کانال تلگرام روزنامه جامعه پویا طراحی سایت
آخرین خبرها پربازدید ترین‌ها
چرا دوباره روحاني؟
نارسايي‌ها را صادقانه بگوييد
نامزدها قول دهند نگاهشان به ملت است
انتقاد از برخوردهای سخت با نشریات دانشجویی
دورريز 30 درصد از مواد غذايي در ايران
دوران شعارهای پوچ، پایان یافته است
افزايش 20 برابري کارگزاري‌هاي بانک‌هاي ايراني در خارج از کشور
انتخابات در مزايده
۴۰۰ هزار کارگر ساختماني در دولت يازدهم بيمه شدند
رتبه شاخص تجارت ايران در سال 2017 ارتقا يافت
تصويب طرح از يارانه تا کارانه در شوراي‌عالي اشتغال
ترامپ تحريم‌ها را تعليق نکند، نقض صريح برجام است
گفت‌وگوي تمدن‌ها، راه مقابله با تهدیدهای جهانی
اردوغان پيروزي ما را دزديد
آيا برجام ديگري در انتظار منطقه است؟
مکرون، جوان شگفتی‌ساز
شام آخر آمريکا و روسيه در سوريه
کلاس درس پای تلویزیون
آنها فقط17 سال دارند
گذر از «فرق» و «فقر» خواسته اصلي معلمان است
کافه‌نشيني افسرده‌حالان
يادگارهاي يک عُمر نافرجام
تا وقتي قلبي بتپد
نيمه يک خورشيد طلايي
پرستش: از بچگي شبيه مسي بودم
جمشيد «نه» گفت
آزمون سومين گلزن برتر مسابقات انتخابي جام‌جهاني 2018
چرا برد 5 بر يک الوحده در مقابل الريان عجيب نيست؟
پیروزی بر الوحده؛ اميدواري به تباني نکردن رقبا
پيغام اسکورسيزي و امير نادري براي تولد کيارستمي
«خانه خدا» را شفاف ببينيد
نقي سيف‌جمالي درگذشت
آثار بهمن محصص و منير فرمانفرماييان، آثار گرانقيمت حراجي لندن
هيچ کاري نکردن بهتر است
فرمان بازنگري در قانون اساسي صادر شد
عمليات نظامي آمريکا در صحراي طبس‌ شکست خورد
چرا تهران پايتخت شد؟
آقاجري: فيلم آرشيو يک طرف را باز کرده است
چاقی
تخت‌گاز نواصول‌گرايان
فروختن تراکم، فروش حق مردم است
مردم در انتخابات شوراها از قوم‌گرايي پرهيز کنند
بلندمرتبه‌سازي در حريم گسل‌ها، ممنوع
تغییر با سرعت غیرمجاز
رد درخواست حکم حکومتي
گرايش سياسي، حقوق افراد را نقض نمي‌کند
ترکيه کردها را نديد اما ايران هميشه پاي آنها ايستاد
رامين رضاييان استقلالي مي‌شود؟
سوشا نه، آقاي اعتماد‌به‌نفس
لذتِ پس‌گرفتنِ صدرِ جدول در آسيا
بند بازی خطرناک برانکو در مسقط؛ صعود یا سقوط
در غياب ناصر تقوايي، «ناخدا خورشيد» جان گرفت
سامان مقدم سريال تاريخي مي‌سازد
انتشار اولين عکس «مأموريت غيرممکن۶»
ريزش ناگزير
احياي «وزارت بازرگاني» وارد فاز بررسي کارشناسي شد
35 بانک، شرکت و مؤسسه مالي اروپايي در راه تهران
نقاشی‌ها به یاری کودکان سرطانی رفتند
مي‌دانيد نصف مردم اين دنيا عاشق هستند؟
بلند کردن چند هندوانه با موبايل
گذر از «فرق» و «فقر» خواسته اصلي معلمان است
آقاجري: فيلم آرشيو يک طرف را باز کرده است
ترکيه کردها را نديد اما ايران هميشه پاي آنها ايستاد
پرستش: از بچگي شبيه مسي بودم
تخت‌گاز نواصول‌گرايان
ريزش ناگزير
سوشا نه، آقاي اعتماد‌به‌نفس
رد درخواست حکم حکومتي
فروختن تراکم، فروش حق مردم است
برون‌سپاري «خانه‌هاي امن» در دستور کار بهزيستي است
بلند کردن چند هندوانه با موبايل
مرسي مسيو بوبن
دل اردوغان برای احمدی‌نژاد تنگ شده است
بند بازی خطرناک برانکو در مسقط؛ صعود یا سقوط
پسري با پيپ، سونات مهتاب مي‌نوازد
وقتی عمو سبزی‌فروش اولین سرود ملی شد
کافه‌نشيني افسرده‌حالان
آواز کوچه‌باغي يا بيات تهران
گرايش سياسي، حقوق افراد را نقض نمي‌کند
شام آخر آمريکا و روسيه در سوريه
دورريز 30 درصد از مواد غذايي در ايران
۱۱ نفري که براي اليزه جنگیدند
مردم در انتخابات شوراها از قوم‌گرايي پرهيز کنند
چرا برد 5 بر يک الوحده در مقابل الريان عجيب نيست؟
چرا تهران پايتخت شد؟
انتخابات فرانسه در سايه تلاطمات امنيتي- سياسي
افزایش دستمزدها، تورم را جا گذاشت
انتشار اولين عکس «مأموريت غيرممکن۶»
لذتِ پس‌گرفتنِ صدرِ جدول در آسيا
تغییر با سرعت غیرمجاز
