؛ بانکداري که شاه را به آمريکا برد

اين مرد عامل بحران گروگان‌گيري سفارت آمريکا بود؟

 نويسنده: رابرت پري، ترجمه: سامان صفرزائي: مرگ ديويد راکفلر، حرارت و ستايش بسياري به همراه داشت اما هيچ يادي از نقش مرموز او در بحران گروگان‌گيري سال ۱۹۸۰ که غرق‌شدن پرزيدنت جيمي کارتر در انتخابات رياست‌جمهوري را به همراه داشت، به ميان نيامد. 
۲۳ مارس سال ۱۹۷۹، اواخر يک عصر جمعه، ديويد راکفلر، رئيس بانک چيس منهتن و دستيار قديمي‌اش، جوزف وارنر ريد، وارد خانه‌اي در محله گرانقيمت  بيکمن در بخش شرقي نيويورک شدند. در آنجا با زني ريزجثه، پرحرارت و عميقا مضطرب ملاقات کردند، آنها به چشم ديده بودند زندگي اين زن چطور در دو ماه اخير زير و زبر شده است. 
شاهزاده‌خانم ايراني، اشرف، خواهر دوقلوي شاه، در حکومت ايران که از قديم‌الايام قدرت اعمال نفوذ عظيمي در پشت پرده سياست کشور کهن پارس در اختيار داشت، حالا در تبعيد- البته تبعيدي مجلل- به سر مي‌برد. از آنجا که نيروهاي انقلابی حالا حکومت در سرزمين مادري وي را در اختيار داشتند، اشرف همچنين با گرفتاري برادر بيمارش، شاه ساقط‌شده ايران که ابتدا به مصر و بعد مراکش گريخته بود، دست و پنجه نرم مي‌کرد. 
اينک اشرف خواستار کمک مردي بود که رياست يکي از بانک‌هاي اصلي ايالات‌متحده را بر عهده داشت؛ مردي که براي يک ربع قرن به‌عنوان بانکدار شاه خدمات شاياني ارائه داده بود و ميلياردها دلار از اموال ايران را در اختيار داشت. پيغام اشرف صريح بود. درخواست وي از راکفلر اين بود که نزد جيمي کارتر پادرمياني کند و از او بخواهد درباره تصميمش عليه اعطاي پناهندگي به شاه در ايالات‌متحده تجديدنظر کند. 
«اشرف پريشان‌خاطر است و گوشزد مي‌کند که به برادرش ضرب‌الاجلي يک‌هفته‌اي براي ترک محل اقامت فعلي‌اش- مراکش- داده شده است. برادرم ديگر هيچ‌جايي براي رفتن ندارد. ملتمسانه مي‌گويد: و کسي نمانده که به او پناه برد» (رجوع کنيد به خاطرات ديويد راکفلر.) 
تجديدنظرخواهي رد مي‌شود
کارتر دربرابر تجديدنظر براي صدور مجوز به شاه براي ورود به ايالات‌متحده مقاومت مي‌کرد. وي از آن هراس داشت که پذيرفتن شاه، پرسنل سفارت ايالات‌متحده در تهران و ديگر منافع اين کشور را به خطر اندازد. اواسط فوريه سال ۱۹۷۹، دانشجویان ايراني به داخل سفارت هجوم برده و تا پيش از مداخله حکومت براي رهايي کارکنان سفارت، مدت کوتاهي آنها را به گروگان گرفته بودند. 
کارتر از تکرار اين بحران در وحشت بود. همين حالا نيز ايالات‌متحده به خاطر تاريخچه دخالت‌هاي سي‌آي‌اي در امور ايران به‌شدت نزد (رهبران) انقلاب اسلامي بدنام بود. آژانس جاسوسي ايالات‌متحده به سازماندهي سرنگوني دولت ملي و منتخب ايران در سال ۱۹۵۳ و بازگرداندن تاج و تخت به شاه و خاندان پهلوي ياري رسانده بود. در ربع قرن پس از آن، ازطريق قدرت قهريه پليس مخفي خود با عنوان ساواک، مخالفانش را مهار کرده بود. 
