اپلیکیشین وقایع کانال تلگرام روزنامه ونافار
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
صداي همه طيف‌ها را مي‌شنوم
توانايي فردو براي ازسرگيري غني‌سازي ۲۰ درصدي
توجه به انسان‌ها در شهرها مهم‌تر از ساخت پل و خيابان است
«راهنماي چپ زدن و گردش به راست»
مسائل شخصي افراد و موضوع حصر به مجمع تشخيص ارتباطي ندارد
ديپلماسي اقتصادی، ابزار تازه سياست خارجي
جوانگرايي نياز امروز اصلاح‌طلبان
پارازيت مجلس بر آزادي رسانه‌ها
مقصر رسانه‌ها نيستند
رد پاي انگليس در تمامي تحولات منطقه مشهود است
پایان شورا با سلفی‌های جدیدی
پيراهن شماره 10 مي‌رسد به سامان قدوس
قلب کشتي وسط تشک گرفت
بدون طلا ولي سربلند
يکساله 15 درصد؛ کوتاه‌مدت 10 درصد
نگاره
ترجمه علم نيست، عمل است
نقاشي‌ روي ديوار ترامپ
مثل اين است که در خلأ زندگي کني
خوانندگان دهه ۷۰ در تهران کنسرت مي‌دهند
عوايد فروش آلبوم براي حفاظت از يوز ايراني
اجراي قطعه قسمت نهم بدون محسن چاوشي
غافلگيريِ «همه مي‌دانند»
اعتراض کارگران «برهم زننده نظم عمومي» نبود
رنج نخواهيم برد؛ استفاده مي‌کنيم
اراده‌اي از سوي بنياد مستضعفان و وزارت راه وجود نداشت
قصور پزشکي شده پسرم قاتل نيست
شهردار جديد نصف جهان معرفي شد
آتش در باشت زبانه کشید
سفرهاي تاريخي وزيرنظام
بررسي سفرهاي مظفرالدين‌شاه به اروپا
سفرهاي ناصرالدين‌شاه به اروپا
کشمکش 4ساله ایران و عثمانی
گفت‌و‌گوی ميرزاتقي‌خان با فرنگیان
حج بزرگ‌ترين ظرفيت انساني و اسلامي براي حل مشکلات جهان اسلام است
قدر دلبستگي مردم به نظام را بدانيم
رضایت اصلاح‌طلب و اصول‌گرا از مجلس
شهيد حججي، نمونه‌اي درخشان از رويش‌هاي انقلاب است
روحانی قدرت گفت و گو با 16 میلیون منتقد را دارد
براي اهداف جمهوري‌اسلامي ايران، برجام را امضا کرديم
ادغام معاونت‌هاي منطقه‌اي وزارت‌خارجه
هدف 60 میلیارد دلاری نفت
براي خودکشي راه‌هاي ارزان‌تري هم هست
اشتغال بدون رشد صنعتی؛ پوچ
«حميد صفت»هايي که قاتل مي‌شوند
سازمان میراث فرهنگی بازاری می‌شود؟
مقاومت دانشگاه‌ها در مقابل جذب زنان در هيأت‌هاي علمي
افزايش نرخ باسوادي در کهگيلويه‌وبويراحمد
ویلاسازی کابوس جدید زاینده‌رود
دزدان آپاچي‌سوار
چرا انتخاب وزير علوم به تأخير افتاد
امروز عليمنصور جايش را به اشتیليکه مي‌دهد؟
چهار وزن بدون طلا و نقره؛ عبدولي بدتر از همه
ايران از حضور استراليا در آسيا خوشحال باشد
پرسپوليس- الاهلي تا نيمه‌نهايي چيزي نمانده
اهداف سفر سرلشکر باقری به آنکارا
اروپايي‌ها براي مهار تروريسم به دنبال همکاري با تهران هستند
سريال عياري متوقف شد
اجراي «هري‌پاتر» و «دزدان دريايي کارائيب» در تالار وحدت
ببينيد که «محدوديت را به امکان» تبديل کرده‌ام
هدايت تحصيلي و انتخاب سرنوشت‌ساز
چرا اصول‌گرا ، اصلاح‌طلب مي‌کنيد؟
چسب هل براي همه
تله‌موش‌های تل‌آويو برای یوزهاي ايراني
روحانی قدرت گفت و گو با 16 میلیون منتقد را دارد