35 بانک، شرکت و مؤسسه مالي اروپايي در راه تهران
رامين رضاييان استقلالي مي‌شود؟
مرگ پای خانه‌های اصفهان نشسته است
افزايش 20 برابري کارگزاري‌هاي بانک‌هاي ايراني در خارج از کشور
چرا دوباره روحاني؟
نيمه يک خورشيد طلايي
پیروزی بر الوحده؛ اميدواري به تباني نکردن رقبا
نگاره
سامان مقدم سريال تاريخي مي‌سازد
آن روزها، رادیو با نفت روشن می‌شد
گفت‌وگوي تمدن‌ها، راه مقابله با تهدیدهای جهانی
تا وقتي قلبي بتپد
در غياب ناصر تقوايي، «ناخدا خورشيد» جان گرفت
اعتماد به معلمان، لازمه اجرايي‌شدن مدرسه‌محوري
کلاس درس پای تلویزیون
انتقاد از برخوردهای سخت با نشریات دانشجویی
دوران شعارهای پوچ، پایان یافته است
هيچ کاري نکردن بهتر است
قتل 2 ميليوني
«حرف مفت زدن» ممنوع
مي‌دانيد نصف مردم اين دنيا عاشق هستند؟
چرا عمارت، کلاه‌فرنگي نام گرفت؟
توليد صنعتي ايران 5 درصد از رکورد تاريخي بيشتر است
بلندمرتبه‌سازي در حريم گسل‌ها، ممنوع
احياي «وزارت بازرگاني» وارد فاز بررسي کارشناسي شد
ترامپ تحريم‌ها را تعليق نکند، نقض صريح برجام است
تصويب طرح از يارانه تا کارانه در شوراي‌عالي اشتغال
رتبه شاخص تجارت ايران در سال 2017 ارتقا يافت
مکرون، جوان شگفتی‌ساز
نقاشی‌ها به یاری کودکان سرطانی رفتند
شناسه خبر: 63681 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۶/۱/۳۱ - 01:00
بگذاريم ستاره‌ها آواز جيرجيرک‌ سر بدهند
خلاقيت مادرانه در برابر امر و نهي‌کردن

بگذاريم ستاره‌ها آواز جيرجيرک‌ سر بدهند

روزبه آرش: تنها شنيدن اين داستان مي‌تواند ما را پرتاب کند به دنياي شاد کودکي؛ دنياي شادي‌هاي بي‌پروا که سرشار از خيال‌هاي رنگي بود: «داستان ستاره‌هايي که صداي جيرجيرک مي‌دهند.» دنيايي که همه چيز در آن واقعا رنگي بود و هر رؤيايي امکان‌پذير؛ زندگي در ابعاد کوچکي از جهان، شايد تنها به اندازه حياط يک خانه و وسعت تصوراتي نامحدود، بزرگ‌تر از تمام جهان. وقتي اين داستان را شنيدم تنها نتيجه‌اي که گرفتم اين بود که مادر بودن مي‌تواند خلاقانه‌ترين کار جهان باشد: «يادم هست که پنج سالم بود، روي پله‌هاي حياط بغل مادرم نشسته بودم و رؤياهاي شبانه مي‌بافتم. مادرم موهايم را نوازش مي‌داد و بوي يأس کاشته‌شده در باغچه همه جا را پر کرده بود. صداي جيرجيرکي کنجکاوم کرد. پرسيدم اين صداي چيه؟ و جواب اين سؤال هميشه در گوشم هست؛ جوابي که هنوز هم باورش دارم و به آن معتقدم و هر بار که صداي جيرجيرک مي‌شنوم، به يادم مي‌آيد. مادرم گفت اين صداي ستاره‌هاست. انگار که واقعا بود و هميشه هست.»
مگر مادرها در فرايند روزمره چه مي‌کنند که اين قدر متفاوت هستند؟ مگر شيردادن، پوشک عوض‌کردن، بازي‌کردن و مراقب کودک‌ بودن چقدر فکر مي‌خواهد؟ مادر بايد بتواند به راه‌حل‌هاي جديدي برسد که کودک خود را اقناع کند. از آنجا که اين راه‌حل‌ها در هر مورد، وضعيتي ويژه و خاص و تکرارناپذير است، احتياج به خلاقيت بالايي دارد. در اين حالت مادر بايد سعي کند موقعيت را با ديدي متفاوت بنگرد و انواع راه‌حل‌ها را امتحان کند. گاهي براي بچه يک موقعيت ممکن است چند بار تکرار شود و مادر مجبور باشد هر بار، راه‌حلي متفاوت با دفعه قبل پيش پاي کودک و موقعيت تکراري بگذارد. پس بايد بتواند مسائل را به‌خوبي ببيند و در ذهن خود دنبال راه‌هاي متفاوتی بگردد. مادرهايي که هر روز در مقابل هزاران موقعيت اين‌چنيني قرار مي‌گيرند و در مقابل اين موقعيت‌ها، براي پيداکردن راه‌حل فکر مي‌کنند، شايد از بسياري از دانشجويان و استادان دانشگاه، بيشتر فکر کنند. هميشه دنبال راه‌حل جديد بودن، نه‌تنها تمريني ذهني است بلکه کودک را از امر و نهي‌کردن‌هاي مکرر راحت مي‌کند و تربيت صحيح‌تري را موجب مي‌شود. با اين روش‌هاي خلاقانه است که مادرها مي‌توانند چيزهايي بگويند که تمام عمر در ذهن ما نقش ببندد. 