با قدرت‌گيري انقلاب اسلامي در ژانويه ۱۹۷۹، نيروهاي امنيتي شاه ديگر نمي‌توانستند نظم را در دست گيرند. شاه که از سرطاني مرگبار رنج مي‌برد، قدري از خاک ايران را برداشت، سوار بر جت خود شد، پشت فرمان نشست و هواپيما را به سمت مصر راند. 
چند روز پس از آن آيت‌الله روح‌الله خميني، رهبر مذهبي زاهدي که به دستور شاه در تبعيد به سر مي‌برد، با استقبال باشکوه جمعيتي که تا يک ميليون نفر تخمين زده مي‌شد و شعار «مرگ بر شاه» سر مي‌دادند، به کشور بازگشت. حکومت تازه ايران، خواستار بازگشت شاه به کشور براي محاکمه به خاطر جناياتش عليه حقوق بشر و بازگرداندن اموالي شد که در چندين حساب بانکي خارج از کشور ذخيره کرده بود. 
حاکميت ايران همچنين از بانک چيس منهتن مي‌خواست تا اموال ايران را بازگرداند. راکفلر در سال ۱۹۷۸ بيش از یک ميليارد دلار از دارايي‌هاي ايران را در بانک خود گذاشته بود، هر چند بعضي‌ها تخمين مي‌زنند رقمي بسيار بالاتر از اين بوده است. خروج پول‌ها از بانک مي‌توانست بحران نقدينگي براي اين بانک رقم بزند که همين حالا نيز با مشکلات مالي دست و پنجه نرم مي‌کرد. 
بر اساس خاطرات راکفلر، درخواست اشرف براي تجديدنظر، وي را در موقعيتي قرار داد که با اغماض آن را «دشوار» توصيف مي‌کند: «هيچ‌چيز در روابط پيشين من با شاه وجود نداشت که در من تعهدي عميقی نسبت به وي پديد آورد.» وارث دارايي‌هاي نفتي و بانکي خاندان راکفلر که روزگار آزگاري مفتخر به ايستادن در بالاترين سطح مالي و سياست عمومي بود، مي‌نويسد: «او هرگز رفيق من نبود تا من به او دين شخصي داشته باشم و غير‌از آن رابطه او با بانک از آن نوع نبود که خطرکردن من به خاطر وي را توجيه کند. درحقيقت، ممکن بود در صورتي که مقامات ايراني ملتفت مي‌شدند که من کمک شاياني به شاه و خانواده‌اش کرده‌ام، عواقبي جدي در ميان باشد.»
چند ساعت بعد در ۲۳ مارس، راکفلر پس از ترک خانه اشرف، شام را با هپي راکفلر، بيوه برادرش نلسون که دو ماه پيش فوت کرده بود، صرف کرد. هنري کيسينجر، وزيرخارجه پيشين که روابط دور و درازي با خاندان راکفلر داشت نيز بر سر ميز شام حاضر بود. وقتي بحث گرفتاري‌هاي شاه پيش آمد، هپي راکفلر از روابط نزديک شوهرش با شاه سخن گفت، ازجمله اينکه آنها، هپي و نلسون، در تهران پيش شاه بوده‌اند. هپي مي‌گويد وقتي نلسون دريافت که شاه مجبور به ترک ايران است، پيشنهاد داد خانه‌اي جديد براي شاه در ايالات‌متحده در نظر گرفته شود. 
