شماره 524 - شنبه 23 دی 1396

فیلم‌هایی برای آشتی مردم با کتاب، در گفت‌و‌گو با اکتای براهنی
اقتباس از اثر قدیمی باید به روز شود

شهرزاد رویایی
خبرنگارگروه ادب و هنر

 در یک سال گذشته فیلم‌های اندک اما موفقی براساس آثار ادبی مکتوب ساخته شده‌اند، در‌این‌زمینه می‌توان به «رگ خواب»، «پل خواب» و «ایتالیا ایتالیا» اشاره کرد.
سینمای ایران از سال‌های دور با اقتباس از آثار ادبیات کهن مانند، فیلم «لیلی و مجنون» در سال 1316، فیلم «شب قوزی» ساخته فرخ غفاری بر‌اساس داستانی از هزار‌و‌یک‌شب و در دهه‌های بعد با اقتباس از آثار معاصر ادبیات داخل کشور حرکت کرد. علاوه‌بر رمان‌های فارسی، آثار معتبر جهانی نیز مورد استقبال فیلمسازان قرار گرفت که اکثرا فیلم‌های موفقی از نظر جلب مخاطب محسوب می‌شوند. اغلب سینماگران ضعف فیلم‌ها را ناشی از ضعف قصه فیلمنامه‌ها می‌دانند و در‌چنین‌شرایطی، اقتباس از متن ادبی موفق فرصت مناسبی برای فیلم‌های سینما است. به‌همین‌جهت به گفت‌وگو با کارگردان‌های موفق در این حوزه می‌پردازیم.
مخاطب «شب‌های روشن» خاص نبود
یکی از موفق‌ترین فیلم‌های کارنامه فرزاد مؤتمن «شب‌های روشن» با اقتباس از کتابی به همین نام به نویسندگی فیودور داستایوفسکی ساخته شده است و او علل موفقیت این اقتباس را صرفا به توانایی خود نسبت نمی‌دهد و بیان می‌کند: «به‌هر‌حال شب‌های روشن در بین دیگر آثار داستایوفسکی از جمله «قمارباز»، «برادران کارامازوف»، «جن‌زدگان» و... اثری ضعیف محسوب می‌شود. این نویسنده در ابتدا رمان‌های بالزاک را به روسی ترجمه می‌کرد و رمان «شب‌های روشن» را در همان سال‌ها، در 26‌سالگی نوشت، به‌همین‌دلیل نوع ادبیات این کتاب بوی نوشته‌های ساده بالزاک را می‌دهد و به‌همین‌خاطر دایره مخاطبان این اثر خاص نیستند و تعداد زیادی از افراد را جذب می‌کند».
تیراژ پایین کتاب، اقتباس را عبث کرد
مؤتمن در گفت‌وگو با «وقایع‌اتفاقیه» معتقد است، میزان مطالعه در ایران بسیار کم است و در این صورت، اقتباس از اثر ادبی کار عبثی است. او درباره این موضوع می‌گوید: «اثر اقتباسی مستلزم درنظرگرفتن تماشاگران بالقوه است که با‌توجه به تیراژ پایین کتاب، ساختن فیلم‌هایی بر‌اساس قصه رمان‌ها با نساختن آن تفاوتی ندارد و این مشکل برای امروز و دیروز نیست و طی نیم‌قرن به این وضع رسیدیم».
سینمای دولتی حامی اقتباس نیست
این کارگردان، در آخر به عدم‌حمایت سینمای دولتی از ساخت فیلم‌های اقتباسی اشاره می‌کند: «وضعیت تولید فیلم، افتضاح شده و ساخت فیلم سینمایی موفق بر‌اساس آثار ادبی معتبر دنیا، ناممکن شده است. من بارها برای اقتباس از چند کتاب مانند «شب پیشگویی» اثر پل استر اقدام کردم اما سازوکار سینمای دولتی ایران حمایتی در‌این‌راستا انجام نداد».