حق کنار مادر بودن
17 وزیر منهای بیطرف
ویلاسازی کابوس جدید زاینده‌رود
چرا انتخاب وزير علوم به تأخير افتاد
ولگرد موزه‌دار شد
حضور در ورزشگاه‌ها، تنها دغدغه زنان نيست
پرسپوليس- الاهلي تا نيمه‌نهايي چيزي نمانده
ادغام معاونت‌هاي منطقه‌اي وزارت‌خارجه
رضایت اصلاح‌طلب و اصول‌گرا از مجلس
اشتغال بدون رشد صنعتی؛ پوچ
محافظان آموزش‌ديده براي قربانيان خاموش
آتشي که خاموش نمي‌شود
شهر شعر و ادب کلیددار خود را شناخت
ترجمه علم نيست، عمل است
سکان دستگاه ديپلماسي در دستان ظريف
کش ارز باز هم در می‌رود؟
خواننده معروف رپ به قتل اعتراف کرد
قبول داريم، اقتصاد از لبه پرتگاه عميق منحرف شده است
بارزاني: ايران بيش از هر کشوري در عراق نفوذ دارد
سازمان میراث فرهنگی بازاری می‌شود؟
هدف 60 میلیارد دلاری نفت
تأثير آزار کودکان بر بزهکار شدن آنها
نبرد اپراتورها بر سر پيراهن سرخابي‌ها
نرخ سود ثابت ماند
براي خودکشي راه‌هاي ارزان‌تري هم هست
سه گروهي که براي تصاحب دولت ترامپ تقلا مي‌کنند
ديگر به آنجا برنمي‌گردم
«حميد صفت»هايي که قاتل مي‌شوند
بهترين‌ها را معرفي کردم
سد‌سازي، سد راه بيطرف شد
نگاره
اهداف سفر سرلشکر باقری به آنکارا
قدر دلبستگي مردم به نظام را بدانيم
ديپلماسي اقتصادی، ابزار تازه سياست خارجي
حج بزرگ‌ترين ظرفيت انساني و اسلامي براي حل مشکلات جهان اسلام است
بدن دختر ۱۳ ساله، قابليت بارداري ندارد
سيدضياء هاشمي به وزارت نزدیک شد
دزدان آپاچي‌سوار
بهبود وضع موجود تنها راه‌حل مبارزه با داعش است
براي اهداف جمهوري‌اسلامي ايران، برجام را امضا کرديم
پارازيت مجلس بر آزادي رسانه‌ها
مهماني نويسندگان جهان در برلين
ظهر شنبه کنار رود روگا
سیر تکاملی پیکان دولوکس تا اتوماتیک
خاموشي آخرين کمدين دنياي مدرن
شهيد حججي، نمونه‌اي درخشان از رويش‌هاي انقلاب است
ورود اتومبيل به دارالخلافه
محمد معتمدي: رسانه ملي تنها سليقه عامه را دنبال مي‌کند
آب دهان شیطان
طرح‌هايي عليه فراموشي
وزير روي صندلي لرزان
ديدار با يار غار آمريکايي مائو
پايه‌ريزي حزب کمونيست چين
چهار وزن بدون طلا و نقره؛ عبدولي بدتر از همه
مقاومت دانشگاه‌ها در مقابل جذب زنان در هيأت‌هاي علمي
اعتماد به وقایع
شناسه خبر: 63675 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۶/۱/۳۱ - 01:00
در آرزوی تهران؛ شهري ديگر
هرچه به انتخابات نزديک مي‌شويم ايده‌ها و توصيه‌ها درباره تهران بيشتر ديده مي‌شود؛

در آرزوی تهران؛ شهري ديگر

کمتر از يک ماه ديگر مردم پاي صندوق‌هاي رأي خواهند رفت و در کنار انتخاب رئيس‌جمهوری، اعضاي شوراي شهر و روستاي محل زندگي‌شان را انتخاب مي‌کنند. انتخابات شورای شهر پنجم از آنجا اهميت دارد که شوراي چهارم بيش از اسلاف خود در معرض ديد عموم بود و مردم در جريان اهميت صندلي‌هايي قرار گرفتند که در اختيار منتخبانشان قرار داده‌اند. به‌همين‌دليل هم در روزهاي گذشته حرف و حديث‌هاي