مکالمه سر ميز شام باعث شد که حضار دريابند پشت‌کردن کارتر به يکي از متحدان سرشناس ايالات‌متحده، چه سابقه خطرناکي خواهد شد. چه پيام بزدلانه‌اي قرار بود به ديگر رهبران حامي ايالات‌متحده در خاورميانه ارسال شود؟ 
کشتي هلندي سرگردان
شام آن شب همچنين به تشکيل کارزاري علني به رهبري راکفلر- در کنار کيسينجر و جان مک‌کلوي، رئيس سابق بانک چيس منهتن- بدل شد تا خانه‌اي مناسب براي تبعيد شاه پيدا کنند. کشور به کشور درهاي خود را به روي شاه که بدل به اديسه‌اي در حال خفت شده بود، مي‌بستند. کيسينجر وي را «هلندي سرگردان» زمانه مدرن مي‌خواند که در جست‌وجوي لنگرگاهي امن است. 
راکفلر دستيار خود، جوزف ريد را مأمور کرد «تا به هر طريقي ممکن است به شاه کمک کند»، ازجمله به‌عنوان رابط شاه با دولت ايالات متحده. مک‌کلوي از مردان به اصطلاح فرزانه عصر پساجنگ جهاني به‌عنوان نماينده چيس منهتن با ميلبانک، توئيد و هالدي کار مي‌کرد. يکي از وظايف وي، تدوين استراتژي مالي براي دفع تلاش‌هاي ايران براي خارج‌کردن دارايي‌هايش از بانک بود. 
همچنين آن زمان که موقعيتش دست داد، راکفلر شخصا موضوع شاه را با کارتر در ميان گذاشت. ۹ آوريل ۱۹۷۹ در پايان جلسه‌اي در دفتر بيضي‌شکل (دفتر رسمي رئيس‌جمهوري ايالات متحده)، راکفلر يادداشتي يک‌صفحه‌اي به دست کارتر داد که نظرات بسياري از رهبران کشورهاي خارجي را که از اقدامات سياست خارجي ايالات متحده، از جمله رفتار کارتر در قبال شاه مکدر بودند، توصيف مي‌کرد: «تقريبا بدون استثنا، سران دولت‌ها و باقي رهبران دنيا که با آنها ملاقات کردم، درباره سياست خارجي ايالات‌متحده که به باور آنها پرنوسان و فاقد رويکرد جهاني قابل درک بود، ابراز نگراني کردند.» در يادداشت راکفلر آمده است: «آنها پرسش‌هايي در باب قابل اتکا‌بودن ايالات‌متحده به‌عنوان يک دوست دارند.» کارتر که به خشم آمده بود، ناگهان پايان جلسه را اعلام کرد.
پناهگاه‌هاي موقت
باوجود فشارها از مراکز صاحب‌نفوذ، کارتر کماکان از تجديدنظر درباره اجازه به شاه براي ورود به ايالات‌متحده خودداري مي‌کرد. از‌همين‌رو، دوستان بانفوذ شاه به جست‌وجوي اقامتگاه‌هاي جايگزين برآمدند و از ديگر کشورها مي‌خواستند تا به حکمران سابق ايران سرپناهي دهند. سر آخر هماهنگي‌ها ختم به اين شد که شاه به باهاما سفر کند و بعد مکزيک. 
«با استقرار امن و امان شاه در مکزيک، من اميد داشتم که نياز به مداخله مستقيم من از طرف شاه پايان يافته باشد.» راکفلر در خاطراتش مي‌نويسد: «هنري (کيسينجر) همچنان علنا از دولت کارتر به‌دليل کليت مديريتش در قبال بحران ايران و ديگر جوانب سياست خارجي‌اش انتقاد مي‌کرد و جک مک‌کلوي نيز سايروس ونس (وزير خارجه ايالات متحده) را با نامه‌هايي براي درخواست پذيرفتن شاه در ايالات‌متحده بمباران کرده بود.»
هنگامي که وضعيت پزشکي شاه در ماه اکتبر رو به وخامت گذاشت، کارتر نرم شد و اجازه داد شاه براي درمان اورژانسي به نيويورک سفر کند. جوزف ريد، دستيار راکفلر که از تغيير نظر کارتر سر از پا نمي‌شناخت، در يادداشتي مي‌نويسد: «مأموريت غيرممکن ما به اتمام رسيد. صداي تحسين من چون غرش طوفان است.»