گاهی ارشاد جرات اقتباس را از بین می‌برد
برخی کتاب‌هایی که مورد استقبال مخاطب قرار می‌گیرند تا حد زیادی بدون حادثه و متکی به دیالوگ است و همین نکته مانع اقدام به ساخت فیلم بر پایه این کتاب‌های بی‌قصه است. اکتای براهنی، کارگردان جوانی است که اولین فیلم سینمایی‌اش را با اقتباس آزاد از کتاب «جنایت و مکافات» اثرداستایوفسکی ساخته است. این فیلم به‌تازگی اکران شده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. این کارگردان در گفت‌وگو با «وقایع‌اتفاقیه» درباره علل کاهش فیلم‌های سینمایی اقتباسی به تیراژ پایین کتاب اشاره می‌کند و عوامل دیگری را نیز موثر می‌داند: «اکثر جمعیت کشور با استناد به تیراژ کتاب‌ها و نحوه نوشتار رسمی و غیر‌رسمی، کتابخوان محسوب نمی‌شوند و جامعه از ادبیات دور است. کمبود مطالعه منجر به درک پایین و ارتباط ضعیف بین هنرهای مختلف می‌شود. فرهنگ کلمه، مهجور مانده است و این درحالی است که کشور ما ریشه‌های ادبی قدرتمندی دارد. اقتباس‌های متعدد سینما از ادبیات در دهه 40 و 50 به‌دلیل ارتباط قوی بین هنرمندان دو حوزه ادبیات و سینما اتفاق افتاد و برای مثال می‌توان به رابطه نزدیک داریوش مهرجویی با کانون نویسندگان و به‌طور خاص با غلامحسین ساعدی، بهمن فرمان‌آرا با هوشنگ گلشیری و... اشاره کرد. متاسفانه امروز ارتباط بین هنرمندان حوزه‌های مختلف هنر خراب شده است. درباره کمبود مطالعه باید بگویم که نویسندگان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به‌همین‌ترتیب در دوران معاصر، کمتر رمانی را می‌خوانیم که دو قشر روشن‌فکر و عامه‌ را جذب کند. از‌سوی‌دیگر، برخی کتاب‌ها سال‌های زیادی در ارشاد بوده که کسی جرات ندارد از روی آنها فیلمنامه بنویسد و همه این موارد کوچک و بزرگ، دلیل توجه کمتر سینماگران به ساخت آثار اقتباسی است».
اقتباس از آثار ادبی _ فلسفی وحشتی ندارد
ساخت فیلم سینمایی با برداشت از آثار موفق ادبی اغلب با ترس سازنده از عدم مقبولیت اثر در نظر مخاطبان رمان همراه است و تا حدی مانع این رویکرد می‌شود. براهنی مخالف چنین نگاهی است و تاکید می‌کند: «نگاهی دانشجویی نسبت به آثار برجسته ادبیات وجود دارد که مطالعه و درک این کتاب‌ها را تبدیل به غول بزرگی کرده که مانع خواندن آنها می‌شود. درحالی‌که همه می‌توانند این کتاب‌ها را بفهمند. به‌طور مثال، داستان فیلم «پل خواب» درباره دانشجوی فقیری است که برای دستیابی به پول مورد نیازش به فکر جنایت میفتد. او باهوش است و به عواقب جنایتی که در سر دارد، می‌اندیشد و داستایوفسکی نیز محور اصلی قصه‌اش بر همین ترتیب است، مشکل از تنبلی ذهن ایرانی است وگرنه هیچ نکته غیر‌قابل‌فهمی وجود ندارد. متاسفانه اکثر کسانی که مدعی هستند «جنایت و مکافات» کتاب مهمی در زندگی‌شان محسوب می‌شود، آن‌طور که باید هسته اصلی فلسفه کتاب را درک نکردند. در این مدت بسیاری از منتقدان به من گفته‌اند که این فیلم، همان قصه «جنایت و مکافات» نیست و اسمی از این اثر در کار نیست یا برخی دیگر معتقدند این داستان تصویر ندارد و اقتباس خوبی به‌دست نمی‌آوری. من این نگاه با ترس را اشتباه می‌دانم و هرگز از آثار ادبی و فلسفی وحشت ندارم زیرا در طول سال‌ها خودم را بر ابزار لازم مسلط کرده‌ام».