بچه‌ها در روز کارهاي زيادي انجام مي‌دهند که بعضي‌هايشان مورد تأييد مادرها هست و بعضي‌هايشان نه اما نحوه برخورد هر مادر با کارهايي که مورد تأييدش نيست، فرق مي‌کند. اولين و ساده‌ترين راه‌حل اين است که جلوي انجام عمل بچه گرفته شود که بيشتر مادرها هم همين کار را انجام مي‌دهند. مثلا آشغال را از دهان بچه درمي‌آورند، چاقو يا هر وسيله‌اي که براي بچه خطري ايجاد مي‌کند، از او مي‌گيرند، يا بچه را از محل خطر دور مي‌کنند. اثرات ناگوار امر و نهي‌کردن به کودک و تأثير طولاني‌مدتي که تا آخر عمر گريبان‌گير انسان مي‌شود، بحث مفصلي است. امر و نهي‌کردن مي‌تواند شخصيت کودک را در بزرگسالي بسازد و او را تبديل به فردي ترسو کند که توانايي تصميم‌گيري ندارد. بيشتر مادرها ساده‌ترين راه، يعني امر و نهي‌کردن را انتخاب مي‌کنند اما بعضي مادران هستند که به‌جاي امر و نهي‌کردن، دنبال راه‌حل‌هايي مي‌گردند که وضعيت خطر را براي کودک از بين ببرند. آنها گاهي با عوض‌کردن موقعيت، اين وضعيت را تبديل به وضعيت ديگري مي‌کنند و گاهي با جايگزين‌کردن، آن را تغيير مي‌دهند. اين مادرها براي اين کار مجبور به فکر‌کردن هستند. اينجا به سؤال اول بازمي‌گرديم، مگر مادرها در طول روز چه مي‌کنند؟ مادرهايي که همه موقعيت‌ها را براي بچه تبديل به بازي مي‌کنند، مادرهايي‌ هستند که فکر مي‌کنند. آنها هر روز مجبورند به راه‌حل‌هاي جديد برسند و شايد خيلي بيشتر از همه ما فکر مي‌کنند. اين کاري سخت و خسته‌کننده است که در روزهاي سخت زندگي روزمره ما مي‌تواند با بي‌حوصلگي جاي خود را به امر و نهي بدهد؛ امر و نهي‌هايي که براي حفظ سلامت خود کودک او را از همه چيز محروم مي‌کند: ندو، نخور، نکن، نرو و... .
ريچارد نيکسون پس از افتضاح واترگيت براي سخنراني استعفايش در برابر دوربين‌هاي تلويزيون قرار گرفت. او از يک جمله استفاده کرد: «من کلاهبردار نيستم.» پس از آن تمام آمريکا و نيمي از جهان او را يک کلاهبردار مي‌دانستند. اين قدرت تخريبگر استفاده از افعال منفي است. مشابه اين مسئله در مورد والدين و بچه‌ها هم صدق مي‌کند، جملات منفي پر‌تکرار در نهايت به برداشت‌هاي منفي و رويکردهاي منفي تبديل مي‌شود. 
۱- به جملاتي که از دهان شما بيرون مي‌آيند، توجه کنيد، به‌ويژه به جملاتي که افعال منفي در آنهاست، گوش کنيد.
۲- اگر جمله‌اي را با ساختار منفي به کار برده‌ايد، بلافاصله آن را به جمله‌اي مثبت تغيير دهيد. 
۳- به بقيه افرادي که دستوراتي در قالب جملات منفي مي‌دهند، گوش کنيد و نتيجه آن را ببينيد. در ذهن خود، دستور آنها را دوباره جمله‌سازي کنيد. 
۴- تمرين کنيد، تمرين کنيد و تمرين کنيد. من پيش‌بيني مي‌کنم که در يک هفته که مراقب حرف‌زدن خود باشيد، جمله‌بندي‌هاي مثبت، ديگر به صورت طبيعي در ذهن شما شکل مي‌گيرند. يعني قبل از اينکه جملات منفي به زبان بياوريد، قادر به اصلاح آنها هستيد. 
کودکان ما زمان محدودي براي تجربه آزادي و رهايي دارند، بگذاريم راحت‌تر بدوند و از اين روزهاي خوب بيشتر لذت ببرند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.