وقتي شاه در ۲۳ اکتبر ۱۹۷۹ وارد نيويورک شد، ريد وي را با اسم مستعار «ديويد نيوسام» در بيمارستان نيويورک بستري کرد، نوعي بازي با نام معاون وزير امورخارجه در امور سياسي به نام «ديويد نيوسام.» 
بحران سفارت
ورود شاه به نيويورک، منجر به از سرگيري درخواست‌ها از جانب حکومت جديد ايران براي بازگرداندن شاه و محاکمه وی شد. 
بر اساس مصاحبه‌اي که من چند سال بعد با يکي از دانشجوها انجام دادم، در تهران دانشجوها و برخی دیگر در دانشگاه گردهم آمدند؛ فراخواني از سوي رهبران آنها براي جلسه‌اي که حائزاهميت توصيف شده بود. دانشجويان در کلاس درسي با سه تخته‌سياه بر ديوار جمع شدند. يک سخنران به دانشجويان گفت آنها در آستانه انجام عملياتي با پشتيباني آيت‌الله خميني، رهبر معنوي ايران و رهبر بالفعل حکومت هستند. «آنها گفتند اين کار خطرناکي است و هر کس نمي‌خواهد حضور يابد، مي‌تواند همين الان برود.» منبع ايراني به من گفت: «اما هيچ‌کس نرفت، سپس به سمت تخته‌سياه رفتند. سه ساختمان روي تخته‌سياه‌ها کشيده شده بود. آنها ساختمان‌هاي سفارت ايالات‌متحده بودند.»
منبع ايراني به من گفت، هدف اين يورش پرسنل سفارتخانه نبودند، بلکه اسناد جاسوسي در سفارتخانه بود: «ما اعتقاد داشتيم دولت ايالات‌متحده مشغول پيش‌بردن امور داخلي ايران است و مي‌خواستيم اين را ثابت کنيم.» او مي‌گويد: «فکر مي‌کرديم اگر بتوانيم وارد سفارت شويم، مي‌توانيم به اسنادي که اين موضوع را ثابت مي‌کند، برسيم. ما به گروگان‌گيري فکر نکرده بوديم. همه به سفارت رفتيم. سيم‌چين داشتيم تا فنس‌ها را قطع کنيم و از بالاي فنس‌ها بالا رفتيم. انتظار مقاومت بيشتري داشتيم؛ وقتي داخل شديم، ديديم آمريکايي‌ها در حال فرار هستند و تعقيبشان کرديم.»
تفنگداران دريايي در اقدامي بيهوده براي کنترل جمعيت، گاز اشک‌آور شليک کردند اما براي اجتناب از خونريزي از شليک گلوله حذر کردند. باقي پرسنل سفارتخانه با عجله اسناد محرمانه را در کاغذ خردکن انداختند، هر چند فرصت کافي براي نابودي بسياري از کاغذهاي سري وجود نداشت. دانشجويان شبه‌نظامي ديدند که نه‌تنها کنترل سفارت و صدها تلگرام حساس، بلکه ده‌ها گروگان آمريکايي را نيز در اختيار دارند. بحراني بين‌المللي به راه افتاده بود، لولايي که درهاي غيرمنتظره‌اي به روي تاريخ ايران و آمريکا باز مي‌کرد. 
محفظه پنهان
ديويد راکفلر منکر اين است که تلاش‌هاي کارزار او براي ورود شاه به ايالات‌متحده منجر به بروز بحران (تسخير سفارت) شده است، او استدلال مي‌کند صرفا خلئي را پر کرده است که دولت کارتر با خودداري از انجام کار درست، آن را ايجاد کرده بود. 