وفاداری به هسته اصلی داستان ارزشمند است
در نظر برخی، اقتباس باید عینا تکرار اثر یا همان اقتباس لفظ به لفظ باشد، درحالی‌که برداشت از هر کار هنری می‌تواند در سه شکل آزاد، لفظ به لفظ و وفادار اتفاق بیفتد. براهنی در پایان به مراحل اقتباس در فیلم «پل خواب» اشاره می‌کند: «من از ابتدا به هسته فلسفی و پیرنگ داستان متعهد بودم و این ارزشمند است و لزومی ندارد به دنبال اقتباس نعل‌به‌نعل باشیم. در کار داستایوفسکی سه مرحله جنایت، پشیمانی از جنایت و تزکیه روح وجود دارد و در نهایت این سوال را مطرح می‌کند که اخلاق در زندگی بشر چه جایگاهی دارد؟ «پل خواب» مرحله سوم یعنی تزکیه روح را با تشبیه تصمیم‌گیری پدر به تصمیم حضرت ابراهیم(ع) در برابر اسماعیل، بیان می‌کند. در نهایت به نظرم هر قصه‌ای واکسنی دارد و باید هسته تفکر اصلی را به واکسنی تبدیل کنیم و مهم نیست که تا چه اندازه به جزییات اثر وفادار باشیم. مکافات قصه داستایوفسکی از عذاب وجدان نشات می‌گیرد درحالی‌که بشر امروز مکافات را از جهات مختلفی می‌کشد و وجدان، به‌تنهایی چندان عذابی به او نمی‌دهد؛ بنابراین اقتباس از اثری متعلق به 150‌سال گذشته، باید به‌روز شود و این به‌روز‌شدن، تبدیل گاری قصه به ماشین نیست، بلکه قرائت جدید فلسفه اثر است».
اقتباس در دیگر نقاط دنیا بیشتر از ایران است
خسرو معصومی کارگردانی است که چندی پیش، در صدد ساخت اثری با اقتباس از نیما یوشیج برآمد و هنوز بنا‌بر معضلات مالی، موفق به تولید این فیلم نشده است.
معصومی در گفت‌وگو با «وقایع‌اتفاقیه» ارتباط بین کارگردان و نویسنده را در دو دیدگاه متفاوت و مشارکت این دو طیف را مشکل می‌بیند. او می‌گوید: «من به‌صورت مشارکتی با آقای عباس معروفی همکاری‌هایی برای ساخت فیلم انجام دادیم اما ذهنیت‌مان با یکدیگر همخوانی نداشت. این نوع همکاری برای تلفیق سینما و ادبیات در دنیا زیاد اتفاق می‌افتد اما در ایران چنین نیست. یک‌بار دیگر در‌صدد ساخت فیلم از روی کتاب «دزد سگ‌ها» نوشته نجیب محفوظ برآمدم اما این نویسنده در مصر زندگی می‌کند و هماهنگی با او آسان نیست و این کار باید با اجازه نویسنده انجام گیرد».
نویسندگان و کارگردان‌ها تعامل ندارند
این کارگردان توضیح می‌دهد: «متاسفانه برخی نویسندگان معاصر یا خانواده‌هایشان، نسبت‌به این همکاری سخت‌گیری و وسواس زیادی نشان می‌دهند که انگیزه ساخت فیلم بر‌اساس کتاب‌ها را کم می‌کند. با وجود این شرایط سخت، طی دو سال گذشته تعدادی فیلم‌های اقتباسی در جشنواره داشته‌ایم. در سال‌های دورتر نیز نمونه‌های ماندگار بسیاری داشتیم که در نظر من، دو فیلم «ناخدا خورشید» و «آرامش درحضور دیگران» به‌عنوان اقتباس‌های فراموش‌نشدنی محسوب می‌شوند».
به نظر می‌رسد در جامعه‌ای که اکثر شهروندان آن کتاب نمی‌خوانند، نمی‌توان توقع داشت که از آثار ادبی نقش موثری در ساخته‌های فرهنگی آن کشور از جمله سینما داشته باشد. بااین‌حال، می‌توان امیدوار بود که توجه کارگردانان کاربلد به برخی رمان‌های جذاب بهانه‌ای برای برخی مخاطبان ایجاد کند تا به متن اصلی این داستان‌ها مراجعه کنند.






ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
کد تصویر را در کادر وارد کنید