شماره 524 - شنبه 23 دی 1396


اخراج برخورد صحیحی نیست

زهرا علی اکبری
معلم و مشاور امور بانوان وجوانان

 متاسفانه وجود نگاه و تعصبات نابجا و همچنین برداشت سلیقه‌ای از سوی مدیران برخی مدارس سبب شده تا دختران متاهل از تحصیل در مدارس روزانه منع شوند. به سبب آداب و سنن قومی در برخی از نقاط کشور ازدواج در سنین پایین امری توجیه‌پذیر است و این خاص گیلک، بلوچ، ترک، عرب، کرد، لر، مازنی و... نیست بلکه در همین پایتخت هم در برخی از مناطق ازدواج‌های فامیلی، همچنین با رضایت اولیا و تاهل دختران در سنین تحصیل مشهود و محسوس است؛ بنابراین حضور دختران متاهل در مدارس موردی نیست که غیرقابل تصور باشد و برای مواجهه با آنان نباید از برخورد قهری استفاده کرد. برخوردهایی که در اکثر مواقع به افسردگی، گوشه‌گیری و محرومیت دختران منجر می‌شود. آنان تصمیمی برای ادامه زندگیشان گرفتند که باید از همه نظر مورد قبول و احترام دیگران باشد. آنچه باید نهادهای فرهنگی و آموزش‌وپرورش به آن بپردازند اخراج و به کنار راندن و دور نگه‌داشتن این افراد نیست بلکه آموزش مهارت‌ها و معیارهایی است که چه دختران مجرد و چه متاهل با برخورداری از آنان به بسط فکری و انگیزه‌ای دست یابند و تنویر افکار جامعه در این خصوص رخ دهد. اگر در دوران تحصیل آموزش‌های لازم و خاص به دانش‌آموزان داده شود چرا باید نگران حضور متاهلان در کنار مجردان باشیم؟ چرا باید آنان را به تحصیل در مدارس بزرگسال یا به حضور صرف در دوران امتحانات حکم دهیم؟ پژوهش‌های داخلی نشان داده که اطلاعات دختران درباره ازدواج، سلامت جنسی و باروری و همچنین اعتماد ‌به ‌نفس‌شان، ناچیز بوده و آموزش ازدواج و مباحث جنسی هم در مدارس وجود ندارد. برای آنکه بتوانیم حضور دختران متاهل را در مدارس مدیریت کنیم و آن را بحران ندانیم، باید از کلاس اول دبستان برای آن برنامه داشته باشیم و به دانش‌آموزان آموزش دهیم. نباید نگران همنشینی مجردان و متاهلان باشیم اگر آموزش‌های تبیینی و آگاهی بخش کاملی را در مدارس پایه‌ریزی نماییم. متاسفانه امروزه نه‌تنها جای چنین آموزشی در مدارس ما بسیار خالی است بلکه به‌دلیل باورها و عقاید غلط برخی، از برنامه‌ریزی و اقدام درباره آموزش مهارت‌های زندگی و مسائل زیست جنسی در مدارس غافل مانده‌ایم. نتیجه این غفلت که با اخراج تکمیل می‌شود و به ازدواج‌های نافرجام برای دختران و گرفتن حق شادی از آنان که در فصل نشاط و طرب خود باید تن به قوانینِ سخیف و اجباری بدهند و به جای پرواز آرزوها و آرمان‌هایشان به سکوت و خفقان و تحصیل جدا از دوستان‌شان تن دهند، منجر می شود. تعجب دارد که گاهی برخی متولیان نظام تعلیم و تربیت تغییر چهره متاهلان را دلیل تصمیم خودشان برای عدم حضور آنان در مدرسه می‌دانند و گویی با دنیای امروز نوجوانی و جوانی دانش‌آموزان بسیار فاصله دارند این درحالی است که امروزه دانش‌آموزان مجرد زیادی ظاهری شبیه همان دختران متاهل را دارند و می‌توانند در مدارس معمولی درس بخوانند. جای تاسف دارد که برای مواجهه با امر آینده‌سازی همچون ازدواج در مدارس، حتی برخورد و رفتار مناسب با دانش‌آموزی که ازدواج کرده را هدفمند نکرده‌ایم و مسئولان مدارس در مقابل با چنین دانش‌آموزانی دقیقا نمی‌دانند چگونه باید برخورد کنند و با تصمیمات اخراجی چند وقته به دنبال حل کردن ماجرا هستند. اینها همه نشان از ضعف قوانین کشوری و آیین‌نامه‌های اجرایی و انضباطی مدارس است.
در روزگاری که به سمت جهانی با تحولات عمیق اجتماعی و فرهنگی در حال حرکت هستیم و دختران و زنان یکی از منابع فاخر نیروی انسانی برای توسعه و پیشرفت محسوب می‌شوند، سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری درباره ازدواج و حق تحصیل آنان بسیار مهم جلوه می‌کند و انتظار می‌رود وزارت آموزش‌وپرورش به جای تغییر نام و پیگیری غیر‌قانونی بودن آموزش زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی و... که جز تنش و چالش جدید چیز دیگری ندارد کمی به اصلاح قوانین آیین‌نامه‌ای و ساختار خود بپردازد و با تنویر اندیشه مدیران مدارس خود و تدوین برنامه‌های آموزشی مطلوب در مدارس و دیگر نهادهای مربوط به سمت بسترسازی و فرهنگ‌سازی ازدواج صحیح و به وقت گام بردارد و برای افکاری که حق تحصیل را از دختران متاهل می‌گیرند، سازه‌های باورمندی تعریف کند تا آنان هم در کنار سایر دانش‌آموزان گذران دوران تحصیل کنند.






ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
کد تصویر را در کادر وارد کنید