«باوجود اصرار روزنامه‌نگاران و تاريخ‌نگاران تجديدنظرطلب، هرگز کارزار راکفلر - کيسينجر در پشت صحنه براي ايجاد فشار بي‌وقفه بر دولت کارتر براي ورود شاه به ايالات‌متحده بي‌توجه به عواقب آن وجود نداشت.» راکفلر در خاطراتش مي‌نويسد: «درحقيقت، دقيق‌تر آن است که بگوييم ما جانشين ناخواسته دولتي بوديم که در پذيرش کامل مسئوليت‌هاي خود ناکام مانده بود.»
اما درون بحران گروگان‌گيري ايران، محفظه‌هايي پنهان وجود داشت و گروه‌هاي بانفوذ در سراسر دنيا به شيوه‌اي که گمان مي‌کردند به نفع منافع شخصي يا ملي‌شان است، عمل مي‌کردند. 
راکفلر يکي از چندين مرد قدرتمندي بود که احساس مي‌کرد که سزاوار است جيمي کارتر از کار کنار رود. با آغاز بحران گروگان‌گيري، شمارش معکوس ۳۶۵ روزه تا انتخابات سال ۱۹۸۰ آغاز شد. هر چند کارتر از مخمصه‌اي که گرفتارش بود، چندان مطلع نبود اما با ائتلافي قدرتمند از دشمنان در داخل و خارج از ايالات‌متحده مواجه بود. 
بچه‌هاي قديم سي‌آي‌اي
وقتي بحران گروگان‌گيري در هفته‌ها و ماه‌هاي نخست حل‌وفصل نشد، توجه خيلي از افراد قديم سي‌آي‌اي که از اوضاع ناراضي بودند، به سمت تحقير آمريکايي‌ها در ايران جلب شد؛ امري که دشواري تحملش براي آنها دوچندان بود زيرا بازگرداندن شاه به تاج‌و‌تخت، درواقع نخستين پيروزي مهم آژانس (سي‌آي‌اي) بود. 
در سال ۱۹۸۰، هنوز شماري از مأموراني که در عمليات ۱۹۵۳ (کودتا عليه مصدق) حضور داشتند، زنده بودند. آرچيبالد روزولت، يکي از بچه‌هاي قديم در بخش ايران بود. وي بعدها بدل به مشاور ديويد راکفلر در بانک چيس منهتن شده بود. مايلس کوپلند از ديگر افرادي بود که به‌عنوان ميانجي در روابط با رهبران عرب، ازجمله جمال عبدالناصر، رئيس‌جمهوري مصر در سي‌آي‌اي خدمت کرده بود. وي در اتوبيوگرافي خود با عنوان «بازيگردان» ادعا مي‌کند که او و هم‌قطارانش در سي‌آي‌اي در مارس ۱۹۸۰ طرح خود براي نجات گروگان‌ها را آماده کرده بودند. 
قربانگاه آرمان‌ها
«خيلي از ما بوديم- خودم، کيسينجر، ديويد راکفلر، آرچي روزولت در سي‌آي‌اي- عميقا بر اين باور بوديم که ما (آمريکايي‌ها) ضعفي نشان داده‌ايم که باعث شده مردم ايران و ديگر جاهاي دنيا به ديده تحقير به ما نگاه کنند.» کوپلند مي‌گويد: «اين حقيقت که ما به عقب رانده شده بوديم و ترس از آيت‌الله خميني که باعث شد يکي از دوستان خود را مأيوس کنيم، به نظر ما هراس‌آور بود. اين از آن چيزهايي بود که دوستان ما را در عربستان سعودي، مصر و ديگر جاها مي‌ترساند.»
هر چند کارتر در مقابل اغواي دوستان شاه که با استدلال بشردوستانه و اينکه شاه بيمار، سزاوار ورود به ايالات‌متحده براي درمان پزشکي است بحث مي‌کردند، نرم شد. کوپلند مي‌گويد: «کارتر، من مي‌گويم که مرد احمقي نبود. کارتر عيب بزرگ‌تري داشت: او مرد اصول‌گرايي بود.»