زيادي درباره عملکرد شوراي شهر و وضعيت شهر تهران شنيده مي‌شود. نمونه‌اش حرف‌هاي رئيس دانشکده محيط‌زيست درباره اينکه اين‌بار بايد با نگاهي متفاوت رأي داد. احمد طالبي با بيان اينکه وجود چهره‌هاي متخصص در ميان اعضاي شوراي شهر نه يک توقع بلکه يک امر الزامي است، مي‌گويد: «در شوراي شهر فعلي جز يکي، دو چهره که مدام در رسانه‌ها يا صحن علني شورا نسبت به مسائل محيط زيستي شهر هشدار مي‌دهند، از بقيه اعضا حتي يک جمله در مورد محيط‌زيست نشنيديم.» او ادامه مي‌دهد: «در چند سال اخير، بسياري از کلانشهرها با مسائل محيط زيستي دست به گريبان شده‌اند. از آلودگي هوا گرفته تا فاضلاب شهري و حتي شيوع بيماري‌هايي که به هرحال ريشه در عدم رعايت استانداردهاي محيط زيستي دارد. به‌همين‌خاطر مقوله محيط‌زيست ديگر يک مقوله حاشيه‌اي و در سايه نيست.»
او با اشاره به اينکه امروزه در ميان شاخص‌هاي شهر سالم محيط‌زيست نقش کليدي ايفا مي‌کند، ادامه داد: «در واقع، شهر ديگر تنها بزرگراه، اتوبان، ساختمان‌هاي بلندمرتبه و هايپرمارکت نيست و لازم است استانداردهاي محيط زيستي در آن رعايت شود که بتوان آن را شهر به معني محل سکونت تعريف کرد.» رئيس دانشکده محيط‌زيست با بيان اينکه وجود چهره‌هاي متخصص در ميان اعضاي شوراي شهر نه يک توقع بلکه يک امر الزامي است، گفت: «شما نگاه کنيد در دوره گذشته که دکتر ابتکار در ميان اعضاي شوراي شهر بود، به‌دليل سابقه، تجربه و اشرافي که به مسائل محيط زيستي داشت چقدر شورا را به سمت اخذ تصميمات محيط زيستي سوق داد و از شهرداري پرسشگري کرد. مسئله پارازيت‌ها در زمان حضور ابتکار در شوراي شهر تا اين اندازه رسانه‌اي شد که نشان مي‌دهد حضور چهره‌هاي کاربلد چقدر مي‌تواند به سلامت زيستي شهروندان کمک کند.»
طالبي با تأکيد بر اينکه نبايد فراموش کنيم که صرف حضور متخصصان محيط‌زيست در شوراي شهر به معني حل‌شدن مشکلات نيست، گفت: «بايد باورمندي به اهميت محيط‌زيست در ميان همه مديران در همه رده‌ها حضور داشته باشد. شورا نقش نظارتي و پرسشگري دارد، نه اجرايي. حالا شما مدام پرسش کن، ايراد تخصصي وارد کن به پروژه‌ها، تا زماني که مديران شهرداري به اين موضوع باور نداشته باشند، اتفاق ويژه‌اي نمي‌افتد. بحران آلودگي هوا مسئله‌اي است که امنيت ملي را به مخاطره مي‌اندازد. شما نگاه کنيد که چند روز در سال فقط به‌خاطر آلودگي هوا تعطيل مي‌شود. ميزان خسارت مالي ناشي از اين تعطيلي‌ها را محاسبه کنيد. من اينجا حتي نمي‌خواهم به مسئله سلامتي و مرگ‌وميرها اشاره کنم و فقط زيان اقتصادي به کشور را اشاره کرد. خب، اين نشان‌دهنده اين امر است که محيط‌زيست به‌صورت مستقيم بر همه عرصه‌هاي ديگر تأثير مي‌گذارد و شهروندان اين را خوب مي‌دانند. به‌همين‌خاطر به‌شخصه اميدوارم در ميان شعارهاي کانديداها، محيط‌زيست به‌صورت ويژه پررنگ باشد تا شهروندان بر‌اساس آن، رأي به صندوق بيندازند.»