سرانجام کارتر تصميم گرفت در عملي اخلاقي اجازه دهد شاه براي درمان وارد ايالات‌متحده شود که منجر به نتيجه‌اي شد که کارتر از آن واهمه داشت: تصرف سفارت ايالات متحده. 
دارايي‌هاي مسدود شده
با ادامه بحران گروگان‌گيري، دولت کارتر فشار بر ايران را افزايش داد. در کنار ابتکارات ديپلماتيک، دارايي‌هاي ايران مسدود شد؛ اقدامي که ازقضا به سود ديويد راکفلر و بانک چيس منهتن شد زيرا به ايراني‌ها اجازه نمي‌داد دارايي‌هاي خود را از خزانه بانک بيرون بکشند. 
راکفلر در خاطراتش مي‌نويسد: «حکومت ايران تتمه حساب خود با ما را در نيمه سال ۱۹۷۹ کاهش داده بود، بااين‌حال، آنها تازه به سطح تاريخي ۵۰۰ ميليون دلار رسيده بودند.» راکفلر مي‌نويسد: «تصميم کارتر براي مسدود‌شدن رسمي دارايي‌هاي ايران از موقعيت ما محافظت مي‌کرد، هيچ‌کس در چيس منهتن نقشي در قانع‌کردن دولت براي اعمال اين قانون نداشت.»
ملاقات مخفيانه
مدارکي که از کارزار انتخاباتي ريگان - بوش به دست آمده، از تماس‌هاي نامشخصي ميان گروه راکفلر و (ويليام) کيسي (رئيس ستاد انتخاباتي ريگان و رئيس سي‌آي‌اي از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸) در جريان مذاکرات گروگان‌گيري حکايت دارد. بنا بر سيستم ثبت ورود و خروج‌ها در تاريخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۰ در ستاد مرکزي کمپين ريگان در آرلينگتون ويرجينيا، راکفلر و چندين نفر از دستيارانش که با مسائل ايران سروکار داشتند، نام خود را براي ملاقات با کيسي ثبت کرده‌اند. جوزف ريد که راکفلر وي را به‌عنوان هماهنگ‌کننده سياست ايالات‌متحده در قبال شاه منصوب کرده بود و آرچيبالد روزولت، مأمور سابق سي‌آي‌اي که رخدادهاي خليج‌فارس را براي چيس منهتن رصد مي‌کرد و در طرح نجات گروگان‌ها با کوپلند همکاري کرده بود، ديويد راکفلر را در اين ملاقات همراهي کرده‌اند. چهارمين عضو اين گروه، اون فريزبي، لابي‌گر اصلي راکفلر در واشنگتن بود. 
اوايل دهه ۱۹۹۰، تمام حاضران در جلسه که زنده بودند- راکفلر، ريد و فريزبي- از مصاحبه درباره ملاقات با کيسي سر باز زدند. راکفلر در خاطراتش هيچ اشاره‌اي به اين جلسه نکرده است. 
بنا بر مصاحبه‌اي که با راننده شخصي کيسي انجام داده‌ام، هنري کيسينجر، از شرکاي راکفلر نيز در همين دوران با کيسي، رئيس ستاد ريگان، در تماس مخفيانه قرار داشته است. اين راننده که درخواست کرد اسم واقعي‌اش افشا نشود، مي‌گويد دوبار به منزل کيسينجر در جورج تاون اعزام شد تا وزير امور خارجه سابق را سوار کند و براي ملاقات سري با کيسي به آرلينگتون ويرجينيا بياورد. اين ملاقات در سيستم ثبت ملاقات‌هاي رسمي ثبت نشده است. 
۱۶ سپتامبر، پنج روز پس از ملاقات راکفلر در دفتر کيسي، صادق قطب‌زاده، وزير امور خارجه وقت ايران  علنا به مداخله جمهوري‌خواهان درباره گروگان‌ها اشاره کرد: «ريگان که مورد حمايت کيسينجر و ديگران است، هيچ قصدي براي حل‌وفصل مسئله ندارد.» قطب‌زاده مي‌گويد: «آنها هر آنچه در توان دارند براي بي‌ثمرکردن مذاکرات انجام مي‌دهند.»
در هفته‌هاي منتهي به انتخابات سال ۱۹۸۰، استراق سمع اف‌بي‌آي مدارک ديگري رو مي‌کند که به همکاري راکفلر با دو نفر از مظنونان کليدي معماي سورپرايز اکتبر ربط دارد: سيروس هاشمي، بانکدار ايراني و جان شهين، شريک تجاري قديمي کيسي. 
بنا بر استراق سمع اف‌بي‌آي از دفتر هاشمي در نيويورک در سال ۱۹۸۰، هاشمي و شهين در دسيسه‌چيني‌ها درباره بحران گروگان‌گيري دخيل بوده‌اند و همزمان نقشه‌هاي مبهم مالي مي‌کشيدند. ظاهرا هاشمي به‌عنوان ميانجي پرزيدنت کارتر براي مذاکرات سري با مقامات ايراني براي آزاد‌کردن گروگان‌ها کار مي‌کرد اما معلوم شد که هاشمي براي هر دو طرف کار مي‌کرده و همچنين از طريق شهين، مذاکره‌کننده پشت‌پرده کمپين ريگان - بوش نيز بوده است. کيسي، شهين را از زماني که در زمان جنگ جهاني دوم در دفتر سرويس استراتژيک، سازمان اطلاعاتي پيش از سي‌آي‌اي کار مي‌کردند، مي‌شناخت. 
استراق سمع‌هاي اف‌بي‌آي، همچنين حکايت از اين دارد که هاشمي و شهين در تلاش براي تأسيس بانکي با سرمايه‌هاي فيليپين در کارائيب يا هنگ‌کنگ بوده‌اند. تحقيقات اف‌بي‌آي فاش مي‌کند که اواسط اکتبر ۱۹۸۰، هاشمي «مقادير معتنابهي پول» در يک بانک فيليپينی سپرده‌گذاري کرد و برنامه داشت با نمايندگان فيليپين در اروپا ملاقات کند. 
مذاکرات منجر به توافق شهين با هرمينيو ديسيني، از خويشاوندان ايملدا مارکوس، بانوي اول فيليپين، براي تأسيس شرکت ضمانت و سپرده‌گذاري هنگ‌کنگ شد. ديسيني همچنين سرمايه‌گذار عظيمي براي فرديناند مارکوس رئيس‌جمهوري فيليپين بود. 
۲۰ ميليون دلار به‌عنوان سرمايه اوليه بانک از طريق جين‌ اي. پاتري، وکيل راکفلر در ژنو سوئيس منتقل شد اما بر‌اساس مصاحبه‌هايي که با دو نفر از شرکاي شهين انجام دادم، منبع اصلي شاهزاده اشرف، خواهر دوقلوي شاه بود. 
قرارداد بانکي که سيروس هاشمي و شهين ماه‌ها بر سر آن بحث کرده بودند، دو روز پس از اداي سوگند ريگان نهايي شد. ۲۲ ژانويه سال ۱۹۸۱ شهين، بانک ضمانت و سپرده‌گذاري هنگ‌کنگ را با سرمايه ۲۰ ميليون دلاري از طريق جين پاتري، وکيل مرتبط با راکفلر در ژنو که به جاي اشرف وارد شده بود، افتتاح کرد. 
اوايل دولت ريگان- بوش، جوزف ريد، دستيار ديويد راکفلر به‌عنوان سفير جديد ايالات‌متحده در مراکش منصوب شد. پيش از آنکه براي در دست گرفتن پست خود ايالات‌متحده را ترک کند، به دفتر سي‌آي‌اي رفت و با رئيس جديد آن، ويليام کيسي ديدار کرد. 

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.