او با بيان اينکه نقش ما به‌عنوان شهروند فقط فرستادن متخصصان با گرايش محيط زيستي به مجلس يا شورا نيست، گفت: «بايد پس از رأي‌دادن به اعضاي شورا از آنها پرسشگري و مطالبه‌گري کنيم و از آنها حمايت نيز بکنيم؛ يعني تنهايشان نگذاريم و احساس نکنند ما رأي داديم و دوباره به خانه برگشتيم و انتظار داريم آنها معجزه کنند.»
انتقاد از عملکرد شوراي فعلي شهر تهران هم بخشي از حرف‌هاي طالبي و بقيه منتقدان است. او با انتقاد از شوراي شهر مي‌گويد: «در شوراي شهر فعلي جز يکي، دو چهره مثل آقاي حافظي که مدام در رسانه‌ها يا صحن علني شورا نسبت به مسائل محيط زيستي شهر از آلودگي تا قطع باغ‌هاي تهران هشدار داد، از خيلي چهره‌هاي ديگر حتي يک جمله در مورد محيط‌زيست نشنيديم. مگر اين آقايان در تهران زندگي نمي‌کنند؟ مگر منتخب مردم نيستند؟ مگر قرار نيست نسبت به مشکلات مردم واکنش نشان بدهند؟ مگر مي‌شود عضو شوراي شهر تهران بود و نسبت به آلودگي هواي اين شهر در شورا سکوت کرد؟ سازمان حفاظت محيط‌زيست و دانشکده محيط‌زيست به‌عنوان بازوي علمي اين سازمان هميشه از طرح‌ها و ايده‌هاي راهگشا براي حل بحران‌هاي محيط زيستي استقبال کرده است. تکرار مي‌کنم طرح و ايده راهگشا. اين موضوعات در بستر دانشگاهي با خيال‌پردازي و شعار فرق دارد. در دانشگاه شما بايد طرح توجيهي بنويسيد. بايد مستندات علمي ارائه کنيد و راه‌حلي بدهيد که عملي باشد. قطعا ما کنار کساني هستيم که ايده‌هاي راهگشا بدهند و از آنها حمايت مي‌کنيم چون مشکل محيط‌زيست را يک مشکل ملي و حتي بين‌المللي مي‌دانيم.»
تخيل درباره شهري ديگر
ايمان واقفي جامعه شناس شهری از جمله کساني است که در روزهاي گذشته انتقادهاي زيادي به وضعيت فعلي شهر تهران و نحوه مديريت آن داشته است. او اخيرا در جلسه‌اي با بيان اينکه حرف‌هايش هم سياسي و هم تخصصي است، گفت: «من مي‌خواهم بر لزوم تخيل درباره شهر تأکيد کنم؛ فکر کردن به شهري ديگرگون، شهري دلپذيرتر، شهري که از حافظه جمعي ما محو شده است. من از شرايط امکان شهر و شوراي شهر ديگر صحبت مي‌کنم؛ چيزي که تخيل ما هم آن را ناممکن مي‌داند. من از تغيير قوانين و عوض‌شدن آدم‌ها صحبت نمي‌کنم بلکه از اين صحبت مي‌کنم که چطور مي‌شود اين تخيل را ممکن کرد.» او با ذکر دو پرده در دو دوره متفاوت مديريت شهري به تبيين رويه‌هاي کلي حاکم بر مديريت شهري در دوره‌هاي مختلف پرداخت. 
پرده اول: اتوبان نواب
واقفي درباره پرده اول مورد نظرش که اتوبان نواب بود، اشاره کرد و گفت: «طرح اتوبان نواب در سال ۶۹ تصويب شد اما تصويري که از اين طرح به ما دادند چه بود؟ اين طرح دربرگيرنده ۲۰ محله بود که دستکاري در آن بر زندگي جمعيتي در حدود ۲۶۰ هزار نفر تأثيرگذار بود. تصوير نهاد متولي براي مشروعيت‌زايي اين پروژه اين بود؛ ساختمان‌هايي با مصالح کم‌دوام و جمعيتي متنوع با سطح سواد بسيار پايين زنان، بيکاري و نرخ بالاي مهاجرت. تصوير سياهي که بايد دستکاري مي‌شد. هدف پروژه تسريع عبورومرور و وصل کردن شمال و جنوب بود. تخريب محله و ساخت ساختمان‌ها در دو طرف اتوبان نواب بود. سرمايه‌گذاري اين پروژه را دولت و شهرداري مشترکا انجام دادند اما درباره اين طرح به ما چه نگفتند؟ اين محله پرجمعيت با پيوندهاي اجتماعي، قومي و خويشاوندي قوي، سکونتگاه بخشي از فرودستان شهري بود که تبديل به اتوباني شد که مسافران شهري، سرمايه و کالاها را سريع‌تر از خود عبور مي‌داد. با ساخت اين اتوبان، همه اين پيوندها دود شد و به هوا رفت. خانه‌ها و مغازه‌ها نوسازي شد اما تصوير ما از اين محله حالا هم سياه است. بودجه اين پروژه از فروش مسکن‌ها و مغازه‌هاي تجاري حاصل شد. سرنوشت کساني که پيش‌تر آنجا بودند چه شده است؟ بخش جدي اين مردم با‌ گران شدن قيمت زمين‌ها بعد از ساخت‌وساز به حاشيه‌هاي تهران رانده شدند.»
پرده دوم: اتوبان صدر
او اتوبان صدر را به‌عنوان پرده دوم معرفي کرد و گفت: «اين پل با طول 11 کيلومتر با هزينه‌اي بين ۱۲۰۰ تا پنج هزار ميليارد تومان قرار بود با کاهش ۳۰ درصدي طول مسافرت، جابه‌جايي شرق به غرب پايتخت را تسريع کند و ۴۰ درصد از حجم ترافيک را کم کند اما درباره اين پروژه به ما چه نگفتند؟ اين پروژه در اوج تحريم‌ها و مشکلات اقتصادي با پيمانکاري قرارگاه خاتم ساخته شد و از منابع درآمدهاي شهري هزينه شد؛ منابعي که از شهرفروشي حاصل شده بود. استفاده‌کنندگان اصلي اين پروژه دارندگان خودروهاي شخصي بودند که اغلب در شمال شهر ساکنند و طبقات کم‌درآمد چندان بهره‌اي از اين پروژه نمي‌برند، درحالي‌که با اين هزينه مي‌شد بيش از ۴۰ کيلومتر مترو ساخت.»
واقفي پروژه‌هاي ديگري از شهرداري تهران را مثال زد که در امتداد اين دو طرح، جهت‌گيري‌هاي مشابهي داشتند؛ بهسازي سکونتگاه‌هاي غيررسمي، چهارراه ولي‌عصر، مال‌سازي‌ها و... او از اين دو پرده چندين تز درباره شهر استخراج کرد؛ يکي از اين تزها اين است که روابط شهر، اساسا روابط قدرت است و از اين منظر سياسي است؛ شهر محل نزاع بين گروه‌ها و طبقاتي است که هر يک قصد بيشينه کردن منافع خود را دارد؛ چه منافع اقتصادي، چه ارزش‌هاي گروهي و.... از‌همين‌رو تخصص‌گرايي مسئله اصلي نيست؛ تمام طرح‌هاي شهري با امضای متخصصان اجرا شده اما اين طرح‌ها برندگان و بازندگاني دارد. تز ديگر اين است که شهر ديگر نه محل زندگي که محل کسب سود است؛ با به بحران خوردن توليد صنعتي، سرمايه به پروژه‌هاي شهري و زمين منتقل شد و توسعه شهري را عنصري پيشرونده در سرمايه‌داري کرد و باعث حرکت ثروت به سمت زمين و مستغلات شد. اگر پيش‌تر خانه‌سازي براي اسکان مردم بود، امروز ۸۰ درصد ساخت‌وساز براي بازار و فروش است. از‌همين‌رو است که ما در ايران بيش از دو ميليون خانه خالي داريم.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.